محمود گناوه در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
اونقدر من این شعر رو دوست دارم که هر وقت میخونمش شادابی رو توی تماام سلولهای بدنم حس میکنم. هر بیت این شعر یه شاه بیته، هر وقت دلم برا شعر تنگ میشه این اولین شعریه که بر زبونم جاری میشه. البته احساس میکنم این شعر با شعرهای دیگه شیخ اجل هم متفاوته. بهر حال خیلی عالیه
همیرضا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
@ناشناس:
منبع اشعار مشخص است و در کادر منبع ذکر شده و قابل مراجعه است، اگر چیزی حذف شده در منبع اصلی حذف شده بوده.
اما از جنابعالی که چنین تذکری می دهید انتظار می رود قسمتی از متن حذف شده را ذکر بفرمایید یا به متن چاپی مد نظرتان ارجاع بدهید وگرنه صحبتتان در حد یک اظهار نظر روی هوا تلقی می شود.
جواد در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:
زندگی پر سوز و گداز این شاعر عاشق پیشه بسیار درس آموز و پر رمز و راز است. این غزل را شهریار در سوگ مرگ ناگهانی و درآور لاله دختر خدمتکار منزل محل سکونت خود سرود که پس از مرگ وی متوجه عمق عشق او به خود شده بود و در تاوان این بی خبری و غفلت این شعر را سروده است.
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
با سلام به نظرمی آید چندبیت پایانی شعر حذف شده است لطفا اضافه کنیدباتشکر
آیدا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر:
لطفا این واژه در بیت 28 درست شود : به خدایی که بیفراخت به "فرقت" افسر
مجید ب در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست:
در بیت چهارم بجای از٫ ار ( مخفف اگر ) معنی و مفهوم مولانا را بهتر می رساند و صحیح است. از یک اشتباه چاپی است.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
افرین بر تیز بینی جناب یوسفی ، چه بخفته شعر را از معنا می اندازد. در خفا نمی بایدمان نوشید که نیک نامی ننگ ماست.
ما در خانه بروی غیر ببستیم از همه .......
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:
حدیث عشق است و نظر و محو شدن در معبودو انکه عبور از این ورطه کار مردان است و نه آدمی صورتان تا بدانجا که:
حتا اگر برمن شمشیر هم بکشی دشمنیی باتو نخواهم داشت دشمن انکس خواهم بود که میان من و تیغ تو سپر شود.
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است و...
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
گیسویت عنبرینهی گردن تمام بود.........مصرع نخست از بیت نهم
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
قسم گرچه امروزه خوردنی است! قسم میخوریم ، اما سوگند است که خوردنی است و قسم یاد کردنی و چون استاد سخن فرموده اند گفتنی هم می تواند باشد.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
آتش روی تو زین گونه ( این گونه؟) که در خلق افتاد...........
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست؟
نه، که از نالهی (نغمه؟)مرغان چمن در طرب است
.M.FAHIM در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۷:
ممنون صفحهء گنجو که این گنجینه بزرگ را به دسترس عزیزان قرار داده است
اشتباه تایپی که صحیح آن چننین است
**
دارم ز سیر گلشن اسباب در نظر
رنگی که شعله میزندم آب در نظر
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
فریبا جان با درود به شما البته انگلیسی ناکاستومندی نوشته اید ولی به گمانم بیشترمان اینجا به فارسی نوشتن بنازیم و ببرازیم . صقال معنای صیقلی می دهد و همان صقال گویا درست است .
رسته در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۲:
پرسیدهاند که: حَرَمدان درست است یا حُرُمدان؟
در لغتنامهٔ پایانی دیوان شمس ج 7 نسخهٔ فرورانفر حُرُمدان نوشته شده است به معنی:
کیسهٔ چرمی که به کمر میبستهاند و پول و نقد و غیره را در آن میریختهاند، همیان.
این واژه در آثار مولوی در ده مورد آمده است:
1) بود درویشی درون کشتیای // ساخته از رخت مردی پشتیای
یاوه شد همیان زر او خفته بود // جمله را جستند و او را هم نمود
کین فقیر خفته را جوییم هم // کرد بیدارش ز غم صاحبدرم
که درین کشتی حرمدان گم شدست // جمله را جستیم نتوانی تو رست
مثنوی دفتر دوم
2) چونک حق و باطلی آمیختند // نقد و قلب اندر حرمدان ریختند
پس محک میبایدش بگزیدهای // در حقایق امتحانها دیدهای
مثنوی دفتر دوم
3) هله در ده می بگزیده که مهمان توام // ز پریشانی زلف تو پریشان توأم
تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر // نقد ده نقد، که عبّاس حرمدان توأم
آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم // مردهٔ جرعهٔ آن چشمهٔ حیوان توأم
(عباس = گدای سمج = عباس دوسی)
ترجیعات دیوان شمس
4) زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جایی // وز آتش و دود ما برخاسته ایوانی
با این همه سلطانی آن خصم مسلمانی // بربود به قهر از من در راه حرمدانی
بگشاد حرمدانم بربود دل و جانم // آن کس که به پیش او جانی به یکی نانی
غزل 2574
5) گر چه که صد شرط کنی بیهمه شرطی بدهی // ز آنک تو بس بیطمعی زر به حرمدان نبری
6) عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا // تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو
غزل 2244
غزل 2455
7) ایمنیم از دزد و مکر راه زن // زانک چون زر در حرمدان توییم
غزل 1673
8) کاسهٔ ارزاق پیاپی شدهست // کیسهٔ اقبال حرمدان ماست
غزل 504
9)
حکایتی آورده اند، که پادشاهی بود و او را بندهای بود خاص و مقرب عظیم چون آن بنده قصد سرای پادشاه کردی اهل حاجت قصهها ونامهها بدو دادندی که بر پادشاه عرض دار، او آنرا در چرمدان کردی ، چون در خدمت پادشاه رسیدی تاب جمال او برنتافتی ، پیش پادشاه مدهوش افتادی ، پادشاه در کیسه و جیب و چرمدان او نظرکردی به طریق عشقبازی که این بنده ٔ مدهوش من چه دارد، آن نامه ها را بیافتی و حاجات جمله را بر ظهر آن ثبت کردی و باز در چرمدان او نهادی ، کارهای جمله را بی آنک او عرض دارد برآوردی .... (فیه مافیه).
10 همین غزل مورد بحث
دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین // رو و رو ای دل بجو، زر به حرمدان خویش
که با داستانی که در فیه مافیه آمده است همخوانی دارد. تعداد زیادی از داستانهای فیه مافیه و مثنوی در مقالات شمس هم آمده است از روی آن میتوان دریافت که بیشتر داستانها خاطراتی بودهاند که مولوی از روزهای همصجبتی با شمس به یاد داشته است و در آثارش آنها را بسط داده است.
گاه مولوی از جناس بین حرم و حرمدان ایهامی آفریده است ( موردهای 3 و 4 و 6)، یعنی از حُرُمدان معنی پنهانی حَرَم و یا حَرَمدان را القاء کرده است.
در ادبیات عرب هم همین واژهٔ حرمدان به همین معنی آمده است، در قاموسها گفته شده است که این واژه معرب واژهٔ فارسی چَرمْدان است و دوگونه تلفظ از آن را ضبط کردهاند : حُرُمدان ، حُرَمدان.
فریدون در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
این کسانی که میگویند حافظ بچه باز بود از دیدگاه خود میگویند و این حقیقت نیست. مولانا میگوید
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود
این بزرگان دارای اخلاق عالی بودنند و این تحمت ها نا گوار است
عباس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
مصرع دوم این بیت باید اصلاح شود
آنکه بر جانم از او دم بدم آزاری هست
میتوان یافت که از من به دلش باری هست
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
mojdeh در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » سعدی:
عاللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییی:))) مرسی از زحمتاتتتتتونننننننننننننننننننننننننن:)))
محمد در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۹:
خیلی زیبا بود
عباس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵: