گنجور

حاشیه‌ها

مرتضی در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

مصرع اول از بیت اول "کجا بوده ای" صحیح است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

شادان کیوان در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

یکی از زیبایی های غزلیات خواجه بکار بردن واژه ها و کلمات مشابه و همسان در گویش یا نگارش اما با معانی مختلف و گاه متضاد است.
بکار بردن "باده پیما" در مصراع اول و "باد پیما" در مصراع دوم بیت ششم که با هم فقط یک حرف ناقابل "ه" فرق دارنداز این کونه صنایع است که باده پیما کسی است متمکن که میتواند باده را به فراوانی و وفور بیاشامد و باد پیما بی چیزی است که جز باد که مفت است و بی مقدار به کف ندارد.

شادان کیوان در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

این غزل برای من توأم با حال و هوایی دیگر است که با اجازهُ دوستان عرص میکنم.
در سال مادر مرحومم از روح پاکش جویای حالات و روحیاتش قبل از وفاتش شدم چرا که بواسطه دوری از ایران به دیدار آخر نایل نشده بودم. پس با خودم نیت کردم و از او خواستم که حالاتش را با خواجه در میان گذارد و از خواجه طلبیدم که رابط من با روح مادرم باشد. این غزل آمد که بسیار سوزناک بود و میدانم که بیت به بیت آن هم عین واقعیت بود. ضمن طلب مغفرت برای روح مادرم، از روح بلند خواجه هم بسیار سپاسگزار شدم که اینچنین روشن و روان این دوستدار حقیرش را مورد خطاب قرار داد.

سکرات در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

در جواب هر دو دوستان (سعید و deadshadow ) میخواستم بگم که :
می خور که بزیر خاک می باید خفت
درست ترین است چه از لحاظ وزنی و چه از لحاظ سرچشمه شناسی .

شادان کیوان در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

1.این غزل را من با اجازهُ اساتید، رندانه ترین غزل خواجه میدانم. علیرغم آنکه در اکثر غزلیات خواجه ردی و نشانی از عرفان دیده میشود این عزل صرفا رندانه است و رندانه. البته توجه میفرمایید که رندی و رندانگی دز مرام و مسلک خواحه با آنچه که امروزه مصطلح است، متفاوت است.
در بیت سوم میخوانیم که شاعر هوس خوابیدن با معشوق را تا “روز” دارد نه تا “صبح” چرا که همگان تا صبح میخوابند. مومنین هم صبح زود برای ادای فریضه برمیخیزند. اما رند است و خراباتی که تا "روز" میخوابد. در بیت بعدی که شاه بیت این غزل رندانه است، شاعر هوس سفتن دردانه ای نازک و آن هم در شبی تار (تاریک) را دارد. دردانه در اینجا ایهام دارد هم بمعنای دانهُ در و جواهر است و هم همانی که امروز هم بمعنای عزیز دردانه بکار میبریم. . سفتن هم بمعنای سوراخ کردن است که شخص گوهری دانهُ در را سوراخ میکند تا رشته ای از آن بگذراند و گردن بندی بسازد. حال ببینید چه ایهام رندانه است بین عملی که گوهری با دانهُ درش میکند که قاعدتا در روشنایی روز اینکار را میکند و هوسی که شاعر رند ما در شب تار دارد!
البته در مقطع غزل هم خواجه خود به رندانه بودن این شعر اعتراف میفرماید

آیدین شایان پور در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مجنون و لیلی » بخش ۱۰ - آغاز سلسله جنبانیدن مجنون و لیلی:

در بیت 21 به جای معمل باید معلم باشد.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سید علی انجو در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:

1 -«عارفان جمع نکردند و پریشانی نیست » به نظر صحیح تر است

2- «مشنو ار در سخنم فایده ی جانی نیست» در نسخه ای که بنده دیده ام هست
آنچه اکنون نگاشته شده ایراد وزنی هم دارد.

ممنون
---
پاسخ: با تشکر، نظرتان در مورد ایراد وزنی بیت دوم مورد اشاره به نظر من هم وارد است، هر چند با قرائت بیت به حالتی غیرمعمول شاید بتوان مشکل را حل کرد. اما هر دو مورد مطابق متن تصحیح فروغی است و به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از روایتهای مختلف متن را دست نزدیم و بدلهای نقل شده توسط جنابعالی را در حاشیه نگه داشتیم.

علی امیری در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

والله تا جایی که من میدونم شعر کتاب فارسیمون اینجوری بود
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست
وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی جهان زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز
میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد او گشت بر او راست
بر بال عقاب آمد و آن تیر جگر سوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فروکاست
گفتا عجبا اینکه ز چوبی و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خواست
زی تیر نگه کرد و پر خویش برآن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

اصلان قزللو در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

با درود فراوان
در بیش تر رباعی های خیام، تاکید بر غنیمت دانستن زمان، به ویژه زمان حال است. زیرا او مرگ را امری نا گزیر می داند.
رباعیاتی را که شاملو از خیام آورده، 125 تاست و این رباعی در آن وجود ندارد.
از نظر سبک شناسی وجود واژه ی "برای" پس از زمان خیام است و خیام بیش تر از واژه ی مرکب "از بهر، زبهر" استفاده کرده است.

رسته در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱:

غلط:
ملک روی ازین سخن در هم آمد
درست:
ملک را روی ازین سخن در هم آمد
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سید علی میرافضلی در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - ایضا من بدایع افکاره فی مدح اعتمادالدوله میرزا لطف الله:

بیت 29 اینگونه صحیح است:
غلام بی بدلت محتشم که از افلاس
(بی بدل)
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

فرید واحدی در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی:

دکتر شریعتی: تمام عمر به دنبال خوشبختی میگشتیم غافل از اینکه خوش بختی لحظه هایی بود که گذشت

حسین در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

خسته نباشید.
در مصرع اول بیت دوم "خیز و بیرون زد و عالم وطنی حاصل کن" باید به گونه ذیل نوشته شود:
"خیز و بیرون ز دو عالم وطنی حاصل کن"
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

zahra در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست:

در اینجا تن انسان را به کوزه با پنج لوله که منظور همان پنج حس می باشد مشابه می داند که مرد عرب قصد دارد انرا به شاه هدیه کند تا از این طریق و ارتباط با بحر وجود شاه کوزه وجودش پر شود.
در حقیقت ارتباط با دریای بیکران وجود شاه می توان به دانشهایی دست یافت که به اندازه صد جهان است.

امید رضا محبی در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:

بسم الله الرحمن الرحیم
گویی سعدی این بزرگ عارف ربانی عصاره ای از دغدغه ها و مشکلات بشر را که در تمام اعصار بطور مشترک وجود دارد یکجا جمع کرده و با بیان شیوا و فصیحش به دل آنها نشانه رفته است، گر چه حدود هفتصد سال از سرودن این شعر میگذرد لیکن چنان آن را منطبق بر روزگارمان می بینیم که حیرت انگیز است.
تامل و تفکر در این قصیده و دقت در عمل به دستورات ذکر شده در آن و در صورت امکان مطالعه بیشتر در زمینه هایی از این دست، چنان که دوست ناشناس نهج البلاغه را بیان نموده است بسیار می تواند یاریگر انسان در مسیر عمل باشد.
به امید توفیق هدایت و کسب حقیقت
روان سعدی شاد باد.

ناشناس در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

منظور از دل در کل رباعی همان تماشاگه راز ومحل نزول اسرار است. منظور از عقل در مصراع اول بیت دوم است که همان تعلقات دنیوی است و نقطه است

هومن در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

دقیقا معنای شعر ، همانی است که خود می گوید : حال که زندگی بر وفق مرادت است ، از آن لذت ببر و این دم را مغتنم شمر . . چرا که معلوم نیست بار چنین فرصتی بدست آید . .

زز در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

راجع به خیام اطلاعات زیادی ندارم و دوست دارم اطلاعات بیشتری کسب کنم. از نیت واقعی خیام تو شعراش چیزی نمی دونم اما به نظرم میشه جور دیگه ای هم از اشعارش برداشت کرد. یعنی به نظرم گاهی میشه فکر کرد داره ظاهربینی در دین رو زیر سوال می بره نه خودشو. مثل همینکه فکر کنی تو دین فقط یه سری باید و نباید ها هست که فلان کاری بده فلان کار خوبه و دیگه به عشق و حقیقت و معنا و قلبٰ که اصل کاره کار نداره. اونایی که میگن چرا باید از چنین واژه هایی برای بیان اعتقادات مذهبی استفاده کنن فکر کنم با ادبیاتٰٰشعر و شعر ایرانی آشنا نیستن.

امیرحسین روح اللهی در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

در توضیح بیت سوم باید بگم در قدیم بازهای تربیت شده ی پادشاهان هنگامی که صدای طبلی خاص ( طبل باز ) را می شنیدند باز می گشتند
باز در مصرع اول : نام پرنده ، باز آمدم در مصرع دوم : باز گشتم ، برگشتم
معنی ساعد سلطان نیز دست سلطان می باشد که پرنده ی تربیت شده روی آن می نشیند

Reza Sadeghi در ‫۱۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲:

khasteh nabashid
mikhastam beporsam ke dar byte 4
پرزیت dorost ast ya پر زیت ?
---
پاسخ: با تشکر، به صورت جدا تصحیح شد.

۱
۵۵۴۱
۵۵۴۲
۵۵۴۳
۵۵۴۴
۵۵۴۵
۵۷۳۰