گنجور

حاشیه‌ها

امیر در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

ارتباط زیبای خسرو پرویز و خسرو ِ شیرین در بیت آخر قابل توجه است.

عرفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:

من متخصص ادبیات نیستم اما گاهی چیزهایی الکی در گنجور عزیز می نویسم. در باره "زخار" هم شاید وزن فعّال از زخر باشد که زاخر و مزخور فاعل و مفعلوش باشد. زخر البحر-به گفته ی خلیل بن احمد فراهیدی در العین- یعنی وقتی که امواج دریا بلند شود. از این جهت شاید همان زخار درست باشد. به علاوه نداشتن اینگونه لفظی در فارسی و مشکل خراب شدن وزن الشعر هم موید زخار است. در ضمن بین زخار که صفت قلزم شده با واژه "جوشش" همان مصرع هم ارتباط وجود دارد. ببخشید طالانی شد.

محمد حسین صرامی فَروَشانی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:

گر به خون تشنه ای اینک من سر باکی نیست
که به فتراک تو به زان که بود بز بدنم
سر به پیش قدمت پیش کش آرم لیکن
ناز چشمت چه گران سر نبرد از بدنم
سالیانسیت که پینداشمت در بر خویش
صبح رسوایم امد که همه خویشتنم
شور عشقت به فغان گر برسانم بر عرش
چه توان گفت که بیراهه نشین راهزنم.
دوش با ساقی مجلس سخنی کردم باز
آنچنان سوخت مرا تا که دگر من نه منم

فلسفه در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:

زندگی همیشه محنت کده ای بیش نبود.درودبرشهریار

رهی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

واقعا با صدای همایون عزیز زیبایی شعر چند برابر می شود.

لوراس در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود:

گنج زر یا جمله مار و کزدمست==== درستش:
گنج زر یا جمله مار و کژدمست

حامد رفیعی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:

احسنت به جناب ارباب
درسته که اشتباه نوشتن
اما اهلش میدونن که چرا این بیت رو در جواب غزل بالا آوردن
ارباب جان با شهدا محشور بشی...

رامین یوسفی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۶:

گر که زرد است رنگ چهره از نداری نیست و من
غصه ی جمع می خورم قلبم همی بی درد نیست (ر.یوسفی)

مهدی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ هجویری » کشف المحجوب » بابٌ فی ذکر أئمَّتِهِم من اهل البیت » بخش ۳ - ۲ ابوعبداللّه الحسین بن علی بن ابی طالب، رضی اللّه عنهما:

بسی جای تاسف هست که ایشون دقت لازم رو نداشتن برای تهلیل شنیده ها.
هرچند که گفته ایشون از روی اثار و دریافتی های کسب شده شخصی هست ولی جای تعجب ایتجاست برای کسی که اهل علم و یا طالب علم و دوستدار خاندان رسول صل الله هست ، چرا تامل در شنیده و تامل در گفتار نداشتن در این مطلب.

منصور پویان در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

خلاصه ای در باره این غزل:
آنجا که آدمی اَنانیت را وامی نهد و با جان ِجانان یکی شود؛ همانا قدرت آفریدگاری می یابد و در دَم؛ شکاله عالم ِمادّه در نظرگاهش درهم شکسته می شود. این عالم پدیدار که همچو رودی از نقش و اشکال؛ دائماً ذرّه ذرّه هایش در معرض کون و فساد بسر می برند؛ در منظر ِجان ِعاشق؛ دگردیسه گشته؛ بـُن بـُنان ِلایتغییر ِهستی و یکتائی جهان وجود در دَم آشکار همی گردد. در چنان هنگامه ای، همه جلوه های هستی؛ مـُنحل در ذات بلامنازع منبع انرژی شده؛ دریا بمثابه حضور وحدانی؛ جلوه گاهی متبارز می یابد. از آنجا که دریا نیز برساخته ای مادّی و برآمدی مشمول زمان و مکان است؛ لامحاله دریا نیز ز هیبت ملغا شده؛ جائی برای ذاکره آدمی و محلی از اِعراب برای تصور آنچنان دگرباشیدگی ای باقی نمی ماند.
آن دود و آتش برخاسته از همپیوندی با یکتائی، شیرازه هستی ِجهان ِمادّه را درهم ریخته؛ آسمان بمثابه کاسه ای تهی؛ شکافته گشته و هر نشان زمانی/مکانی زایل می شود. این دگرگونی همانا گشتآوردی ست در حضور که از آن؛ شوری برخیزد سالار که به منوال سوری بر دلخستگان و ماتم زدگان عرضه شود. در هیبت و مهابت آن دگرباشی، همین بس که گه آب را آتش بـَرد و گه آب همچو آتش از برای توسعه دهان گشاید. در کشاکش چنین نوآمدگی هائی؛ اسباب تشخیص منهدم در امر ِباقی و ساقی فارغ از فاعلیت و معلولیت؛ بخویش بزم-افزا شده؛ انگاره های نوینی تو گوئی؛ دگرباره در پیشگاه عارف جلوه گری بیآغازند.
آنجا را درک و مضمون و نیز مقولات و گفتمان را ناکارآمدی ناگزیر باشد. آنجا هر چیز و هر فکر و هر موجودیتی را پایان مقرر گردد. آنجا را منیت و هویت، یا بود و نبودی که نمایانندگی را لازم آید؛ در کار نیست؛ چرا که صورت و مادّه ای برقرار نمی ماند. در چنان منظرگاهی، تمایزی مابین خوب و بد؛ زشت و زیبا یا این و آن باقی نمی ماند. در چنان جایگاهی، روشنائی در تاریکی و تفاوت در تقارن مضمحل گشته؛ هیچ در هیچ می شود نقطه آغاز و نیز نقطه پایان بر هر معنا و بر هر پرسش و جـُستاری.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

چه راحت می بریم و میدوزیم و بر تن می کنیم ..........به قول خود حافظ هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد ، و هر به قدر فهم و دانش خود اشعار پیچیده و چند لایه ی حافظ را درک میکند، مطالب بانمکی در این سایت خواندم امیدوارم با تحقیق ، مطالعه و دقت بیشتر سعی در ارایه ی دیدگاه های ثواب مند تری بکنیم ، هیچ ارتباطی میان این غزل و وقایع کربلا نیست ، بهتر است دست از خیال پردازی و افسانه بافی برداریم نگاهی علمی تر به آثار بزرگانمان داشته باشیم ، سخنم را با بیتی از حافظ به پایان می برم :مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

حمید بختیاری در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۷:

نشیند دستانم با خس و خار
نشسته دلستانم با خس و خار

محمد زضا حبیبی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:

با سلام و ادب
شعر بسیار زیبایی است .من آن را خیلی دوست دارم و هر بار آن را می خوانم حالم دگرگون میشود.عشق پاک و بی آلایش به محبوبی که یادش آرامش دل و جان است.
از ذست اندر کاران سپاسگزارم و برایشان آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم

رسته در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آبخور = قسمت، روزی، نصیب
از لغتنامهٔ دهخدا، با دوبار کلیک روی کلمه به آن خواهید رسید.

محمد در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده » شمارهٔ ۱:

باسلام
شیخ بهایی رحمة الله علیه این شعر را در جواب جناب سعدی گفته اند، حکایت 29 گلستان سعدی
این مطلب را خود شیخ بهایی در کشکولشان تصریح کرده اند.
موفق باشید

علیرضا در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:

دوستان من نمیدونم چرا رباعی ها ی جناب خیام و سرآغاز جناب مولوی رو میخونم مو های تنم سیخ میشه.
چه شوری دارد این اشعار
چه بویی دارد. این اشعار
روح زجانم برده این اشعار
بصیرت داد ه است این اشعار

سام در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

جمشید پیمان عزیز با ان شعر زیبا، بسیار عالی بود! درود بر حافظ رند که بازار دین فروشان را به اتش کشید

abbas در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

ایا این شعر زیر در دل شعر فردوسی در شعر فوق نمی باشد؟
نهان گشت کردار فرزانگان / پراکنده شد خوی دیوانگان / هنر خوار شد ، جادویی ارجمند / نهان راستی، آشکارا گزند

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

سپاس جناب فرهاد، من که نام خانوادگیم از کنیه آن حضرت می آید بایست میدانستم، اما نادانیم را خوشبختانه با پرسیدن جبران کرده ام و از آن حضرت نقل است که:
من علمنی حرفا فقد.......و سپاس دوباره که به من آموختید.

مصطفا الف در ‫۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۹:

مصرع دوم از بیت سوم:
کز یاد «بُت» وعده‌فراموش خود افتم
(گزیده‌ی محمد کاظم کاظمی)

۱
۴۷۵۰
۴۷۵۱
۴۷۵۲
۴۷۵۳
۴۷۵۴
۵۷۳۳