دلا تا کی همی جویی منی را
چه داری دوستْ هرزه دشمنی را
چرا جویی وفا از بیوفایی
چه کوبی بیهُده سرد آهنی را
اَیا سوسن بناگوشی که داری
به رشک خویشتن هر سوسنی را
یکی زین برزن ناراه برشو
که بر آتش نشانی برزنی را
دل من ارزنی عشق تو کوهی
چه سایی زیر کوهی ارزنی را
ببخشا ای پسر بر من ببخشا
مکُش در عشق خیره چون منی را
بیا اینک نگه کن رودکی را
اگر بیجان روان خواهی تنی را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که چرا به دنبال او میگردی و به دوستی که دشمنی بیش نیست، دل میسپاری. او از بیوفایی و سردی احساس غصه میکند و از معشوقش میخواهد که خود را با دیگران مقایسه نکند. شاعر از دلbroken خود سخن میگوید و میخواهد که معشوق به او بخشش بدهد. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او نگاه کند تا اگر روحش را میخواهد، بداند که چگونه به او نزدیک شود.
ای دل من، تا کی دنبال کسی میگردی که با تو مثل دشمن رفتار میکند؟چرا کسی را دوست داری که بیدلیل و بیرحمانه آزارت میدهد؟
چرا از آدم بیوفا انتظار وفاداری داری؟وقتی چیزی سخت و سرد است، هرچقدر هم به آن ضربه بزنی، فایدهای ندارد.
ای معشوقی که کنار گوشهایت مانند گل سوسن زیباست،آنقدر زیبایی که هر سوسنی از زیبایی تو به حسادت میافتد.
یک بار از این کوچه و محله بیرون بیا و سری به من بزن؛شاید بتوانی آتشی را که در دل من افتاده، خاموش کنی.
دل من به اندازهی یک دانه ارزن است، اما عشق تو در آن مثل یک کوه عظیم است.چطور میتوانی این دل کوچک و ضعیف را زیر سنگینی چنین عشق بزرگی خرد کنی؟
ای محبوب، به من رحم کن و مرا ببخش.آدمی مثل من را که اینچنین دیوانهوار عاشق تو شده، با بیمهریات از پا درنیاور.
بیا و حال رودکی را ببین؛اگر میخواهی ببینی انسانی که دیگر رمقی در جانش نمانده، اما هنوز نفس میکشد چه شکلی است، به من نگاه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۱
دلا تا کی همی جویی منی را
چه داری دوستْ هرزه دشمنی را
دلا تا کی همی جوئی منی را
چه داری دوست هرزه دشمنی را
دلا تا کی همی جوئی منی را
چه داری دوست هرزه دشمنی را
چرا جوئی وفا از بی وفائی
چه کوبی بیهده سرد آهنی را
ایا سوسن بناگوشی که داری
[...]
چگونه راست آید رهزنی را
که ریزد آبروی چون منی را
چه خواهی کرد دنیای دَنی را
سرای مَکر و جای دشمنی را
نباشد قابلیت چون منی را
قبول خاطر سیمین تنی را
بجا بگذاشتن حال سنی را
مقید گشتن احوال دنی را
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.