کاش مغزی داشتی تا جای خاک
پیر دهقان سرفکندی پای تاک
گر نبودی سفله پرور چرخ دون
غیر رز هرگز نروییدی زخاک
برده دل ها در ید آن شوخ چشم
مست را اری چه باک از انتهاک
هوش تا نبود ز بدنامی چه ننگ
عقل تا نبود ز رسوایی چه باک
نازم آن قاتل که با چندین قتیل
دامنش ز آلایش خون است پاک
تا نگردد متهم در خون من
گو به بالینم بیا بعد از هلاک
جان و تن وقف تو شد قلبی لدیک
دین و دل رهن تو شد روحی فداک
آستین بر اشک ما مفکن که نیست
این علاج سینه های زخمناک
گر به تلبیس از تو پوشم حال دل
چیست حالی چاره این جیب چاک
داغ جانان بر جبین من به حشر
چون صفایی را برآرند از مغاک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود درباره عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او آرزو میکند که اگر مغزی داشت، میفهمید که خاکی که در آن زندگی میکند، چگونه میتواند روحش را تحت تاثیر قرار دهد. شاعر به زیبایی چشمان معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که حتی در حال مستی، از انتقادات و قضاوتهای دیگران نگران نیست. او به عشق و فدای خود برای معشوقهاش تأکید میکند و به سختیهای قلبیاش میپردازد. در نهایت، شاعر خواستههایش را با داغی بر پیشانیاش مقایسه میکند و اظهار میدارد که این دردها نشانهای از عشق عمیق او است.
هوش مصنوعی: ای کاش تو هم قوهی تفکری داشتی تا در برابر خاک و رنجی که پیر دهقان با کشت تاک تحمل میکند، سر تعظیم فرود آوری.
هوش مصنوعی: اگر نبودند افرادی که پایینتری را پرورش دهند، گلهای زیبا هرگز از خاک نمیروییدند.
هوش مصنوعی: دلها را به دام خود کشیده است آن چشمان بازیگوش و مست، پس چه اهمیتی دارد اگر مورد آسیب یا تجاوز قرار بگیرد؟
هوش مصنوعی: وقتی هوش و درک وجود ندارد، بدنامی اهمیتی ندارد و اگر عقل و خرد نباشد، رسوایی ترسی به همراه ندارد.
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جذابیت آن کشتهاش افتخار میکنم که با وجود کشتهها و خونهای ریخته شده، دامنش هنوز پاک و خالی از آلودگی است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که من به مرگ نیفتم و متهم نشوم، به سراغ من بیا و کنارم بنشین.
هوش مصنوعی: جان و تن من وقف تو شده است، قلبم به تو وابسته و دین و ایمان من در دست توست. روح من برای تو فدای تو میشود.
هوش مصنوعی: دست خود را بر اشکهای ما نگذار، چرا که این کار نمیتواند دردهای عمیق دلهای زخمی ما را درمان کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با فریب و نیرنگ خودم را به جای کسی دیگر معرفی کنم، آیا حال دل من خوب خواهد شد؟ چه راه حلی برای جیب خالی و پر دردسر من وجود دارد؟
هوش مصنوعی: زخم عشق محبوبم بر پیشانی من در روز قیامت، مانند روشناییای است که از عمق تاریکیها به وجود میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابله و فرزانه را فرجام خاک
جایگاه هر دو اندر یک مغاک
مردهایام میروم بر روی خاک
زنده گردان جانم ای جانبخش پاک
این بگفت و رفت در دَم زیر خاک
آن کنیزک شد ز عشق و رنج پاک
هر یک از جایی دگر تشویش ناک
لیک در جمعیت از تشویش پاک
روح تو آبست و نفست همچو خاک
زین دو جوهر زاید این فرزند پاک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.