گنجور

حاشیه‌ها

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

باعث بسی شگفتیست ... معنا را رها کرده در بند لغاتند ... گیریم "شکسته" باشد یا "نشسته" باشد، چه اهمیتی دارد؟! به نظر شما مفاهیم موجود در این عزل مهمتر نیستند، که چه نشسته بگیریم چه شکسته فرقی نمیکنند؟

بهتاش در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

بیدق = مهره سرباز در شطرنج

تنگ طه در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

یکی از اشعار بسیار زیبا و پر معنایی است که تا کنون شنیده ام . البته یکی از خوانندگان این شعر را بسیار زیبا خوانده است و من ابتدا با توجه به شعر فکر کردم از اشعار مولانا باشد . که بعد با مراجعه به گنجور به اشتباهم پی بردم .

آموزگار در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

درست است

مختار در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

حافظ به چنان درجه ای از شناخت و بینش می رسد که فراتر از دین و مذهب به خدا و انسان نگاه می کند و حتی می خواهد آن طرح قرآن آفرینش را نیز دگر کند و به شادی کند و شادخواری کند که در بیت شگفت آور زیر بیان شده است:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
این بیت به روشنی در نقد این گفته های مکرر خدا در قرآن است که گفته ما آسمانی سخت و محمک و بدون درز آفریدم که هیچ شکافی در آن نیست!

آموزگار در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:

در شناخت باید همه ی مجموعه شعرهای او را در نظر گرفت. ولی شکی نیست که حافظ آنچنان اندیشه ی والایی داشت که فراتر حتی دین اسلام و قرآن به خدا و انسان نگاه می کرد، چه رسد به مذهب شیعه یا سنی!
او خود را آنچنان به خدا نزدیک می دید که رندی می کند و گاهی در برابر سخنان او می ایستد. برای نمونه این همه ستایش می نمونه ای از رندی و دگر اندیشی اوست و او به صراحت می گوید که منظورش خون رزان و می حقیقی است نه می مجاز!
شناخته ترین و برجسته ترین غزل او در این زمینه همین است که در بیتی از آن می گوید:
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
از آنجا که در قرآن بسیار تاکید شده است (ده ها جا) که ما آسمانی آفریدم سخت و محکم که هیچ شکافی در آن نیست،‌ به روشنی می توان گفت که اینجا حافظ در برابر خدای سنتی می ایستد و باور به خدایی فراتر از خدای فقهی و قرآنی دارد و در این بیت به دگردیستی دینی رو می آورد و به دنبال شادی و شادخواری کل این طرح که مانع اوست را می خواهد بشکافد و دگرگون کند و طرحی برابر باور خود درست کند
یا در جایی دیگر می گوید:
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی!
با اشاره به همین دارد که برابر باورهای قرآنی این آدمی که گفته شده از خاک و گل ساخته شده مطلوب او نیست و آن آدمی که او باور دارد از این عالم خالی حاصل نمی شود و باید دوباره عالمی دیگر و آدمی دیگر ساخت که به گونه ای دیگر از آدمی و عالمی که مطلوب اوست و در سراسر غزل هایش تعریفش می کند باور دارد

مجتبی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

با سلام،تصویری که برای افتخارملی ایرانیان حضرت شیخ اجل انتخاب کرده اید چهره مغولی دارد!آیادلیلی دردست است که سعدی تبار مغولی داشته است؟

محمد امین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۶:

واقعا زیباست
سپاس از شما

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

تریاک از یونانی به فارسی آمده است فارسی اش نارکوک و یا کوکنار است و با لغت انگلیسی narcotic همبسته است . طلسم هم که فارسی اش نیرنگ بوده است و از thelesma این لغت وارد شده است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

قفس عربی نیست . کابک به گمانم فارسی اش باشد ولی قفس گویا دگرگونیده یک واژه یونانی باشد که در عربی رفته است . مانند تریاک و طلسم و ....

حیدری در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:

املای «قفص» که با توجه به حاشیه پیشین به «قفس» اصلاح شده، صحیح بوده است؛ در متون کهن فارسی از جمله کلیله و دمنه این واژه همه جا به شکل «قفص» و با ص یعنی به صورت کاربرد آن در زبان عربی ضبط شده است. سپاس

پرهام در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور:

درود بر دوستان عزیز.
دوستانی که می خواستن این آواز رو با صدای آقای کمانگری بشنوند می تونند بخش جدا شده ی فیلم رو در پیوند زیر که خودم جداش کردم دریافت کنند.
امیدوارم لذت ببرید.
پیوند به وبگاه بیرونی

روزبهان در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

دوستداران حافظ توجه کنند که بیت ماقبل آخر به غلط "بپرسید " چاپ شده صحیح آن "نپرسید " است .
روزبهان

جواد در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:

این رباعی توسط همایون شجریان، توی آلبوم جدیدش خونده شده که پیشنهاد میدم حتماً گوش بدین، ولی با اینی که نوشته شده کمی تفاوت داره:
ای همدم روزگار چونی بی من
ای مونس و غمگسار چونی بی من
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من

روزبهان در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

با درود به هم مبهنانم خواهش میکنم در بیت پیش از پایان واژه ی "بپرسید " را با واژه ی "نپرسید " جابجا کنید . بپرسید نادرست است .
روزبهان

آهسته در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۵:

من حدود پنج دفعه ربا عیات مولانا را مطالعه کرده و این رباعی را نیز در میان 1900 رباعی مولانا مشاهده کرده ام.

۲۰۱۴ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار:

با سلام
این غزل ناب جناب شهریار عزیز را استاد شجریان در یکی از برنامه های برگ سبز خوانده اند

امیر اصغری در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۵۵ - مطایبه:

بیت سوم. مصرع اول؛ مقریک، تشکیل شده از مُقری + ک (تصغیر). یک واژه است. اشتباها با فاصله نوشته شده.

حسین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

کاغوش که شد منزل اسایش و خوابت میبینید که حافظ هم حسودی میکرده

محمدرضا دولتی زاده در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود

۱
۴۸۴۴
۴۸۴۵
۴۸۴۶
۴۸۴۷
۴۸۴۸
۵۷۲۵