فراق را دلی از سنگ سختتر باید
مرا دلیست که با شوق بر نمیآید
هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم
بیا و گر همه دشنام میدهی شاید
اگر چه هر چه جهانت به دل خریدارند
منت به جان بخرم تا کسی نیفزاید
بکش چنان که توانی که بنده را نرسد
خلاف آن چه خداوندگار فرماید
نه زنده را به تو میلست و مهربانی و بس
که مرده را به نسیمت روان بیاساید
مپرس کشته شمشیر عشق را چونی
چنان که هر که ببیند بر او ببخشاید
پدر که چون تو جگرگوشه از خدا میخواست
خبر نداشت که دیگر چه فتنه میزاید
توانگرا در رحمت به روی درویشان
مبند و گر تو ببندی خدای بگشاید
به خون سعدی اگر تشنهای حلالت باد
تو دیر زی که مرا عمر خود نمیپاید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احوالات عاشقانه و دوری از محبوب میپردازد و از درد فراق و دل شکستن میگوید. او میگوید که دلش به شدت زخمخورده است و با وجود بدعهدی محبوب، هنوز هم دعاگوی اوست. شاعر از محبوب خواسته میکند که اگرچه ممکن است دشنام میدهد، باز هم به او برگردد. او به عشق و حرمت میان عاشق و معشوق اشاره میکند و از محبوب میخواهد که هر گونه که میتواند بر او سخت بگیرد، چرا که هیچکس جز خداوند نمیتواند بر سرنوشت او اثر بگذارد. در انتها، شاعر نسبت به احوال خود و گذر زمان ابراز ناامیدی میکند و میگوید که اگر محبوب به او بیمهری کند، خداوند بر درویشان رحمت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: برای تحمل فاصله و جدایی، باید دل و روحی بسیار محکمتر از سنگ داشت، چرا که دل من به شوق و عشق نمیتند و نمیتواند این جدایی را تحمل کند.
معنی: هنوز با تمام پیمانشکنیهایی که از تو دیدم، تو را دعا میکنم. بیا اگر فقط دشنام بدهی، عملت برای من شایسته است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: اگرچه همه مردم عالم تو را به بهای دل خویش خریدارند، من تو را به قیمت جان میخرم تا کسی نتواند چیزی بر آن بیفزاید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: به هر شکلی که میتوانی مرا بکش؛ زیرا بنده نمیتواند برخلاف نظر خداوندگار خویش چیزی بگوید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: نه تنها آدمیان زنده به تو میل میکنند و مهر میورزند، بلکه با وزش نسیمی از سوی تو روان مرده هم آرام میگیرد. / این بیت عیناً در غزل بعد آمده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: از حال کسی که به عشق دچار شده و کشته شده است، نپرسید. چرا که هر کسی که او را ببیند، به او رحم خواهد کرد و دلش به حالش میسوزد.
هوش مصنوعی: پدر، که تو را مانند عزیزترین فرزندش گرامی میداشت، از خدا خواسته بود، اما نمیدانست که چه مشکلات و سختیهایی در آینده پیش خواهد آمد.
معنی: ای توانگر، در بخشش به روی درویشان مبند؛ زیرا اگر تو این در را به روی آنان ببندی خدا در رحمت خویش را به روی آنان خواهد گشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
هوش مصنوعی: اگر به خون سعدی عطشی داری، نوش جانت! تو سالها در این دنیا زندگی کن، زیرا من خودم عمر چندانی ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خوش آید او را چون من به ناخوشی باشم
مرا که خوشی او بود ناخوشی، شاید
مرا چو گریان بیند بخندد از شادی
مرا چو کاسته بیند کرشمه بفزاید
دلم ز اندوه بی حد همی نیاساید
تنم ز رنج فراوان همی بفرساید
بخار حسرت چون بر شود ز دل به سرم
ز دیدگانم باران غم فرود آید
ز بس غمان که بدیدم چنان شدم که مرا
[...]
زهی سزای محامد محمد بن خطیب
که خطبهها همی از نام تو بیاراید
چنان ثنای تو در طبعها سرشت که مرغ
ز شاخسار همی بیثبات نسراید
ز دور نه فلک و چار طبع و هفت اختر
[...]
بهار باز جهان را همی بیاراید
جمال چهرهٔ بستان همی بیفزاید
بسان جلوه گران گوش و گردن گیتی
بگونه گونه جواهر همی بیاراید
سحاب روی شکوفه همی بیفروزد
[...]
خدای کار چو بر بندهای فرو بندد
به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید
وگر به طبع شود زود نزد همچو خودی
ز بهر چیزی خوار و نژند باز آید
چو اعتقاد کند کز کسش نباید چیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.