حقه لعل تو از جوهر جان ساختهاند
کام هر خسته در آن حقه نهان ساختهاند
هر لطافت که نهان بود پس پرده غیب
همه در صورت خوب تو عیان ساختهاند
هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال
شکل مطبوع تو زیباتر از آن ساختهاند
شوخی و ناز و کرشمه همه آورده به هم
فتنه عالم و آشوب جهان ساختهاند
آن نه بالاست نهالیست که از روضه قدس
به تماشاگه عشاق روان ساختهاند
محنت هجر دهد چاشنی شربت شوق
دردمندان فراقت به همان ساختهاند
تا به راه طلبت بیقدمان پی نبرند
کعبه وصل تو بینام و نشان ساختهاند
بس که جامی صفت حسن تو نیکو گوید
عشقبازان سخنش ورد زبان ساختهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که به عنوان حقهای از جوهر جان توصیف شده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که تمام لطافتها و زیباییها در ظاهری دلنواز در حقه معشوق نمایان شدهاند. ناز و کرشمههای او باعث ایجاد فتنه و آشوب در جهان میشود. همچنین، هجر و جدایی چاشنی علاقه و شوق به او را افزایش میدهد. شاعر میگوید که کعبه وصال او از نوشتن نام و نشانی بیبهره است و عشقورزان درباره زیبایی او بسیار سخن گفتهاند و این کلام در زبانها جاری شده است.
هوش مصنوعی: جواهر لعل تو از جوهر زندگی ساخته شده و در آن حقه، آرزوی هر کس خسته و ناامید پنهان شده است.
هوش مصنوعی: هر زیبایی و ظرافتی که در پس پردهی ناپیدا وجود دارد، در چهرهی زیبا و دلنواز تو به روشنی نمایان شده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهن من به تصویر کشیده شود، زیبایی تو از تمام آنها بیشتر و دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، رفتارهای بازیگوشی و فریبنده به چالشها و مشکلاتی گسترده در جامعه منجر شده است.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف موجودی میپردازد که نه یک پرنده بلکه درختی است که از باغی مقدس به سوی مکانی پر از عشق و زیبایی روانه شده است.
هوش مصنوعی: درد و رنج جدایی طعمی شیرین به محبت و عشق میبخشد، زیرا دوستداران و دلسوختگان جدایی، به همین شکل ساخته و پرداخته شدهاند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که افراد بیخبر از عشق و طلب تو به مسیر تو نرسند، کعبهای که به وصل تو اشاره دارد، بدون نام و نشانی ساخته شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای تو، آنقدر در مورد تو سخن گفتهاند که عاشقان عشق، نام تو را همچون وردی بر زبان میرانند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
مهر او را وطن اندر دل و جان ساخته اند
عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند
قامتت آب حیاتی، که روان ساخته اند
این چه گلزار جمالست، که بر قامت تو
از سمن عارض و از غنچه دهان ساخته اند؟
لبت، آیا چه شکر ریخت که گفتار ترا
[...]
در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
باغ را در گره غنچه نهان ساخته اند
نیست چون آینه حیرانی ما امروزی
از ازل دیده ما را نگران ساخته اند
نکته هایی که نهان بود در آن نقطه خال
[...]
لب شیرین تو شیرینتر از آن ساختهاند
که توان گفتنش از شیره جان ساختهاند
کردهاند از غمت آنان جگرم خون ایگل
که ترا لاله رخ و غنچه دهان ساختهاند
نتوانم که کنم قطع نظر از دو لبت
[...]
گفتم آن لعل لب از شیره جان ساختهاند
گفت نه جان تو شیرینتر از آن ساختهاند
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرینتر
مگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساختهاند
نالد از درد به تن هر رگ من پنداری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.