سعید دهقانپور در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
درود برمحسن چاوشی
روزبه در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
به نظرم و تا حایی که میدونم بیت اول این طوریه:
اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ از عنای جان و رنج و تن چه حظ
یعنی "ب" توی "برنج" در مصرع دوم اضافی است.
سید مهدی طاهری در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۱:
معانی برخی لغات:
معطی:اعطا کننده ،بخشاینده
بُرج حَمَل:ماه فروردین،گاه شماری ایران قدیم
پار: گذشته،سابق
حَشر: زنده
عذار:چهره و صورت
غیرت در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
تمامت این غزل در این مورد است که انسان به دوست نیاز دارد. جستجوی دوست از طریق آگاهی دل ممکن است. دوستی حالتی است که انسان به آن دیگری بیشتر از خودش اعتماد و ارادت می یابد. این غزل بیان پرشور عشق به زنده گی است
ERMIA در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:
معنی شعر برای علاقمندان:
بیت اول: از سگان (خدمتکاران یا سربازان) شان ترسی نداشته باش ، تو شمشیر حق محورت را بکش و نابودشان کن.
بیت دوم: پادشاهی که تاج و تخت خود را بر پایه دروغ می سازد ، هم پیمان دیوان و شیاطین است.
بیت سوم: این دارایی هایی که در دست دارند با یک اتفاق رنگ می بازد. تو به دارایی های طلایشان چشم ندوز.
علیرضا طالبی مطلق در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:
بنظر این غزل شگفت انگیز را مولونا برای حالات بعد از معراج نبی اکرم (ٌص)سروده است که در پایان هم میفرماید ((کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو)) یعنی واقعا چگونه به دست نیافتنی ها رسیدی.استاد ناظری هم که غوغا کرده است از ترانه های ماندگار ایشان همین غزل است که واقعا انگونه که مولانا سروده حقش را ادا کرده است.
sasan در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:
متاسفانه این دید غلت در نزد ما وجود دارد که با مطالعه چند کتاب می توان قضاوتی کلی در مورد فرهنگ مردم یا عقاید یکی از بزرگترین عارفان و شاعران ایران زمین داشت.
دوست عزیز شاهی با دیکتاتوری به طور اساسی متفاوت است
در داستان فریدون اگر کمی تامل نمایید متوجه خواهید شد که مردم اورا به شاهی میرسانند و شاهی امری موروثی نبوده مگر این که شرایط شاهی را کسی داشته باشد در این صورت مردم اورا به شاهی می رسانند.
باقی توضیحات پیچیده تر از آنی است که در این مجال کوتاه گفته شود.
ناشناس در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۲۱ - فی ذم من تشبة بالفقراء لسالکین و هو فی زمرة اشقیاء الهالکین:
من جایی این بیت رو به این صورت دیدم، چون تکرار شده برام سوال شد... ظاهرت گر هست با باطن یکی / راه حق را هم بیابی اندکی
ستار در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
به نام خدا
با سلام
دوست گرامی جناب آقای حمید رضا گوهری نظر شما درباره بیت مذکور به نظر اینجانب جالب و پذیرفتنی است اما پرسش این است که آیا شما شاهدی دارید که در آن برای ثمر(بر) فعل گذشتن به کار رفته باشد؟ مثلا گفته باشند بر اندیشه ام از فلان چیز گذشت؟
علی زمانی در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
این غزل در دستگاه چهارگاه توسط استاد شجریان به شیوه ای بسیار زیبا اجرا شده است. حتماً گوش کنید.
مسلم در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
مسئله اینجاست که حرف زدن در مورد این مرگ اول خیلی آسونه.
شاید این مرگ به تعبیری زدن تیر خلاصی به نفس است. نفسی که یک سر دارد و هزارها هزار سودا.
تشویق مولانا به این "خود" کشی خیلی زیباست.
علیرضا در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:
خوب است مفهوم اشعار را هم مصراع به مصراع بنویسید
عبدالرحمن در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
چه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی
میتواند به صورت زیر هم خوانده شود
که تناسب بهتری نیز دارد با طاعت و گناه
چه بهشتی چه دوزخی، چه طاعتی چه گناهی
حمید قاسمی برقی در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۷۵:
مصرع اول از بیت نخست حرف ز قبل از زلف جا افتاده است : شکل صحیح
مضراب ز زلف و نی ز قامت سازی
ناشناس در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
این سروده کم مانند چنان تازه وسازگار با روزگار ما بود که نخستین با ر که آنرا در یکی از نوشته ها خواندم گمان کردم که با سراینده ای هم زمان سروکار دارم.!تا اینکه در یکی از کشور های اروپایی که فرصت و فراغتی خالی از دغدغه آب ونان دست داد.با همت عزیزانی که گنجور .را جور !کرده انداز این سروده ناب برخوردار شدم.واژه ها مانند سرب ریخته شده.وهر خواننده ایرانی راازخود بی خود میکند .مناعت طبع سیف که خواستار یاد خیر از اوست.با همین چکامه جاودانی گردیده است!سپاس دار عزیزانی که نظرات آموزنده واندیشمندانه بر این متن نوشته اند ودست مریزاد به استاد ارجمندی که سابون بی فرهنگان بر جامه ایشان هم خورده است.س.ج م.انارام روز مه شید.بهمن ماه30/11/91 دوشنبه.
پامچال در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶۱:
در بحر رود چو آتش تیز بود
به سوی ظهور در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام به اشعار ابتدای آثار که به حمد وسپاس خداوند می پردازد تحمیدیه می گویند از حمله این شعر معروف وزیبای وحشی جهت اطلاعات بیشتر به تارنمای درج شده مراجعه فرمایید.
پوریا در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان:
با درود بیکران
مثکه بیت آخر این حکایت رو ننوشتید!
در بوستان حضرت سعدی نسخهی محمدعلی فروغی ، این حکایت یک تکبیتی هم آخرش هست که شما جا انداختید:
"هنرور چنین زندگانی کند * جفا بیند و مهربانی کند"
باسپاس بیکران از همهی زحماتتون
پوریا در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
با درود به همهی دوستان پارسیگوی
گمان کنم مصرع دوم
(گر بر دگری خرده نگیری مردی) باشه
عادل در ۱۳ سال قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۳ - الحكایة و التمثیل: