ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
گلعذار = گل چهره
گلستان جهان = گلزار گیتی
این چمن = جهان
سرو روان = یار محبوب
دورم باد = از من الهی دور باشد( فعل دعایی)
رَطل = پیمانه
رطل گران = پیمانه سنگین
قصر فردوس = کاخ بهشت
پاداش عمل = جزای کردار
دیر مغان = صومعه پیر مغان محفل سالکان
نقد بازار = سود و زیان تجارت
دولت صحبت = نعمت همنشینی
مکان = عالم بالا و هستی
مَشرَب = آبشخور بهره نصیب
طبع = قریحه
خدا را = محض رضای خدا (را اختصاص )
معنی بیت 2: هم صحبتی مردم ریاکار از من دور باشد و از تمام اموال سنگین دنیا همین پیمانه سنگین می عشق مارا کفایت می کند.
معنی بیت 5: حال وضع حاضر دنیا را ببین و خوشی و رنج آن را تماشا کن. اگراین سود و زیان برای شما کافی نباشد، برای ما کافی است.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
غزال رعنا = استعاره از محبوب زیبا
شکر فروش = استعاره از یار شیرین لب
طوطی شکرخا = استعاره از شاعر شیرین سخن
مگر = همانا
شیدا = شیفته
عندلیب = بلبل
عندلیب شیدا = استعاره از عاشق سرگشته
رنگ آشنایی = شیوه دوستی و مهر
سهی قدان = راست قامتان
باده پیمایی = باده خوری
وضع = قانون
معنی بیت 1: ای صبا با مهر و محبت به آن محبوب زیبا بگو که ما را آواره و سریه کوه و بیابان از عشق خود کرده ای.
معنی بیت 2 : دلبر نوشین لب و شکردهان که زندگی او دراز باد چرا از طوطی گویای خود، این شاعر شیرین سخن دلجویی نمی کند و با مهر و محبت از حال او نمی پرسد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲:
مشاطه = آرایشگر
حُسن طرب = شادی
می پرستان = می خواران
خیال = فکر
لطف = احسان
لعل مذاب = می
معنی بیت 4: طبیعت چالاک که درترتیب و تزیین مانند آرایشگر است ، درباره کیفیت های عجیب و حالات غریب می فکری کرد و دید که حالات مذکور درگلاب نیست پس گلاب را در برگ گل نهان کرد به حدی که تا آتش به گل نرسد قطره ای گلاب پس نمی دهد.
معنی بیت 5: شاهد و مطرب کف می زنند و مستان می رقصند و نازو عشوه ساقی هم از چشم باده نوشان خواب ربوده است.
معنی بیت 6: اگر آن ماه ، مشتریِ اشعار حافظ گردد، شعر حافظ درهرمجلس خوانده می شود ، آنقدرپرشور که گویی به گوش زهره آواز موسیقی و شعر می رسد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
نفحه = بوی خوش
معنبر = معطر (عنبر آگین )
برافشانم = نثار کنم
هیهات = دور و بعید است ( صوت ، شبه جمله)
صنوبری = مخروطی شکل ، محکم و استوار
به شکرانه = برای شکرگزاری
به جان او = به جان او قســم
وگر = هرگاه
چه باشد؟ = چه می شود؟
بار = اجازه
در = درگاه
معنی بیت 1: ای باد صبا اگر گذرت به مملکت دوست افتاد ، از گیسوی عطر آگین دوست برای من بوی خوش بیاور!
معنی بیت 5: دل من که همیشه محکم و استوار بود، از اندوه و دریغ ندیدن قد موزون و رسای چون صنوبر دوست برخود مانند بید می لرزد و نگران است.
معنی بیت 7: چه می شود اگر دلش از بند غم فارغ و آزاد گردد زیرا حافظ نغمه سرا بنده و چاکر و جزو غلامان محبوب یار می باشد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵:
روی و ریا = خود نمایی، تظاهر
عمریست = روزگار درازی است
را ه غم = راه غم عشق
رو نهاده ایم = گام برداشته ایم
خلق = مردم
به یکسود نهاده ایم = ترک کرده ایم
نامـوس = آبرو
مه رو = زیبا روی معشوق
زنجیر و بند = حبس، گرفتاری
قیل و قال = بحث و گفتگو
رَواق = محراب ، پیش خانه ،مدرسه
اشارت = توجه
دو نرگس جادو = چشم هوس انگیز یار
دو سنبل هندو = زلف سیاه محبوب
سِحر چشم = افسون دیده محبوب
چه بازی کند = چه نقش خواهد زد، چه خواهد کرد
بنیاد = اساس کار
کرشمه = غمزه
گوشه ابرو = گوشه کمان ابرو
گوشه امید = کُنج خانه امیدواری
نَظّارگان ماه = تماشاگران ماه
چشمِ طلب = چشم درخواست
حافظا = ای حافظ ( منادا )
دل سرگشته = دل عاشق
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
صبا = باد صبا
تهنیت = تبریک (مصدر باب تفعیل)
ناز = آسایش
طرب = شادی
مسیح نفس = جان بخش عیسی دم
نافه گشای = عطر افشان
برفروخت = شعله ور کرد
نیوش =( از مصدر نیوشیدن = شنیدن) سخن بپذیر
هاتِف = آواز دهنده غیب
زهد ریا = پارسایی ریاکارانه
نافه گشا = عطر آگین
خروش = فریاد ، نغمه
مجموع = وحدت
مگر = همانا
به هوش = هوشیار
سوسن = گیاه سوسن
معنی بیت 1: باد صبا بمناسبت فرارسیدن زمان شادی و عیش و نوش برای گفتن مبارک باد پیش می فروش آمد که بهار را تبریک گوید.
معنی بیت 3: باد بهاری آتش تنور لاله را چنان شعله وردکرد که از حرارت آن غنچه در عرق غوطه ور شد و گل سرخ برشاخه شروع به جوشیدن کرد.
معنی بیت 6: نمی دانم سوسن سفید آزاد از مرغ سحری چه شنید که با دارا بودن ده زبان، ساکت و خاموش شد!
فاضل در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم:
بطور کلی شاعر صوفی است و افکار صوفیانه خود را به شعر در آورده است این اشاعر پر از مطالب غلط است بخصوص جریان این که حضرت امیر از ابن ملجم بدش نمی آید و او را آلت حق می داند که در این صورت از هیچ جنایت کاری نمی توان بد گفت. و هر کس دیگری را به زند یا به ناموسش تجاوز کند می تواند بگوید من آلت حق ام با من دشمنی نکن. نتیجه افکار جبری شاعر بهتر از این نمی شود.
دکتر عجم در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
مژه های چشم شوخش به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چمد آهوی ختایی
جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
میان صخره وخارا اثر دارد اثر دارد
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:
غالیه خط = پیچیدن مکتوب ( نامه نوشتن )
ورق هستی = طومار زندگی
ثمر وصل = میوه وصال محبوب
دهقان جهان = باغبان جهان هستی
کاج = کاش ( آرزو داشتم )
آمرزش نقد = مغفرت فی المجلس و نقدی
را ( حرف اضافه) = برای
حور = استعاره از محبوب زیبا روی
مصطبه عشق = سکوی میخانه محبت
تنعم : ناز و نعمت
باغ ارم : باغ شداد پسرعاد
نوش لب = یار نوشین لب و شیرین دهان
کِشت = کِشتزار
دَنی = دون ، فرو مایه
دل دانا = دل آگاه به اندوه دنیا
خوبی ( حاصل مصدر) = زیبایی
هشت = رها کرد
معنی بیت 1: اگرآن محبوب که خط چهره اش مشکین می باشد به ما نامه ای می نوشت و احوالپرسی می کرد روزگار طومار زندگی ما را در هم نمی پیچید و مارا هلاک نمی کرد.
معنی بیت 7: کسانی که در لباس دانش و دین داری هستند، آلودگی دامن آنها موجب تباهی جهان است. کجاست سالک و رهروی پاکیزه سرشت که مارا راهنمایی کند.
این شعر ، بیت دیگری هم دارد :
تنها نه منم کعبه دل بتکده کرده در هر قدمی صومعه ای هست و کنشتی
معنی بیت: تنها من نیستم که کعبه دل را بتخانه کرده ام بلکه در هر قدم در هر جا یک صومعه و کنشت عبادت وجود دارد و رو به سوی او دارند.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
جام جم = استعاره از دل و ضمیر مرد حق
پیر مغان = رهبر روحانی
حکیم = دانا
مکان = منظور، این عالم
بیدل = عاشق
قدح باده به دست = قید حالت یعنی درحالت عرفانی بود
آینه = ضمیر آگاه عارف
جام جهان بین = ضمیر آگاه عارف
گنبد مینا = کنایه از آسمان
می کرد ( در گنبد مینا می کرد) = می ساخت
معنی بیت 1: سالها بود که دل از ما جام جم و آینه اسرار را می خواست. آن چیزی که خودش داشت از بیگانه طلب می کرد.
معنی بیت 2: این دل گوهری را می خواست که از این عالم خارج بود ولی آن را از گمشدگان وعقل گرایان و مدعیان معرفت که بر ساحل دریای اسرار وجود سرگردانند درخواست می کرد!
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:
دُرج = صندوقچه
تا چند = تا کی
معنی بیت 1: هر اندازه غم هجران و عشق خود رابا پزشکان در میان نهادم، نتوانستند بیچارگان عالم عشق را علاج کنند.
معنی بیت 2: به آن گلی که هرلحظه در دست کسی است و یاری که هر لحظه با کسی همنشین می باشد بگویی از بلبلان عاشقت شرم داشته باش.
معنی بیت 4: مُهر محبت بر صندوقچه معشوق نخورده است زیار در محبت او نقصانی پیش آمده و آن نام و نشان سابق را ندراد. ای خدا مبادا که رقیبان به آن دستبردی زده و به مراد خود رسیده باشند و جانان مرا از من دلسرد کرده باشند!
معنی بیت 5: ای ولی نعمت و ای جانان در سفره وصل تو ما تا چه موقع از محرومان باشیم؟
معنی بیت 6: حافظ اگر نصیحت ادیبان را گوش می کرد شیدا و دیوانه جهان نمی شد.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
دلشدگان = عاشقان
حریف = هم پیشه ، همکار
رفیق سفر = رفیق راه
مروت = انصاف ، جوانمردی
فرو گذاشت = رها کرد
سود = خیال
کِلک = قلم
معنی بیت 1: یار سفر کرده دلدادگان را اطلاع نداد و از همکار و رفیق راه خود یادی نکرد.
معنی بیت 2: با بخت و اقبال من شیوه جوانمردی و انصاف را رها کرد و یا یار من در راه راست معرفت که شیوه محبت و وفاست گام نگذاشت.
معنی بیت 6: من دراه او ایستادم تا مانند شمع جانم را یک لحظه فدای او کنم اما محبوب مانند باد نسیم از جلوی من عبور کرد.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
باده مشکین = شراب مشکبو و معطر
دلم کَشد (کِشد) : دلم میل پیدا کند
شاید = شایسته است
زهد ریا = زهد ریایی ( صفت و موصوف )
جهانیان = تمام مردم دنیا
خداندگار = مالک ، صاحب (استعاره از معشوق)
طمع مبُر = قطع امید مکن
مشاطه = آرایشگر
بی غَش = خالص ، ناب
درنمی باید = ضرورت ندارد، مناسبت ندارد
مخدره = پرده نشین
جمیله ( مونث جمیل) = زیبا
خدای را مپسند = تو را به خدا راضی مشو
ماه = استعاره ا زمحبوب
بیالاید = آلوده سازد
معنی بیت 1 : اگر دل من به شراب عطر آگین میل پیدا می کند شایسته است زیرا شراب مشکین از انگوری که بوی مشک دارد گرفته می شود اما از زهد ریایی بوی خیر نمی آید
معنی بیت 3 : ازکرم و بهره رسانی و نیکی های جانان طمع مبُر زیرا خوی کریمانه محبوب خطا را می بخشد و برعاشقان رحمت می کند.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
شاهد = زیبا روی
لطیف = دلپذیر، نغر
لطافت = نرمی، نازکی
فانی = ضمیر مبهم معشوق
گل خندان = استعاره از محبوب
آب روان = استعاره از اشک
دلنشان = آرام بخش دل
خم ابرو = منحنی کمان ابروی یار( استعاره مکنیه )
لُغَز = معما
مویی و میانی = موی مشکین و میان باریک (کمر باریک )
آنی دارد = لطیفه ای از زیبایی و صف ناشدنی دارد
صنعت = هنر
عِنان = افسار، دهنه
خرابات نشینان = ساکنان میخانه معرفت
ملاف = لاف مزن ، خودستایی مکن
معنی بیت 3 : ای گل شکفته به چشمه چشم من عنایتی کن که به آرزوی دیدار تو اشکش روان است
معنی بیت آخر: به مدعی بگو که به لطیفه ها و معماهای خود برحافظ فخر مکن قلم ما نیز گویا و خوش بیان است ( آرایه التفاوت )
فرشاد موسوی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:
بر خلاف اکثر نظرات جناب آقای حسینعلی حروی از شارحان بزرگ دیوان حافظ معتقدند که منظور از آصف در شعر حافظ خود حضرت سلیمان می باشد.مگر در برخی موارد معرود که خواجه با صراحت به وزیر یا شخص معینی این لقب را داده اند.
همانطور که در بیت :
زیان مور به آصف دراز گشت و رواست...
میبینیم ، زبان مور به آصف دراز گشته و بر او خورده گرفته است؛حال آنکه طبق روایات تاریخی بین مور و وزیر سلیمان(یعنی آصف)هیچگونه برخوردی نبوده است و مور فقط با جناب سلیمان مکالمه و مجادله داشته.پی نتیجه می گیریم منظور از «آصف» در این بیت و به طور کلی در دیوان حافظ «سلیمان» است. بیت دیگری از خواجه هم شاهدی بر این مدعاست:
شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و ازو خواجه هیچ طرف نبست
همانطور که می دانیم در اختیار داشتن باد و منطق طیر و شکوه، از مواهبی بود که خداوند متعال به حضرت سلیمان داد نه به آصف
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
فتوا = حکم شرعی
فتوای خرد = به حکم اندیشه
حرص به زندان کردم = طمع را به بند کشیدم
عنقا = سیمرغ، مراد از پیر و مرشد کامل
بردم راه =راه جستم
قطع = عبور، حرکت
مرغ سلیمان = مراد، پیر و مرشد
از خلاف آمد = از کارهای خلاف عادت
کسب جمعیت = اتحاد، هماهنگی، جمع بودن
گنج روان = مراد از محبوب ازلی
دل ریش = دل مجروح
سودا = عشق ، آرزو
سلطان ازل = خداوند
نقش = اختیار
مستوری = زهد و تقوی
لطف ازل = محبت خداوند
جنت فردوس = بهشت، طمع، امید
پیرانه سر = هنگام پیری
صحبت = هم صحبتی
بنواخت = نوازش بینم
اجر = مزد
کلبه احزان = خانه تنگ غم و اندوه
چه عجب = جای شگفتی نیست
معنی بیت 10: در خم محراب روزگار هیچ حافظی از حافظان قرآن آن تنغم را نکند که من درسایه نعمت و دولت تلاوت قرآن شریف و ملازمت باآن کسب کردم و لذتی که از این جهت به دست آوردم.
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۰:
خواهشمند است موارد زیر را تصحیح فرمایید:
نادرست:
خاک بر فرق خیال پوچ اگر باز است چشم
مفت امروپد این امروز بیفرداکنید
میکند یک دیده ی بیدار کار صد چراغ
روزنی زین خانهٔ تاربک بر دل واکنید
درست:
خاک بر فرق خیال پوچ اگر باز است چشم
مفت امروپد(؟) این امروز بیفردا کنید
میکند یک دیده ی بیدار کار صد چراغ
روزنی زین خانهٔ تاریک بر دل واکنید
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۸:
خواهشمند است موارد زیر را تصحیح فرمایید:
نادرست:
خال مشکین نیز با چشم سیه هم نسبت است
ساغر میگر نباشد حبی از افیون زنید.
کر نفس دزدد هوس تشویش امکان هیچ نیست
ای گهرها مهر بر طومار این جیحون زنید
غافلان باید ز شمع آموخت طور عافیت
یکدو ساعت سر بهجیبازخود قدمببرونزنید
درست:
خال مشکین نیز با چشم سیه هم نسبت است
ساغر می گر نباشد حبی از افیون زنید
گر نفس دزدد هوس تشویش امکان هیچ نیست
ای گهرها مهر بر طومار این جیحون زنید
غافلان باید ز شمع آموخت طور عافیت
یک دو ساعت سر به جیب از خود قدم بیرون زنید
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷: