به قلم راست نیاید صفت مشتاقی
سادَتی اِحْتَرقَ القَلْبُ مِنَ الاَشْواقِ
نشود دفتر درد دل مجروح تمام
لَوْ اَضافوا صُحُفَ الدَّهْرِ اِلی اَوْراقی
آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی
اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی
بی عزیزان چه تمتع بود از عمر عزیز
کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟
من همان عاشقم ار زان که تو آن دوست نهای
اَنا اَهْواکَ وَ اِنْ مِلْتَ عَنِ المیثاقِ
حَیْثُ لا تُخْلِفُ مَنْظور؟ حَبیبی اَرِنی
چه کنم؟ قصه این غصه کنم در باقی
به دو چشم تو که گر بی تو برندم به بهشت
نکنم میل به حوران و نظر با ساقی
سعدی از دست غمت چاک زده دامن عمر
بیشتر زین نکند صابری و مشتاقی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از مشکلات عشق و دلتنگی میگوید و به شدت دچار اشتیاق و خواستار دیدار معشوق است. او به سادگی و صداقت عشق خود اشاره میکند و میگوید که درد دلش هرگز تمام نمیشود. همچنین بیان میکند که عمر بیعزیزان هیچ لذتی ندارد و با زندگی در فراق معشوق، سعادتی حاصل نمیشود. شاعر به عاشق بودن خود اعتراف میکند و از دلتنگیهایش میگوید که حتی زیباییهای بهشت را بدون معشوق نمیبیند و تنها زندگی در غم او را حس میکند. در پایان، او از سنگینی غم عشق و عمر کوتاهش میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند او را به صبر و شکیبایی برساند.
هوش مصنوعی: احساسات یک عاشق به قدری عمیق و سوزان است که با قلم نمیتوان آن را به درستی توصیف کرد و دل عاشق از شدت اشتیاق میسوزد.
هوش مصنوعی: دفتر درد دل مجروح هرگز تمام نخواهد شد، اگر صفحات زمان را به ورقهای دیگر اضافه کنند، یعنی مشکلات و آلام دلش نه تنها پایان نمییابد بلکه به تعداد ورقها افزوده میشود.
هوش مصنوعی: آرزوی دل مردم به لطف و شیرینی کلام توست و اثر رحمت واقعی تو در رفتار نیکو و اخلاق پسندیدهات نمایان است.
هوش مصنوعی: بدون وجود محبوبان، از عمر باارزش چه لذتی میتوان برد؟ چگونه میتواند برای عاشقان زمان جدایی خوشایند باشد؟
هوش مصنوعی: من همان عاشقم، حتی اگر تو آن دوستی نباشی که باید باشی. من به تو عشق میورزم و اگر از پیمانی که بین ما بود، منحرف شوی، عشق من به تو تغییر نمیکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب، در جایی که دیگران نمیتوانند فریب دهند، چه کاری باید انجام دهم؟ آیا میتوانی راهی نشان دهی تا این غم را در باقی عمرم بگویم؟
هوش مصنوعی: چشمها و زیبایی تو برای من آنقدر ارزشمند است که حتی اگر به بهشت بروم و با حوریان و ساقی هم روبهرو شوم، باز هم تمایلی به آنها نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: سعدی به خاطر غم تو، عمرش را میکَند و نمیتواند تاب بیاورد؛ پس دیگر صبر و انتظار برایش مفهومی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
# در بیت ششم، تُخلفُ را تَخلفَ میخواند که معنایش جور درنمیاد
بیت چهارم مصرع دوم کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟
البینِ مضاف الیه و مجرور است اما به صورت منصوب (البینَ) خوانده شده است.
بیت ششم مصرع اول حَیْثُ لا تُخْلِفُ مَنْظور؟ حَبیبی اَرِنی
تُخْلِفُ به صورت تَخلَفَ خوانده شده که هر سه حرکت ایراد دارد.
بیت چهارم مصرع دوم کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟
زَمَنُ فاعل و مرفوع است اما به صورت منصوب خوانده شده است
البینِ مضاف الیه و مجرور است اما به صورت منصوب (البینَ) خوانده شده است.
بیت 5 مصرع دوم اَنا اَهْواکَ وَ اِنْ مِلْتَ عَنِ المیثاقِ – مِلْتَ به ضمه اول یعنی به صورت مُلْتَ خوانده شده است. چون مضارع این فعل بر وزن یَفعِلُ است بنابراین در این صیغۀ ماضی باید حرف اول کسره داشته باشد.
بیت ششم مصرع اول حَیْثُ لا تُخْلِفُ مَنْظور؟ حَبیبی اَرِنی
تُخْلِفُ به صورت تَخلَفَ خوانده شده که هر سه حرکت ایراد دارد.
1- بیت اول مصرع دوم سادَتی اِحْتَرقَ القَلْبُ مِنَ الاَشْواقِ – الاَشْواقِ باید به صورت الاَشْواقي خوانده شود اما با سکون قاف خوانده شده
2- بیت چهارم مصرع دوم کَیْفَ یَحْلو زَمَنُ البَینِ لَدَی العُشّاقِ؟
زَمَنُ فاعل و مرفوع است اما به صورت منصوب خوانده شده است – العُشّاقِ باید به صورت العُشّاقي خوانده شود اما با سکون قاف خوانده شده است.
3- اَنا اَهْواکَ وَ اِنْ مِلْتَ عَنِ المیثاقِ – المیثاقِ باید به شکل المیثاقي خوانده شود ولی به سکون قاف خوانده شده است (شما هم دقت بفرمایید اگر بنده اشتباه شنیده ام این مورد سوم را حذف بفرمایید.)
نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی
که مرا با دگری هست خیالی باقی
مستی از هستی من جز سر مویی نگذاشت
وان قدر نیز نخواهم که بود ای ساقی
مست گشتیم و نخواهی تو که فانی گردیم
[...]
تشنهام تا به کی آخر بده آبی ساقی
فی حشای أضطرمتُ نایرة إلا شواق
عمر باقی بر صاحبنظران دانی چیست
آنچ از بادهٔ دوشینه بمانَد باقی
عنت الورق علی قلقلة الاقداح
[...]
سالها گر بنویسم صفت مشتاقی
ماند از شوق تو صد ساله حکایت باقی
غایت ابرویش از دیده دلا حاضر باش
ترسمت بشکنی این شیشه که دور از طاقی
غمزهات هیچ فروداشت ز تیزی نکند
[...]
بکن آن باده رنگین به ایاغم ساقی
که بود نشئه او تا به قیامت باقی
مستی می چو خمار آرد و هشیاری و رنج
مست شو مست ولی از لب و لعل ساقی
باده ی نوش که فانی کندت در ساقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.