گنجور

 
عنصرالمعالی کیکاووس
 

بسم الله الرحمن الرحیم: الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین و لا عدوان ...

باب اول: اندر شناخت راه حق تعالی: بدان و آگاه باش ای پسر که نیست از بودنی و نابودنی ...

باب دوم: در آفرینش پیغامبران: بدان ای پسر که حق سبحانه و تعالی این جهان را ...

باب سیوم: اندر سپاس داشتن از خداوند نعمت: بدان ای پسر که سپاس خداوند نعمت واجبست بر همه خلق ...

باب چهارم: اندر فزونی طاعت از راه توانستن: بدان ای پسر که خدای تعالی دو فریضه پیدا کرد از ...

باب پنجم: اندر شناختن حق پدر و مادر: بدان ای پسر که آفریدگار ما جلّ جلاله چون خواست که ...

باب ششم: اندر فروتنی و افزونی هنر: بدان و آگاه باش که مردم بی‌هنر مادام بی‌سود ...

باب هفتم: اندر پیشی جستن در سخن‌دانی: ای پسر باید که مردم سخن‌دان و سخن‌گوی بود و از ...

باب هشتم: اندر یاد کردن پندهای نوشروان عادل: اول گفت: تا روز و شب آینده است و رونده از گردش سالها شگفت مدار.

باب نهم: اندر ترتیب پیری و جوانی: ای پسر هر چند جوانی پیر عقل باش، نگویم که جوانی ...

باب دهم: اندر خویشتن‌داری و ترتیب خوردن و آداب آن: بدان ای پسر که مردم عامه را در شغلهاء خویش ترتیب ...

باب یازدهم: اندر ترتیب شراب خوردن و شرایط آن: شراب خوردن را نگویم که بخور و نگویم که مخور، که ...

باب دوازدهم: اندر مهمانی کردن و مهمان شدن و شرایط آن: اما مردم بیگانه را هر روز مهمان مکن، از آنک هر ...

باب سیزدهم: اندر مزاح و نرد و شطرنج و شرایط آن: بدان ای پسر که گفته‌اند: المزاح مقدمة الشر، یعنی ...

باب چهاردهم: اندر عشق ورزیدن و رسم آن: جهد کن ای پسر که تا عاشق نشوی، خواه به پیری و ...

باب پانزدهم: اندر تمتع کردن: بدان ای پسر، اگر کسی را دوست داری در مستی و ...

باب شانزدهم: اندر آیین گرمابه رفتن: بدان ای پسر که چون بگرمابه روی بر سیری مرو، که ...

باب هفدهم: اندر خفتن و آسودن: بدان و آگاه باش ای پسر که رسم حکیمان روم آنست که ...

باب هجدهم: اندر شکار کردن: ای پسر بدانک بر اسب نشستن و شکار کردن و چوگان زدن کار محتشمان است، خاصه بجوانی.

باب نوزدهم: اندر چوگان زدن: بدان ای پسر که اگر نشاط چوگان زدن کنی مادام عادت مکن، که بسیار کس را از چوگان زدن بلا برسیده است.

باب بیستم:اندر کارزار کردن: ای پسر، چون در کارزار باشی آنجا درنگ و سستی شرط ...

باب بیست و یکم: اندر آیین جمع کردن مال: ای پسر از فراز آوردن چیز غافل مباش، لیکن از جهت ...

باب بیست و دوم: اندر امانت نگاه داشتن: ای پسر، اگر بتو کسی امانتی دهد بهیچ حال مپذیر و ...

باب بیست و سیوم: اندر برده خریدن و شرایط آن: ای پسر، اگر برده خری هشیار باش، که آدمی خریدن ...

باب بیست و چهارم: اندر خانه و عقار خریدن: اما ای پسر بدان و آگاه باش که اگر ضیعت و خانه ...

باب بیست و پنجم: اندر خریدن اسب: بدان ای پسر اگر اسب خری زنهار گوش دار تا بر تو ...

باب بیست و ششم: اندر زن خواستن: ای پسر چون زن خواستی حرمت خود را نیکو دار، اگر ...

باب بیست و هفتم: اندر فرزند پروردن و آیین آن: بدان ای عزیز من که اگر خدای ترا پسری دهد اول نام ...

باب بیست و هشتم: اندر دوست گزیدن و رسم آن: بدان ای پسر که مردم تا زنده باشند ناگریز باشد از ...

باب بیست و نهم: اندر اندیشه کردن از دشمن: اما جهد کن تا دشمن نیندوزی، پس اگر دشمنت باشد ...

باب سی‌ام: اندر آیین عقوبت کردن و عفو کردن: ای پسر، بدان و آگاه باش و بهر گناهی مردم را ...

باب سی و یکم: اندر طالب علمی و فقیهی: بدان ای پسر و آگاه باش که در اول سخن گفتم که از ...

باب سی و دوم: اندر تجارت کردن: ای پسر، بدان و آگاه باش هر چند بازرگانی پیشهٔ ...

باب سی و سیوم: اندر ترتیب علم طب: بدان ای پسر که اگر طبیب باشی باید که اصول علم طب ...

باب سی و چهارم: اندر علم نجوم و هندسه: ای پسر، بدان و آگاه باش که اگر منجم باشی جهد کن ...

باب سی و پنجم: در رسم شاعری: ای پسر، اگر شاعر باشی جهد کن تا سخن تو سهل ممتنع ...

باب سی و ششم: اندر آداب خنیاگری: بدان ای پسر که اگر خنیاگر باشی خوش خوی و سبک روح ...

باب سی و هفتم: اندر خدمت کردن پادشاه: بدان ای پسر که اگر اتفاق افتد که از جملهٔ حاشیت ...

باب سی و هشتم: اندر آداب ندیمی کردن: بدان ای پسر که اگر پادشاهی ترا ندیمی دهد، اگر آلت ...

باب سی و نهم: در آیین کاتب و شرط کاتبی: بدان ای پسر که اگر دبیر باشی باید که بر سخن گفتن ...

باب چهلم: در شرایط وزیری پادشاه: بدان ای پسر که اگر چنان بود که بوزارت افتی محاسب ...

باب چهل و یکم: در آیین و رسم اسفهسالاری: بدان ای پسر که اگر اسفهسالار باشی با لشکر و رعیت ...

باب چهل و دوم: اندر آیین و شرط پادشاهی: بدان ای پسر که اگر پادشاه باشی پارسا باش و چشم و ...

باب چهل و سیوم: در آیین و رسم دهقانی و هر پیشه که دانی: بدان ای پسر که اگر دهقان باشی شناسندهٔ وقت باش و ...

باب چهل و چهارم: در آیین جوانمردی: بدان ای پسر که اگر جوانمردی ورزی اول بدانک ...