گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل ۲۱۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

امروز در فراق تو دیگر به شام شد

ای دیده پاس دار که خفتن حرام شد

بیش احتمال سنگ جفا خوردنم نماند

کز رقت اندرون ضعیفم چو جام شد

افسوس خلق می‌شنوم در قفای خویش

کاین پخته بین که در سر سودای خام شد

تنها نه من به دانه خالت مقیدم

این دانه هر که دید گرفتار دام شد

گفتم یکی به گوشه چشمت نظر کنم

چشمم در او بماند و زیادت مقام شد

ای دل نگفتمت که عنان نظر بتاب

اکنونت افکند که ز دستت لگام شد

نامم به عاشقی شد و گویند توبه کن

توبت کنون چه فایده دارد که نام شد

از من به عشق روی تو می‌زاید این سخن

طوطی شکر شکست که شیرین کلام شد

ابنای روزگار غلامان به زر خرند

سعدی تو را به طوع و ارادت غلام شد

آن مدعی که دست ندادی به بند کس

این بار در کمند تو افتاد و رام شد

شرح غمت به وصف نخواهد شدن تمام

جهدم به آخر آمد و دفتر تمام شد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۶۴۲

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهار نوشته:

بیت پنجم مصرع دوم باید باشه: «چشمم درو بماند و …»

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

علی نوشته:

<<دفترعمر»
#ابوعطا
#محمدرضا_شجریان
#فرهنگ_شریف
#علی_اصغر_بهاری
#منصورنریمان
#حسن_ناهید
غزل سعدی

امروز دیگرم به فراق تو شام شد
درانتظار وصل تو عمرم تمام شد

👆☹

گنجینهٔ گنجور