گنجور

غزل ۱۲۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه

شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست

خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود

مگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست

کس ندیدست تو را یک نظر اندر همه عمر

که همه عمر دعاگوی و هوادار تو نیست

آدمی نیست مگر کالبدی بی‌جانست

آن که گوید که مرا میل به دیدار تو نیست

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای

صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست

جور تلخست ولیکن چه کنم گر نبرم

چون گریز از لب شیرین شکربار تو نیست

من سری دارم و در پای تو خواهم بازید

خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست

به جمال تو که دیدار ز من بازمگیر

که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست

سعدیا گر نتوانی که کم خود گیری

سر خود گیر که صاحب نظری کار تو نیست

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فیروزه از اصفهان نوشته:

من گمان میکنم این غزل زیبا در وصف پیامبر رحمت است وچه دلچسب است شاید هم در وصف امام زمان باشهاما خودم دارم حفظش میکنم .من خیلی دلم میخواد چهره ی پیامبر میدیدم،ای کاش میشد واین غزل ناب چه قدر شوق مرا برای این ارزو تقویت میکنه…

👆☹

صبا نوشته:

سلام
وزن این شعر را درست نوشته اید؟
اکثر بیت ها با هجای کشیده شروع می شود چه طور وزنش را با هجای کوتاه شروع کردین؟

👆☹

پژمان نوشته:

دوستان اگر موافق باشند میخواهم بدعتی بگذارم که نظر دوستان را در مورد شاه بیت هر یک از غزلهای سعدی جویا شوم . به سلیقۀ بنده شاه بیت این غزل
این بیت است : - من سری دارم و در پای تو خواهم بازید - خجل از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست

👆☹

مهدی نوشته:

شرم از ننگ بضاعت که سزاوار تو نیست صحیح تر است به لحاظ ضرورت حفظ اوزان

👆☹

جمشید هادیان نوشته:

این خانمی که غزل را خوانده است بیشتر جاها اصلا متوجه معنا نیست و این از سوق کلام اشتباهش در اکثر جاها پیداست. از این گذشته ایشان ضعف جدی در تلفظ «ست» در آخر کلمات دارد، و شنونده تمام «نیست» ها را «نی» میشود یا مثلا «تلخست» را «تلخه»! و یک سوال: «کم» در مصرع اول بیت آخر به چه معناست؟

👆☹

7 نوشته:

سعدیا گر نتوانی که کم خود گیری
سر خود گیر که صاحب نظری کار تو نیست
کم خود گیری یعنی خود را کم بدانی/فروتنی کنی/خودخواه نباشی
سر خود گیری یعنی سرت به کار خودت باشد/پی کار خود باشی
سعدیا اگر خودخواه هستی و نه خاکی سرت به کار خودت باشد که این کار(عشق و عاشقی) کار تو نیست.

👆☹

رهی رهگذر نوشته:

خانم صبا و آقای مهدی: بلی، وزن اشعار درست نوشته شده. در این وزن اختیارات وزنی وجود دارد که مصراع اول دراز و یا کوتاه بیاید یعنی فعلاتن میتواند فاعلاتن بیاید و این خیلی معمول است. درود

آقای مهدی: خجل از ننگ موزون تر و فصیح تر است. شرم از ننگ اندکی سکتگی خواهد داشت چون مطابق اختیارات لفظی باید جداگانه تلفظ گردند. درود

👆☹

شاهین نوشته:

این غزل زیبا را با اجرای استاد شجریان و ویولون مرحوم استاد بدیعی گوش کنید.
یکی از زیباترین بزم خصو صی استاد حبیب الله بدیعی و استاد شجریان در المان سال ۶۵
https://www.youtube.com/watch?v=po_tJwxWRMk

👆☹

نیما نوشته:

فیروزه جان ، از ظن خویش یار شدن گاهی خوبست حداقل از هیچ بهتر است اگر با آگاهی و غور و تفکر همراه باشد! شاید به علم برسد ولی امان از روزی که بدون تأمل و غور ظن به جهل سو کند!
بیشتر غور و مطالعه کنید سعدی و شعر او را بهتر و عمیق تر و مخاطب اشعار وی را درست بشناسید

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید