گنجور

 
انوری ابیوردی
 

هرکه دل بر چون تو دلداری نهد

سنگ بر دل بی‌تو بسیاری نهد

وانکه را محنت گلی خواهد شکفت

روزگارش این چنین خاری نهد

وانکه جانش همچو دل نبود به کار

خویشتن را با تو در کاری نهد

تحفه سازد گه گهم آن دل ظریف

آرد و در دست خونخواری نهد

نیک می‌کوشد خدایش یار باد

بو که روزی دست بر یاری نهد

عشق گفت این هجر باری کیست و چیست

خود کسی بر دل ازو باری نهد

بار پای اندر میان خواهد نهاد

تا به وصلت روز بازاری نهد

هجر گفت از جانب تو راست شد

اینت سودا و هوس آری نهد

یار پای اندر میان ننهد ولیک

انوری سر در میان باری نهد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۲ نوشته:

سنگ بر دل نهادن به گمانم گرسنگی کشیدن باشد . سنگ بر دل نهادن اینجا بجای بی خوراکی گویا بی یاری و نارسیدن به یار منظوزش بوده است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.