گنجور

حاشیه‌ها

چنگیز گهرویی در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

به نظر حقیر .بیت .مستی به چشم شاهد دلبند....میتواند بیت دوم یا سوم این غزل باشد و بیت حافظ ز دیده دانه اشکی ... بیت اخرین غزل باشند

محمد حامد اعظم در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:

پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت دیدی دلا که عمرو چسان بی خبر گذشت

محمد حامد اعظم در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:

پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت دیدی دلا که عمرو چسان بی خبر گذشت

حسین در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

از این که منظورمو از همه مخفی کر دم خیلی بشیمو نم چون درد تنهایی خیلی بد تر از رسواییه .................................. برای تنها نماندن رسوایی را به جا ن بخرید

حسین بابامیر در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:

مرحوم بنان با احساس خیلی خوبی این رو خوندن ولی حیف شعر رو کامل نخوند و چند بیت گزیده رو خوند. خیلی قشنگه آدم همین دو بیت اول رو میخونه اشک تو چشمانش جمع میشه. درود بر ایران زمین.

یعقوب خاوری در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰۳:

با سلام
بیت 6 مصرع دوم به جای از، ار (مخفف اگر) درست است

حسین دلیران در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۸:

با سپاس فراوان.در بیت هشتم "خوابش" نادرست و " خویش" درست است:عمر ها شد همچو نال خامه می پیچم به خویش
گزیده ی دیوان بیدل/ محمد کاظم کاظمی/ به نشر/1391/صفحه ی 122/ غزل 189

رامین رحیمی در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

با سلام خدمت همه دوستان و تشکر فراوان از سایتتون
میخواستم بگم من منکر تواناییهای آقایون چاوشی و عصار نیستم ولی بد نیست این شعرو یکبار هم از استاد ناظری بشنوید
اینم لینکش
پیوند به وبگاه بیرونی

مرمر در ‫۱۲ سال قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز:

دل تو گوهری از جنس خداست که مرا کن فیکون میکندم باز امشب

کسری در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

حق صد در صد با فرهاده
کاملا معلومه منظورش اینه که کل مردم جزو دسته عاشق یا مست هستند
استناد به دیگر رباعی خود خیام:
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
دیگه کاملا معلومه که منظور خیام شرابه
وگرنه کسی دینداریو که حرام نمی کنه!!!

مجید همایون در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
به نظر می آید این بیت طنز ظریف حافظ را دراست به این شکل که کسی که صاحب کرامت باشد یکی از آداب آن دلجویی از فقیران باشد حال اگر حافظ صاحب کرامت را حتی اگر یک بار هم که شده به این کار دعوت می کند به این معناست که این صاحب کرامت فقط مدعیست . حال نظر بزگواران چه باشد.

چنگیز گهرویی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

دوستان و سروران گرامی .که به هر جهت شرحی مینویسید توجه.به استناد اشعار حافظ.بر بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست ... یا سخن دانسته گوی ای مرد عاقل یا خموش .و یا .ای مگس عر صه سیمر غ نه جولانگه توست ...و....در غزل بالا گفتمانی را حافظ شروع وبا درد دل و گله و شکایت سرزنش و دعا به پایان میر ساند .در مصرع اول بیت اول .منظور از طالع خواست و اراده الهی میباشدیا به قولهبخت و اقبال میباشدچه بسا حافظ در بسیاری اشعارش به بخت و اقبال و قضا و قدر تکیه کرده و مگر میشود حافظی که میگوید .در خرقه زن اتش که خم ابروی ساقی ... بر میشکن گوشه ابروی امامت یا تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت ...همت در این عمل طلب از می فروش کن .. بگوید اگر علی کمک کند دامنش را بدست می اورم در این صورت و با توجه به مصرع دوم دامن کی.با توجه به اینکه خواست او بر تمام خواستها ارجح میباشد.و وسعت و افق دید حافظ اوست ولا غیر .پس مرتبه فکر و اندیشه حافظ را تقلیل ندهیم ./. در مصرع اول بیت 8 حافظ میگوید.صوفی شهر را ببین که چگونه لقمه مشکوک میخورد یا صوفی شهر به خاطر اینکه لقمه مشکوک میخورد./.در مصرع دوم به خاطر این عمل نا پسند تشویق نمی کندبلکه نفرین و سرزنش میکند .اما در باب پاردم .جل را که معمولا برالاغ میگذارندتوسط 3 نوار چرمی مهار میکنند .یکی به نام سینه بند که از زیر گردن و روی دو دست حیوان رد میکنند و به دو طرف جل میبندنددر سر بالاییها از عقب رفتن و درامدن جل جلو گیری میکند .یکی به نام شکم بند که از زیر شکم رد میشود از چپ و راست شدن جل جلو گیری میکند ویکی به نام پاردم که از زیر دم و پشت دو ران حیوان رد میشود و به دو طرف جل میبندنددر سرازیریها و به خصوص هنگام چریدن و علف خوردن از شل شدن افتادن جل از سر و گردن الاغ جلو گیری میکند ارگر پاردم دراز یا شل بسته شود باعث زحمت و درد سر حیوان خصوصا هنگام چریدن و علف خوردن میگردد

ناظر در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

به نظر شما مخاطب این شعر کیست؟ پیر یا شاه؟
در «... انسانم آرزوست» منظور از انسان کیست؟
آیا همان انسان مینویی است؟ (نظر من مثبت است)

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:

بیت اخر چه حیاتی و چه دنیای بهشت ایینی هستش لطفا اصلاح کنید ممنون از سایت فوق العادتون

مهدی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » کار ایران با خداست:

بیت ششم "زین تلاطم" به اشتباه" زبن " نوشته شده
با تشکر

سمیه در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۰:

بیت آخر اشکال وزنی دارد

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۰:

مگر همه جا نام مولوی را جلال الدین نمی نویسند ؟ چگونه است که او خود را بها می نامد؟

سامانی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۰:

در نوشته ی علیرضا جمله ی اصلی رها شده و درست معنی نشده :
خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته.
یعنی خواست سنگی بردارد و سگها را دور کند . سنگها در زمین یخ زده گیر کرده بودند . نتوانست و گفت :
این دزدان چقدر حرامزاده اند که سگ را رها کرده اند و سنگ را بسته اند .

x در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

به نظر بنده حقیر در بیت پنجم بر اساس دیوان شهریار این چنین می باشد :
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت / پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:

این رباعی مولانا بر روی بازوی "برد پیت"- بازیگر مشهور هالیوودی- خالکوبی شده است. «شعری که برد پیت از این مجموعه، به زبان انگلیسی بر بازوی خود حک کرده، به نوشته «کلمن بارکس»، ‌برگردان یکی از رباعیات مولوی از دیوان شمس است.»
آدرس: تابناک

۱
۴۸۵۱
۴۸۵۲
۴۸۵۳
۴۸۵۴
۴۸۵۵
۵۷۳۱