ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
درود بر روان حافظ با این اشعار زیبا. در اشعار حافظ اصطلاحات نجومی بسیار به چشم می خوره و این نشون می ده که حافظ در زمینه نجومی هم اطلاعات بسیار خوبی داشته. در بیت سوم این غزل:
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو // ابرو نمود و جلوه گری کر د و رو ببست
اشاره ای بسیار زیبا به موضوع رصد هلال های ماه شده. به نظرم عظمت این بیت و تشبیه بسیار زیبای اون (تشبیه ابروی یار به ماه نو) رو منجمانی که تجربه رصد هلال های جوان ماه - در ابتدا یا انتهای ماه های قمری- دارند خیلی بهتر درک می کنند.
مسرور در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:
مرا یاد شعری از یک شاعر معاصر گیلانی با تخلص صدقی انداخت..
بوالهوسانه صدقیا چند به قید این و آن
قید ز جمله وارهان،جوی ز بی نشان،نشان...
میهمان در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:
اتفاقا در مصرع آخر هم لف و نشر را رعایت کرده هم قافیه تکراری نیست
نوری در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
در بیت پیش از آخر پارسیان به نظر درستر از پارسایان می نماید چرا که به قرینه تازیان آمده است
ناشناس در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
دوستان حضرت مولانا کسی نبوده که در مورد مذهب تعصب داشته باشه از اونجایی که با شمس هم مذهب نیست.. بجای اینکه به مقام و افکارش پی ببریم داریم باز یکی از عادات خیلی بدمون رو به مولانا نسبت میدیم و مطلب دوم اینکه این افکار باید پاک بشه من سنی هستم و امام علی رو بالاتر از هر کس میبینم و واقعا میپرستمش. نمیدونم این تفکر از کجا اومده که ما حضرت علی رو دوس نداریم
محمد جم در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
به نظر من این بیت از خواجه عبدالله انصاری خیلی به این بیت از خواجه حافظ شیرازی مزبوطه
شرط است که چون مرد ره درد شوی خاکی تر و ناچیزتر از گرد شوی
هر کاو ز مراد کم شود مرد شود بفکن الف مراد تا مرد شوی
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:
سلام به همه دوستان
درمصرع اول ، أتت صحیح می باشد که فعل ماضی للغائبة می باشد به معنی جاءتْ : آمد
اولین صیغه آن « أتی » بروزن «عطا» می باشد
آیه اول سوره انسان:
هَلْ أَتَی عَلَی الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا
وقتی « أتی » للغائبه نوشته شود در آن اعلال به حذف صورت می گیرد و الف از آخر آن حذف می شود
« أتی : أتَیَتْ : أتَاتْ :أتَتْ
متشکرم از صبروحوصله شما
محمد.ک در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
چرا اصلاحش نمیکنید ؟ جناب گنجور
شهریار۷۰ در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
با سلام
پیرامون بیت تخلص غزل و مصرع دوم :
خوانش صحیح آن از نظر من و با استناد به سخنان حسین آهی در مجموعه برنامههای تماشاگه راز ، این چنین است :
تیــغ سزاست هرکه را درد ، سخن نمیکند
یعنی از درد ، سخن نمیگوید و هیچ نیازی به تاویل واژهها و آوردن دلایل خاص و توضیحات اضافه و بیربط نیست.
با سپاس
محمد.ک در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
فوق العادهست ...آخه یعنی چی آدم دیوونه میشه ... خدا رو شکر این شعر رو اتفاقی دیدم و خوندم
abbas raee در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
با سلام
این شعر سعدی نیز مناسبت دارد که:
دیده را فایده این است که دلبر بیند
گر نبیند چه بود فایده بینایی را
رامین در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
شعر دوم مندرج در تحشیه حسن متعلق به فائز دشستانی است.
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش میدارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون میدهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر میبارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نمییارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاک درش با که بود بازارم
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:
دهر به فارسی یک لغت زیبای دیگر دارد و آن دیرند است . از مصطفی ص بازگو شده است که به دهر دشنام ندهید . در میان بینشوران و رازدانان گویا دهر جلوه ی ذات مبارک الهی است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:
کسی را به چشم کم دیدن بسیار زیبا به کار رفته است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۹ - الوقت سیف:
علامه می فرماید وقت را همچون خطی پنداشتی . نماره ( اشاره ) دارد به non- liner بودن و نا خطی بودن زمان که شگفت باوریست . درود بر این مرد غورکاو .
حمیدرضا در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
با سلام،
به نظرم این رباعی اینگونه باشد:
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
زن گفت که تو هرآنچه گویی هستم
آیا تو هم آنچه مینمایی هستی؟
حافظ در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
با سلام وعرض خسته نباشید
باتوجه به این که شما در این سال ها زحمات زیادی برای فرهنگ ایران وایرانی کرده اید متشکریم ولی یک اانتقاد داشتم
ان هم در ترجمه ،این شعر زیبای توجه کمتری کرده اید وبه نظرات دیگر عزیزان احترام نگذاشته وان ترجمات را عوض نکرده اید لطفا کمی توجه کنید تا هوادارانتان را ازدست ندهید
تالشی در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰ - بخت خفته و دولت بیدار:
پری به در خانه خواهر شهریار امده بود در دورانیکه شهریار در انجا شبانه روز اقامت داشت اما دقیقا زمانیکه شهریار بعد از مدتها خواست بیرون رود پری امده بود و شهریار نبود. وای بر دل شهریار
رسته در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۹:
هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت // در حال گدازید و در آن بحر روان شد
این صور صحیح بیت است در چاپ اصلی ( طبع انتقادی فروزانف- جلد دوم صفحهٔ 65). از روی نسخه بدل (چت که یکی از نسخههای مورد مقابلهٔ فروزانفر بوده است ) صورت دیگری ازحاشیه به دست میآید به این صورت:
هر پاره کف جسم کز آن بحر گهر یافت // در حال گدازید و در آن بحر روان شد
این دو صورت از بیت است مطابق نسخهٔ فروازنفر.
ولی چاپ امیرکبیر را که از روی نسخهٔ فروزانفر گرفته شده است، تا آن جا که من دیدهام (چاپ چهاردهم!) همان است که مورد استفدهٔ گنجور است( که از روی ریرا وآن هم از روی درج است) که غلط فاحش چاپی دارد!.
جواد در ۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران: