گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم

عشوه مده عشوه مده عشوه مستان نخرم

وعده مکن وعده مکن مشتری وعده نیم

یا بدهی یا ز دکان تو گروگان ببرم

گر تو بهایی بنهی تا که مرا دفع کنی

رو که به جز حق نبری گر چه چنین بی‌خبرم

پرده مکن پرده مدر در سپس پرده مرو

راه بده راه بده یا تو برون آ ز حرم

ای دل و جان بنده تو بند شکرخنده تو

خنده تو چیست بگو جوشش دریای کرم

طالع استیز مرا از مه و مریخ بجو

همچو قضاهای فلک خیره و استیزه گرم

چرخ ز استیزه من خیره و سرگشته شود

زانک دو چندان که ویم گر چه چنین مختصرم

گر تو ز من صرفه بری من ز تو صد صرفه برم

کیسه برم کاسه برم زانک دورو همچو زرم

گر چه دورو همچو زرم مهر تو دارد نظرم

از مه و از مهر فلک مه‌تر و افلاک ترم

لاف زنم لاف که تو راست کنی لاف مرا

ناز کنم ناز که من در نظرت معتبرم

چه عجب ار خوش خبرم چونک تو کردی خبرم

چه عجب ار خوش نظرم چونک تویی در نظرم

بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب

من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم

هر کسکی را کسکی هر جگری را هوسی

لیک کجا تا به کجا من ز هوایی دگرم

من طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربی

آن طربت در طلبم پا زد و برگشت سرم

تیر تراشنده تویی دوک تراشنده منم

ماه درخشنده تویی من چو شب تیره برم

میر شکار فلکی تیر بزن در دل من

ور بزنی تیر جفا همچو زمین پی سپرم

جمله سپرهای جهان باخلل از زخم بود

بی‌خطر آن گاه بوم کز پی زخمت سپرم

گیج شد از تو سر من این سر سرگشته من

تا که ندانم پسرا که پسرم یا پدرم

آن دل آواره من گر ز سفر بازرسد

خانه تهی یابد او هیچ نبیند اثرم

سرکه فشانی چه کنی کآتش ما را بکشی

کآتشم از سرکه‌ات افزون شود افزون شررم

عشق چو قربان کندم عید من آن روز بود

ور نبود عید من آن مرد نیم بلک غرم

چون عرفه و عید تویی غره ذی الحجه منم

هیچ به تو درنرسم وز پی تو هم نبرم

باز توام باز توام چون شنوم طبل تو را

ای شه و شاهنشه من باز شود بال و پرم

گر بدهی می بچشم ور ندهی نیز خوشم

سر بنهم پا بکشم بی‌سر و پا می نگرم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مهدی ساکی » کماکان » شکر

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۳۲ نوشته:

آیا بیت چهارم بصورت (در پس این پرده) نیست؟

 

سعید در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

نه حمید جان فکر میکنم همان در سپس پرده مرو صحیح باشد البته من فقط حدس میزنم چون با آهنگ شعر را خواندم و به نظرم سر وزن آمد

 

سعید در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۱ نوشته:

سرکه فشانی چه کنی زیباست یعنی چرا ترش رویی میکنی اما جالب تر اینکه خوانده ام که برای خاموش کردن آتش از سرکه استفاده میکرده اند و این موضوع اینجا به خوبی ملموس است

 

سعید در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۳ نوشته:

برای حفظ امانت باید بگویم در کتاب دکتر شفیعی کدکنی خوانده ام اما نام کتاب را فراموش کرده ام

 

سعید در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

غر میشود با پوزش زن فاحشه و قحبه البته معنی ترکیده هم میدهد

 

سبحان در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

بیت بکی مونده به آخر منظور از باز اولی پرندست یا باز دومی؟؟؟؟؟

 

سامان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

آقا شکل درست آینه (در پس این پرده مرو...)

 

علی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

با سلام
دوستان بیت:
بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
چه مفهوم و پیامی دارد؟ با تشکر

 

فرزانه در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۲ نوشته:

فکر کنم این معنی رو میده که اگه همه ی عالم و آدم از اونچه تقدیر براشون مقدر کرده، ناخشنود و ناراحت باشن، اما من شیرین و خوش و گوارا هستم

 

شاهرخ در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۰ نوشته:

بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب : اگه مردم دنیا در محدوده ذهن و فکر محصورند ، و با اقلام جهانی ( ثروت - مقام - شهرت - مذهب و .......) هم هویت شده و از کم و زیاد شدن آنها در رنج و درد هستند ( زهر باریدن ) ............. من آزاد از چنین تعلقاتی در شهد شیرین وصل و فضای یکتایی غوطه میخورم

 

شمشاد کشتکار در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۴ نوشته:

سلام
از سایت وزین گنجور متعجبم !!!
ثبت نظر های عیر مستند ، سطحی , سلیقه ای و کم اعتبار قابل درک نیست و به وجاهت گنجور آسیب می رساند.
با سپاس
شمشاد کشتکار

 

mehdi در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ نوشته:

در سپس پرده مرو یعنی دل بسپار و با عقل خویش بدنبال سپس یا پشت پرده مباش.

 

mehdi در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۰ نوشته:

اون پرده میتونه اینقدر مهم باشه که مولانا از ما خواسته پرده بین خالق و مخلوق رو کنار نزنیم و هر بیت را به خالق یا مخلوق تشبیه نکنیم و واحد بین باشیم

 

۷ در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

عشق چو قربان کندم عید من آن روز بود
ور نبود عید من آن مرد نیم بلک غرم
عید من آن روز بود که جان بر سر عشق بنهم وگر نه چنین است نامرد و خامم.(به بلوغ نرسیده ام)
غر:جوانک خام و ناشی در برابر مرد پخته و کاردیده

 

افشین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۱ نوشته:

درود دوستان
کسی میدونه مصرع 2 بیت 14 منظور از پا زد و برگشت سرم چیه؟
ممنون

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۹ نوشته:

من طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربی
آن طربت در طلبم پا زد و برگشت سرم
افشین عزیز ،مولانا خطاب به حضرت دوست میگوید تو که شادی
مطلق و بی نهایت و اصل زندگی و هشیاری هستی و من هم که بینهایت و بطور مطلق خواهانم که از جنس تو شوم یعنی اینکه من هم شادی بینهایت و به تو زنده شوم اما همین شادی و هشیاری حضرتت به این خواسته من پشت پا زده و من از این دفع گیج شدم و متعجبم که علت این دفع چیست . مولانا در این بیت میفرمایند خواست انسان برای یکی شدن با محبوب کفایت نمی کند بلکه بزای وصل او نیازمند کار فراون بر روی خود
میباشیم. مولانا در جای جای دیوان شمس و همچنین مثنوی به کار بر روی خود تاکید میکند .
موفق و در پناه حق باشید

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
سپاس از شاهرخ عزیز که این بیت را بسیار زیبا معنی کردند درود بر شما . این غزل فوق العاده زیباست

 

.هوو در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۱ نوشته:

دور سرت بگردم من مولانای من
ای دل و جان بنده تو بند شکر خنده تو

 

بی نشان در ‫۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۵ نوشته:

سلام به سبحان عزیز
در بیتی که فرمودید کلمه باز در تکراری که داشته پرنده و در مصراع دوم به معنای گشایش هست
باز تو هستم در مقام تاکید شدت وابستگی رو میرسونه و اشعار و اشراف به خویشکاری خویش در مقابل معشوق رو در مقام نسبت ها رو
من بازم پس موقوف استماع طنین طبل بازگشت به ساعد شاه و جان جهانم
بال و پر من جز به جهت لبیک به ندای ارجعی طبل تو بسته است و جز به سمت و سوی تو مطاری و پروازی ندارد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.