گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

برای خم لغت چام را هم داریم که همان چم است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

دروغ همریشه ی dream است . ( فرهنگ ریشه شناسی دکتر آریان پور )

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

عقل به عربی معنای بستن می دهد به پارسی خرد و یا خرتو از واجریشه ای است که hard هم از آن در انگلیسی درست شده است .

شبستان خیال در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند

سنگ صبور در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنجشنبه در گنبد صندلی و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم:

سکونت بهرام هر شبی در قصری که منسوب به رنگ همان روز است،با پیشکاری سیاره ای در آسمان که به رنگ و روز قصر وابسته است نظیر همین داستان روز پنج شنبه در گنبد صندل گون با پیشکاری سیاره ی مشتری و افسانه گفتن دختر اقلیم ششم (ترک و یأجوج) از برای بهرام است .پیام محوری این حکایت که نماد سلطنت پرشکوه بهرام ایرانی بر تمام دنیاست،کشمکش همیشگی خوبی و بدی و این که سرانجام خیر رستگاری و عاقبت بدی تباهی و بیچارگی است.یزدان پناه

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

اشتباه نوشتاری :
ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﻭﺍ ﻧﺸﺪﯼ ﺑﻪ ﺣﺠﺎﺯ
صحیح:
ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺭﻭﺍن شدی ﺑﻪ ﺣﺠﺎﺯ

بهاره در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

با سلام. خدمت دوستان عرض کنم که من تمرین بیات اصفهان این غزل رو دارم . و روی خود تصویرش نوشته تمرین استاد شجریان با همایون در 9 سالگی. منم اولش فکر کردم با خانم مهرعلی هست. اما روی ویدیوش چیز دیگه ای نوشته

وحید در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

در واقع به نظر میرسد جای "سر ربانی" و "بزم سلطانی" در مصرع پایانی و مصرع دوم از بیت یکی مانده به پایانی جابجا نوشته شده اند. البته سندی ندارم و از شنیدن تصنیف چنین برداشتی دارم ولی از نظر معنایی هم آنگونه درست تر به نظر میرسد.

وحید در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

مصرع پایانی "سجده کن و چیزی مگو کین سر ربانیست این" درست است.

فریدون فرخزاد در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

دوستان؛ وزن و اعتباری را که حافظ به «رندی» داد، به هیچ آیین و مسلک دیگری نداده است! به علاوه این که حافظ، برخلاف شاعران دیگر، رندی را آن گونه که بوده و بی‌هیچ اصلاح و دست کاری دیگری ، برگرفته است؛ اما آن را با فرهیختگی و فرهنگ ممتاز خویش در آمیخته و وزن و وقاری شکوهمند بخشیده است. شیوۀ بیان او در سخن گفتن از «رندی»، به انداز‌ه‌ای آمیخته با شور و شیفتگی است که کمتر پایبند یا پیروی، با چنان تعصب و حرارتی، خود را به آیین خویش منسوب می‌دارد! در حالی که آیین‌های دیگر در سخن او بارها آماج پرخاش و خشم رندانۀ او قرار می‌گیرد و در این کار حتی مردان راستین تصوف نیز، از گزند این پرخاش دور نمی‌مانند!
«حافظ» عنوان «رند» را به هنگام سرخوردگی و نفرت از تمام اسم و رسم‌های مرسوم عصر خود، به عنوان یک نام و نماد اید‌ه‌آل انتخاب نموده است. با سپاس

جهان در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

نخستین بنام خدای عـزیز که از طاعتش نیست راه گریز
خداوند فردوسی آن مرد راد که گیتی چون او را نیارد به یاد
همان مرد پوینده در پارسی شگفت آفریده درآن سال سی
زبان زنده از همّ آن زنده مرد کسی اینچنین شاهکاری نکرد
حکیمی که تاریخ ایران زمین ز عهد قدیم، قبل توران و چین
نبشته که ما را دهد آگهی ز ایران به دنیا رسد فـــــرهی
جهانی بگفتار او زنده است خــداوند پندار رخشنده است
ز عرش و زفرش و زکنه زمین ز بیـــداد و داد و زتخت و نگین
زعشق و زکین و زمهر و یقین از اخلاق و کردار، خُرد و وزین
حکایت چنان قند شیرین کند نصیحت به فردا ز دیرین کنـــد
نمیرد که او تا ابد زنده است که تحم سخن را پراکنده است

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:

بیت سوم را اصلاح کنید
ز دریا بدریا سپاه وی است جهان زیر فر کلاه وی است

محمد هارون صادقی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:

کس درتن محفل حریف امتیاز ما نشد
کس در این محفل .. اگر نوشته شود عبارت درست میشود.
ممنون الطفاتیم

مهر شاد در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:

کیانوش عزیز، بعد إز شعر مولانا، حاشیه زیبای تو احسنت.

ایزدی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸:

بیت دهم:
تا در این حاکست

منوچهر تقوی بیات در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:

شیوا خانم با احترام
منصوبه یعنی آرایش و چیدن بازی نرد و شطرنج// می گوید عاقلان در این بازی بیچاره مانده اند چون عقل نمی داند چگونه از عهده ی این بازی برآید منوچهر تقوی بیات

محمدرضا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۱۵:

در بیت آخر، به نظر می آید که "رو نمی گرداند" صحیح است.

عیسی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

خدمت دوست گرانقدر و فهیمم محمدعلی محمدیان. باید این نکته رو یادآوری کنم که اشعار شعرا رو مخصوصا شعرای عارف رو بایستی بیشتر از نظر زمانی طبقه بندی کرد تا اشعار شعرای دیگه. به این خاطر که طی زمان اونها حرکت عرفانی دارن و ممکنه نظراتشون تکمیل، ترمیم با حتی عوض بشه. شما باید برای نظرتون دلیل بیارید. درمورد حلاج که به هیچ عنوان چنین چیزی درست نیست. حلاج به مرحله آخر عرفان نرسید. البته ممکنه منظور شما از اومانیسم، نه خود انسان محوری بلکه یک تلقی روشنفکرانه از وحدت وجود باشه که در منشی از عرفان اصل محوری هست. ادعای بسیار مبهمی هست که لطفا با آوردن دلیل اون رو روشن کنید.

ابواحسن فاطمی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

ذر بیت دوم لوح معاصی درست است نه حرف معاصی!!!

ابواحسن فاطمی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

خرما نتوان خوردن و دیبانتوان کردن غلط است.و وزن شعررا هم بهم مریزد صورت صحیح آن اینگونه است:
خرما نتوان خورد ازاین خار که کشتیم
دیبا نتوان کرد از این پشم که رشتیم

۱
۴۷۲۲
۴۷۲۳
۴۷۲۴
۴۷۲۵
۴۷۲۶
۵۷۲۵