باغبان را بودی ار مغزی به سر بر جای خاک
جاودان چون خاک بنهادی سر اندر پای تاک
من که مستوری نمی جویم ز رسوایی چه بیم
من که هشیاری نمی دانم ز بد نامی چه باک
گردن دوت برافرازم به گردون از شرف
دست فضلم گر کندگرد گناه از گونه پاک
سینه مجروح از چه رو گر تن نیامد تیر سفت
دیده خون ریز از چه رو تا دل نباشد زخمناک
سوختم در آتش عشقت چنان کز بعد مرگ
جای گردم دود خواهد خاست چون تیغ از مغاک
گر خود از خونم بحل خواهی خدا را بی دریغ
چو افکنی بر خاکم از بالین مرو پیش از هلاک
دل ندارد دولتی تا گویمت قلبی لدیک
جان ندارد قیمتی تا خوانمت روحی فداک
دستگیری کن تو کز غرقاب غم برهانیم
ورنه چون آیم برون زین ورطه با این انهماک
آسمان سا شد صفایی فرق فخرم در دو کون
تا مرا بر خاک کویش با سگان است اشتراک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به عشق و رسوایی میپردازد. او به باغبان تشبیه میشود و از او میخواهد که اگر خدای او را بر خاک افکند، او را فراموش نکند. شاعر به عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از آن اشاره میکند و از سختیهای زندگی و عشق سخن میگوید. او میگوید که حتی اگر به شدت آسیب ببیند یا در عمق غمی غرق شود، باز هم از عشقش دست برنمیدارد. همچنین، او به نوعی غرور و افتخار در عشق اشاره میکند و بیان میکند که هرچند ممکن است به بدنامی و رسوایی دچار شود، اما این امر او را نمیترساند و با تمام وجود به عشقش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: اگر باغبان مغزی تلاشگر و هوشیار داشته باشد، میتواند با استفاده از دانش خود برای درختان (تاک) رشد و باروری به ارمغان آورد و در نهایت به ثمرات جاودانی دست یابد.
هوش مصنوعی: من به دنبال پنهانکاری نیستم؛ چراکه از رسوایی نمیترسم. من که چیزی از هشیاری نمیدانم، از بدنامی نیز بینیازم.
هوش مصنوعی: من به خاطر شرافت و بزرگیام، گردن دوستم را در آسمان بلند میکنم. اگر دست فضیلت من، گناه را از چهرهام پاک کند، این افتخار بزرگی برای من خواهد بود.
هوش مصنوعی: چرا سینهام درد میکند وقتی تنم تیر خورده ندارد؟ چرا از چشمانم خون میریزد؟ تا وقتی دل زخمخوردهای در کار نیست، این درد و خونریزی برای چیست؟
هوش مصنوعی: عشق تو مرا به شدت سوزانده است بهطوری که حتی پس از مرگم، از خاکستر وجودم دودی بلند میشود، مانند تیغی که از گودال برمیخیزد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از خون من به راحتی بگذری، خدا را بیدریغ، فقط قبل از اینکه بمیرم، از کنارم دور نشو و مرا بر خاک نینداز.
هوش مصنوعی: دل کسی قدرتی ندارد که بگوید: دل من برای تو تنگ است. جانم هم قیمتی ندارد که بگویم: روح من فدای تو.
هوش مصنوعی: از تو کمک میطلبم تا مرا از عمق غم و مشکلات بیرون بیاوری، چرا که اگر نتوانم از این وضعیت دشوار نجات پیدا کنم، نمیدانم چگونه از این بحران خلاص شوم.
هوش مصنوعی: آسمان به زیبایی درخشان شده و در هر دو دنیا، فخر و افتخار من نمایان است. من با سگان در خاک کوی تو شریک هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک
جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک
دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک
حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان
دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک
صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را
[...]
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
سینهام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟
میکشی بر غیر تیغ و میکشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
[...]
او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
رایاو قتل منست و من برای او هلاک
زان رخم حیران آن صانع که پیدا کرده است
آتش خورشید پرتو ز امتزاج آب و خاک
دی به آن ماه عجم گفتم فدایت جان من
[...]
تا زند بخیه درزی چالاک
آنچه بر یوسف از قفا شد چاک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.