گنجور

حاشیه‌ها

سیما در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

این شعر در حال حاضر در دیوان خاقانی (شرح دکتر کزازی) هست. اما حس و حال و سبک بیان آن، بیشتر به سنایی می خورد.

فریبا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:

درود بر شما .
توجه به باطن و حقیقت کاینات

سعید در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر:

سلام به دوستان
در فایل صوتی معروفی که از شهریار بزرگ موجود است ایشون میگن که سال 1300(همون سالی که رضا شاه شاه شد!) وارد تهران شدند و ایرج هم سال 1304 فوت کرده لذا بعیده که در این چهارسال که با هم در تهران کوچک آن روزگار زندگی می کردند ملاقاتی با هم تداشته باشند.
در مورد اینکه یکی از دوستان گفت که شهریار هیچ حا خودش رو شاگر ایرج نخوانده باید توجهتون رو به این بیت از همون غزل "ایرجا سر بدر آور که امیر آمده است" جلب میکنم:
مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار
شهریاری که در این شیوه شهیر آمده است
البته این یک فروتنی بزرگوارانه و شاعرانه است که در شعر شهریار به وفور یافت میشه دلیل بر بزرگی یا کوچکی این و آن نیست.

عطا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

این غزل یکی از مشهورترین غزل های طاهره قره العین است.

ًویلیام در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۳:

این حکایت با مقایسه با کلیات سعدی محمد علی فروغی ، آداب صحبت این بیت را ندارد: هنر بنمای اگر داری نه گوهر گل از خارست و ابراهیم از آذر

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:

من سنه عیب توتان مم سنون استون دا ادون وار
من سنه سوز ورم مم سنون ال لر دا ادون وار
کاش اولای دی سنی کم من ده سوزومو
کوچ ادیدم واراقا گوزدن اخان یاش و سوزمی

م.م.م در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۰۸:

خیام به جاودانگی (لا اقل مثل تفکر خیلی از ماها) اعتقاد نداشت. در یکی از دو بیتی هاش میگه : " باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی"
در ضمن ترس از مرگ چیزیه که از کوچیکی توی ذهن خیلیامون جا دادن... تنها چیزی که باعث نگرانی از فنا شدن میشه، فقط و فقط کارهای بازمانده و به سرانجام نرسیدمونه...

افشین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

برگردان فارسی جالبی نداره
من ترک هستم و شعر ترکیش با محبت و مهربانی گفته شده
اما معنی فارسی به شدت خشک و خشن هستش و البته اشتباه
مثلا اونجایی که گفته میشه "‫منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه‬ "
معنی درستش اینه که با حالت عاجزانه و التماسانه داره میگه "برای یک بار شده اسم من هم بیاد به زبونتون"

رضا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:

با سلام.اگر معنی روان بیتها اضافه بشه نسل جدید ادبیات گریز را بیشتر علاقه مند خواهید کرد. با سپاس.

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۸۴:

لطفا بیت 6، مصرع 2 به:
حیف باشد اینقدر کوتاه‌بین باشد کسی!
اصلاح گردد.

mohsen در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق:

احتمالا در بیت 17 بجای
دیو چیزی مرا مرا بر سر زده
باید
دیو چیزی مر مرا بر سر زده
باشد

رامین در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:

با مقایسه این رباعی با رباعیات دیگر خیام بنظر نمی آید این رباعی متعلق به خیام باشد

رحمان در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۴:

بیت دوم، احتمالا «یوسفی» صحیح‌تر باشد.

بهزاد علوی (باب) در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

در نسخهٔ دیوان عطار (انتشارات فخررازی) چند فرق هست:
1. نیم شبی سیم برم نیم مست
نعره‌زنان آمد و در در نشست
نیم شبان سیم برم نیم مست
"نیم شبان" که همگونی آن با "نعره زنان" قابل توجه است
2. هوش بشد از دل من کو رسید
هوش بشد از دل من چون رسید
6 کم زن و اوباش شد و مهره دزد
کم زن اوباش شد و مهره دزد
کم زن یعنی کسی‌ که در جمعی از بقیه کوچک تر و پست تر باشد
کم زن اوباش یعنی در میان اوباش هم از بقیه پست تر و بی‌ ارزش تر ...
9 در بر عطار بلندی ندید
در بر عطار بلندی بدید
که " بدید" مقام عطار را ( در آن مبحث ) دقیق تر می‌‌نما یاند

جواد صدیقی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۶:

حس چو بیدار بود دراین بیت معنا اینست یعنی تا د

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۶:

به نظرمن در بیت حس چو بیدار بود یعنی تا زمانی که انسان ازین دنیا دل نکند به آن دنیا حقیقی نمیرسد.

محمد در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۶۶:

سلام.این چیه این همه نقطه پشت هم چیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مهدی هاشمی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

با سلام
نسخه ای که بنده در اختیار دارم و به اهتمام انجوی شیرازی است ترتیب بیت ها به گونه ای دیگر است مثلا بیت "ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم ...." بیت دهم است. ضمن آنکه بیت یازدهم هم "بیفشان جرعه ئی بر خاک و حال اهل شوکت بین/ که از جمشید و کیخسرو هزاران داستان دارد" است که شما "حال اهل دل بشنو" ذکر کردید.

حمیدرضا فتحی تبریزی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

با عرض سلام و آرزوی توفیق و بهروزی؛
آری، حافظ و سعدی، ستارگان قدر اول ادبیات ما هستند و همواره باید ایشان را در آسمانها بجوییم. گفته ی ما بویی از افراط داشت، پوزش می طلبیم، یاران.
نیز، به زعم حقیر، می توانیم این غزل را در زیباترین ده غزل فارسی به حساب بیاوریم.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

صابر جان تو مرد دانایی هستی درود به تو سالی می گذرد تا چون تویی از اینجا گذر بکند . درست می فرمایید xruzda به اوستایی یعنی دل که با مفهوم خون نزدیک است و فردوسی همین را می دانسته و سنجیده نام برگزیده است . cruel را هم زیبا نوشتید . چند لغت دیگر هم من بیفزایم که مایه شادی جانت بشود . creas در پانکراس و نیز crust و crude همه با واژه ای که فرموده اید همریشه هستند در فارسی لغت کلوخ هم همتبار این ها است .همه حس دلمه زدن و انعقاد خون را می رسانند . درود به جان فروغمندت سربلند باشی .

۱
۴۸۳۰
۴۸۳۱
۴۸۳۲
۴۸۳۳
۴۸۳۴
۵۷۸۵