شرط است جفا کشیدن از یار
خمر است و خمار و گلبن و خار
من معتقدم که هرچه گویی
شیرین بود از لب شکربار
پیش دگری نمیتوان رفت
از تو به تو آمدم به زنهار
عیبت نکنم اگر بخندی
بر من چو بگریم از غمت زار
شک نیست که بوستان بخندد
هر گه که بگرید ابر آذار
تو میروی و خبر نداری
واندر عقبت قلوب و ابصار
گر پیش تو نوبتی بمیرم
هیچم نبود گزند و تیمار
جز حسرت آن که زنده گردم
تا پیش بمیرمت دگربار
گفتم که به گوشهای چو سنگی
بنشینم و روی دل به دیوار
دانم که میسرم نگردد
تو سنگ درآوری به گفتار
سعدی نرود به سختی از پیش
با قید کجا رود گرفتار؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و درد جدایی از یار صحبت میکند و بیان میکند که تحمل دردها و رنجها از محبوب ضروری است. او میگوید که هر چه از یار بشنود برایش شیرین و دلپذیر است و به هیچ چیز جز عشق او نمیاندیشد. احساس عمیق غم و شادی را در وصال و فراق توصیف میکند و این که با هر اشکی که میریزد، زندگی و خنده در بوستان زندگی دوباره تجلی مییابد. شاعر همچنین به این فکر میکند که مرگ در کنار عشقش بیدردسر خواهد بود و حسرت زنده ماندن برای روی دادن دوباره به او را احساس میکند، و در نهایت، میفهمد که نمیتواند از عشقش دور شود.
هوش مصنوعی: عاشق باید از معشوق خود رنج و سختی بکشد، زیرا این درد و غم، مانند می و مستی است که از گل و خار روییده میشود.
AI: به نظر من، هر چیزی که از دهان کسی با زبان نرم و شیرین بیان شود، دلنشین و خوشایند خواهد بود. (تصحیح AI: به نظر من، هر چیزی که از دهان و لبان شیرین تو بیان شود، دلنشین و خوشایند خواهد بود.)
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به سراغ کسی دیگر بروم زیرا فقط به خاطر تو نزد تو آمدهام و حالا از تو درخواست کمک میکنم.
AI: اگر بخندی به من، من هم عیب تو را نمیگویم، اما اگر به خاطر غم تو گریه کنم، بسیار ناراحت میشوم. (تصحیح AI: اگر بخندی به من که به خاطر غم تو زار گریه میکنم، بر تو عیبی نمیگیرم.)
هوش مصنوعی: بدون شک، هر زمان که ابر گناهکار ببارد، بوستان شاداب و سرزنده خواهد شد و خواهد خندید.
هوش مصنوعی: تو از کنار ما میروی و از حال و روز ما خبر نداری، در حالی که دلها و چشمها به تماشای تو هستند و به یاد تو مشغولاند.
هوش مصنوعی: اگر برای بار دیگر در حضور تو بمیرم، احساس درد و رنجی نخواهم داشت و این برایم مهم نیست.
به جز حسرت آن که بازهم زنده شوم و برای تو بمیرم
هوش مصنوعی: گفتم که در گوشهای همچون سنگی بیحرکت بمانم و دل را به دیوار بچسبانم، یعنی از درد و غم دوری تو پنهان شوم و بیحرکت بگذرانم.
هوش مصنوعی: میدانم که به هدفی که میخواهم نمیرسم، تو با سخن خود نمیتوانی سنگ را نرم کنی.
هوش مصنوعی: سعدی در حال بیان این مطلب است که اگر او با سختی روبهرو شود، دیگر نمیتواند به کسی یا جایی که در آن گرفتار است، برود. به عبارتی، او از شدت مشکل و گرفتاری نمیتواند فرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فدای آن قد و زلفش که گویی
فرو هشته است از شمشاد شمشار
آن طره مشکریز دلدار
کرده است مرا به غم گرفتار
گر بنده به خدمتت نیامد
زو منت بی شمار میدار
ور یک دو سه روز کرد تقصیر
در خدمت تو عبث مپندار
زیرا که تو کعبه جلالی
[...]
ای نرگس تو طبیب و بیمار
وای لاله تو امین و طرار
بیمار و طبیب تو جهانگیر
طرار و امین تو جهاندار
در پایه دلبری سبکروح
[...]
عاجز شدم از گرانی بار
طاقت نه چگونه باشد این کار
بردار صراحیی ز خمار
بربند به روی خرقه زنار
با دردکشان دردپیشه
بنشین و دمی مباش هشیار
یا پیش هوا به سجده درشو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.