گنجور

شمارهٔ ۲۷

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است

این که عیسی بار خر بردوش گیرد مشکل است

ای عزیزان ره رو راه دلارام است دل

چون سبک بار است پیش از کاروان در منزل است

مرغ عرشی آرزوی آشیان دارد ولی

چون کند پرواز تادر بنداین آب و گل است

اشتیاق روی جانان است جان را در جهان

تا نپنداری که در زندان رضوان غافل است

انتظاری می نماید روزگار وصل را

اختیاری چون ندارد میل او بی حاصل است

عاشقان در انتظار دوست جانی می دهند

در سر هریک خیال آن که با من مایل است

گرچه در دریای عرفان هست کشتی ها روان

هر که زین دریا نشانی می دهد بر ساحل است

ذوق دل بخشد سخن های همام از بهر آنک

جان او سیراب از انفاس اصحاب دل است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید