زنده کدام است بر هوشیار؟
آن که بمیرد به سر کوی یار
عاشق دیوانهٔ سرمست را
پند خردمند نیاید به کار
سر که به کشتن بنهی پیش دوست
به که به گشتن بنهی در دیار
ای که دلم بردی و جان سوختی
در سر سودای تو شد روزگار
شربت زهر ار تو دهی نیست تلخ
کوه احد گر تو نهی نیست بار
بندی مهر تو نیابد خلاص
غرقهٔ عشق تو نبیند کنار
درد نهانی دلِ تنگم بسوخت
لاجرمم عشق ببود آشکار
در دلم آرام تصور مکن
وز مژهام خواب توقع مدار
گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گُنه از توست غرامت بیار
بر سر پا عذر نباشد قبول
تا ننشینی، ننشیند غبار
دل چه محل دارد و دینار چیست؟
مدعیم گر نکنم جان نثار
سعدی اگر زخم خوری، غم مخور
فخر بود داغ خداوندگار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال عاشقانه و دردی میپردازد که به خاطر عشق به معشوق خود تحمل میکند. او عاشق دیوانهای است که از پند و نصیحت خردمندان بینیاز بوده و در عشق خود غرق شده است. شاعر با اشاره به ارزش عشق و چگونگی ناپیدایی دل و تنهایی گریزناپذیر، به عواقب عشق و وابستگیاش به معشوق میپردازد. در نهایت، او اشاره میکند که حتی اگر زخمها و دردهایی را تحمل کند، این عذابها در نظرش فخر و ارزش محسوب میشود.
هوش مصنوعی: زندگی واقعی متعلق به چه کسی است که هشیار و آگاه باشد؟ آن کسی که در سرِ راه محبوبش بمیرد.
هوش مصنوعی: عاشق دیوانهای که شاد و سرمست است، پند و نصیحت آدمهای با خرد و عاقل به او اثر نمیکند.
هوش مصنوعی: بهتر است کاری کنی که در پیش محبوب خود جان بدهی تا اینکه در سرزمین دیگری زندگی کنی.
هوش مصنوعی: ای کسی که دل مرا ربودی و جانم را سوزاندی، به خاطر آرزوی تو، عمرم به غم و اندوه گذشت.
هوش مصنوعی: اگر تو شربت سمّی به من بدهی، تلخی آن به اندازهٔ تلخی کوه احد نیست و اگر تو درد و غمی به من بیفزایی، آن درد همیشه قابل تحمل خواهد بود.
هوش مصنوعی: محبت تو هیچ راه فراری ندارد و کسی که در عشق تو غرق شده، هرگز به ساحل برنمیگردد.
هوش مصنوعی: عشق پنهانی و عمیق من به شدت دل تنگم را سوزانده است و بیتردید عشق من بروز و ظهور کرده است.
هوش مصنوعی: در دل من آرامش وجود ندارد، پس تصور نکن که بیخبر هستم و از چشمانم خواب و آسایش بخواه.
هوش مصنوعی: اگر گلایهای از ما داری، آن را مطرح کن، و اگر گناهان از سوی توست، عذرخواهی کن و غرامت بپرداز.
AI: برای این که کسی عذرخواهی تو را بپذیرد، باید ابتدا خودت از جایت بلند شوی و بایستی. اگر ننشینی، غبار مشکلات و سوءتفاهمها از بین نمیرود. (تصحیح AI: برای این که کسی عذرخواهی تو را بپذیرد، ایستاده نمیشود. اگر ننشینی، غبار مشکلات و سوءتفاهمها از بین نمیرود.)
هوش مصنوعی: دل و احساس چه ارزشی دارند و پول (دینار) چه اهمیتی دارد؟ اگر من جانم را فدای کسی نکنم، چگونه میتوانم مدعی عشق و محبت باشم؟
هوش مصنوعی: سعدی میگوید اگر زخم و آزار ببینی، نگران نباش؛ زیرا این زخم نشانهٔ افتخار و ارادت به خداوند است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ابر همی گرید چون عاشقان
باغ همی خندد معشوقوار
رعد همی نالد مانند من
چون که بنالم به سحرگاه، زار
پند بدادمت من، ای پور، پار
چون بگزیدی تو بر آن نور نار؟
غره مشو گرچه نیابد همی
بی تو نه بهرام و نه شاپور پار
پشت گرانبار تو اکنون شدهاست
[...]
با رخت ای دلبر عیار یار
نیست مرا نیز به گل کار کار
تا رخ گلنار تو رخشنده گشت
بر دل من ریخته گلنار نار
چشم تو خونخواره و هر جادویی
[...]
دولت مسعودی با روزگار
چون تن و جان گشت بهم سازگار
تاج همی گوید جاوید باد
شاه زمانه ملک روزگار
بخت همی گوید پاینده باد
[...]
وقت گل سوری، خیز ای نگار
بر گل سوری می سوری بیار
بربط سُغدی را گردن بگیر
زخمهٔ زیر و بم او برگمار
زان می نوشین، که چو جانم بدی
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.