گنجور

 
ایرج میرزا

سود و زیان جهان دیده و سنجیده ایم

کسی که خورد و خوراند از این جهان برد سود

بقا بقای خداست بجز خدا هر که هست

برون رود از جهان دیر زید یا که زود

یکی قمر طلعتی که بد فرشته نهاد

به عصمت و شرم او زنی به گیتی نبود

به پادشه نسبتش از طرف مادر است

که دختر خاله شاه جوان بخت بود

چو زین سرای غرور به صحن دارالسرور

به عزت و احترام بار اقامت گشود

از پی تاریخ فوت ایرج قاجار گفت

روی به سوی بهشت عزیز علیا نمود

 
 
گنج‌نامهٔ حاجی‌جلال
شمارهٔ ۴۷ - تاریخ وفات عزیز علیا (۱۳۰۶ هق) به خوانش سبحان گنجی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
خاقانی

پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو درفزود

کرد به من آنچه خواست، برد ز من آنچه بود

لشکر عشق تو باز بر دل من ران گشاد

گر همه در خون کِشد، پشت نباید نمود

دل ز کفم شد دریغ سود ندارد کنون

[...]

مولانا

روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود

جان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود

قاصد ره داد شیر ور نه که باور کند

این چه که روباه لنگ دنبه ز شیری ربود

گفت که گرگی بخورد یوسف یعقوب را

[...]

کمال خجندی

عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود

اما آبت فتح قریب سر حقایق گشود

شیخ بهایی

عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود

نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود

کارکنان سپهر، بر سر دعوی شدند

آنچه بدادند دیر، باز گرفتند زود

حاصل ما از جهان نیست به جز درد و غم

[...]

آشفتهٔ شیرازی

ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بود

در حق مجنون چه گفت از که سخن میشنود

بود کرا عزتی پیش سگان درش

در زوفا پاسبان بر رخ که میگشود

در خم چوگان زلف داشت سری یا نداشت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه