محمد در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۱:
با سلام خدمت عزیزان
در بیت آخر نوشته شده است (گوه) که صحیح آن (گونه) است.
پیرایه یغمایی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
غزل را بشنویم :
پیوند به وبگاه بیرونی
پیرایه یغمایی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
سندباد در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶ - در وصف نوروز و مدح خواجه ابوالحسن بن حسن:
نکته تویی طرفهتر از نکت سندباد
پیام در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:
ادروک جان. نژند به معنی افسرده و دلمرده است و هنوز هم بکار می رود.
در روانشناسی اختلالات روانی ( مثل شیزوفرنی) را روان پریشی و اختلالات خلقی ( مثل افسردگی، اضطراب و ..) را اختلالات روان نژندی می گویند.
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
"حکایت کراوات"
گشت شب مردی به ره دید و کراواتش گرفت
گفت: قربان این کراوات من است افسار نیست!
گفت : می باید تو را با خود به آگاهی برم
گفت: آگاهی سرایِ مردم هشیار نیست!
گفت: نرم افزار غرب افکنده ای بر گردنت
گفت: غربی تر ز رختِ رزمی سرکار نیست!
گفت: این نقش صلیبی هاست در مشرق زمین
گفت: این مارک مسلمانان آن عهد است از کفّار نیست!
گفت: تا کی می زنی بر سینه سنگ اجنبی
گفت: این میراث زرتشت است و از اعراب میگوخوار نیست!
گفت: کمتر در نما قُمپُز تو از عصر حجر
گفت: این طرح مهاجر های ایران، پیک استعمار نیست!
گفت: یعنی عامل بیگانه و فسق و قرو اطوار نیست؟
گفت: سنگین تر از آن در قوطی عطار نیست!
گفت: جداً عضو ام.پی.تی و اف.بی.آی و ام.آی.آر نیست؟!
گفت: مظنون طبق تحقیقات مشکل دار نیست!
گفت: آیا آرمِ آدم های شاه ِخائن ودربار نیست؟
گفت: فرقی بین شاه و سایر اقشار نیست!
گفت: آیا در جهان پوشیدن آن عار نیست
گفت: جز در مامِ میهن حال و روزش زار نیست!
گفت: آیا جانشین چفیه و دستار نیست؟
گفت: حتی همنشین خرقه و زُنّار نیست!
گفت: پس امشب بخشکی شانس با ما یار نیست!
گفت: آویزی از این ارزنده تر بر گردن احرار نیست!
گفت: با آن شیک و خوش تیپ و مرتب می شوم؟
گفت: بردار و بزن البته قابل دار نیست!
"کیشو"
پیوند به وبگاه بیرونی
کروات؛ این پارچه درازِ دردسر ساز!
_زیبا کلام در ادامه با انتقاد از این استدلال که "کراوات نمادی غربی است و سمبل صلیب و مسیحیت است"، نوشت: «اگر قرار شود که ما کراوات را به این اعتبار که غربی است و از غرب آمده، کنار بگذاریم در آن صورت یونیفرم نیروی انتظامی را هم براساس همان استدلال باید بگذاریم کنار، چون یونیفرم و پوشیدن آن هم غربی است.»
پیوند به وبگاه بیرونی
_بهمن کشاورز رییس اتحادیهی سراسری کانونهای وکلای دادگستری : براساس تحقیقات کراوات نمادی اسلامی است
,وی به تحقیقی که دکتر نوربها در مورد تاریخچه کراوات انجام داده بود اشاره کرد و گفت: بر اساس تحقیق ایشان کراوات یک نماد اسلامی است و در جنگهای صلیبی سربازان اسلام از آن استفاده میکردند و چون اولین بار مسلمانان قوم کروات آن را انتخاب کردند به این نام مشهور شده است.
پیوند به وبگاه بیرونی
_ریشه ایرانی
در مورد ریشه ایرانی بودن کراوات گفته شده که در اوستا 12 چیز را نیاز مرد جنگی دانستهاند که هشتمین آن کوئرس از ریشه کوئرت بود که در زبان پهلوی به آن گریوپان میگفتند و به روی زره بسته میشد.
هم چنین در نقش رجب فارس نرسیده به نقش رستم، که بنا بر نظر هرتسفلد مربوط به بابک، پدر اردشیر پاپکان میشود، کوئرت را بر دور گردن بابک به وضوح میتوان دید که به روی زره بسته است. این پارچه پهن را بزرگان و سرداران سپاه به صورت پهن و پیشسینهای استفاده میکردند و نمونه پهن آن در نقوش طاقبستان دیده میشود.[6]
نوئل مالکوم، پژوهش گر بریتانیایی، در کتاب خود به نام "تاریخچه مختصر بوسنی" بر این باور است که کراوات نخستین بار از ایران در زمان ساسانیان به اروپا رفت. این ایرانیان پیروان مانی بودند و برای اینکه از دیگران متمایز نشان داده شوند از پارچهای در جلوی پیراهن خود استفاده میکردند ولی در تاریخ معاصر توسط کرواسیها به فرانسه برده شد و به دلیل تفاوتهای زبانی، نام آن به کراوات تبدیل شد ...
پیوند به وبگاه بیرونی
_.کرواتها ایرانی هستند!
مطالعات تاریخی نشان می دهد که نژاد فعلی کرواسی ، کرواتها، از 1700 سال پیش شروع به مهاجرات از سرزمین مادریشان ، ایران به سمت کرواسی، صربستان و بوسنی مهاجرت نموده اند. احتمالاً علت این مهاجرت سرکوب مومنین به آئین مانوی در دوران ساسانیان بوده است
مهاجرین اولیه برای آنکه از سایر اقوام آن ناحیه تمیز داده شوند خود را "خراوات" یا همان کروات می نامیده اند. همچنین این مهاجران ایرانی تبار ، برای آنکه وجه تمایز خود را از نشان دهند، دستمالی بدور گردنشان می بستند، چیزی که بعدها محبوبیتی جهانی یافت و به کراوات مشهور گشت.در سال 1656 ، لوئی چهاردهم ، هنگی از داوطلبان کروات را در ارتش خود تشکیل داد. اعضای این هنگ، برسم پیشینیان خود، دستمالی ابریشمین را بدور گردن خود می بستند که در انتهای آن گره ای داشت. همچنین این دستمال برای بستن زخم مجروحین مورد استفاده قرار می گرفت. از آن به بعد این حمایل ابریشمی به عنوان بخشی از زیور نظامی در ارتش فرانسه پذیرفته شد و واژه ’a la croate’ وارد زبان فرانسه گشت. 170 سال بعد بستن کراوات به گردن رسمی جهان شمول گردید.
پیوند به وبگاه بیرونی
"با کروات برخورد شود، تکلیف کت و شلوار و جلیقه و کفشهای بندی چه میشود؟"
.......
_در تحقیق صورت گرفته از سوی نیما پیشدادیان همچنین روایت شده که در جنگهای ایران و یونان ارتش هخامنشی برای رسیدن به یونان راه درازی را طی میکرد و گاه گروهها و قسمتهایی از این ارتش به جهاتی از بدنه سپاه جدا میشدند و گاه راه خود را پیدا نمیکردند و حتی به ناچار در مناطق دیگری ساکن میشدند. برخی از اقوام و ملل ساکن در اروپا بازماندگان همان ارتش هخامنشی هستند و گویا مردم کرواسی از آن جملهاند. همچنین اجداد مردم کرواسی از نژاد «سیت» هستند که تیرهای از مادها بوده و نوادگان آنها اینک در قزوین کنونی ساکن هستند.
..........
پیوند به وبگاه بیرونی
_ - کراوات اصالتا پوششی ایرانی است
خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
سامان در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
در مصرع دوم بیت چهارم " صد جایْ " درست است ( با سکون ی ) و منظور صد آسیای آبی است که منعطف به آب دیده است .
بیگدلی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:
سلام دوستان اهل فضل
سئوال:در یک بیت مانده به آخر که آمده:زان شبی "کم"وعده کردی روز وصل(که در این سایت نیامده است)آیا kamخوانده میشود یا "kem".
بنظر میرسد که kemدرستتر باشد چه آنکه مرکب است از که و ام.قرار نیست با ادغام آنها اٍ به فتحه تبدیل شود
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
سلام خدا بر حضرت زینب کبری.
«محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان»
«من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود»
فره در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هست .در ضمن در مصرع اول با تو جه به قافیه و وزن بایستی بجای کارونها کاروانها باشد
سابیر در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
خیلی قشنگ و جالب بود...گاهی باید برای تلنگر زدن از چنین شیوه هایی استفاده کرد چون دیگر روش ها جواب نمی دهند...نازنین خانوم
محمد سعید نیا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
با عرض سلام من هم کاملا با نظر خانم یا آقای عبی موافقم مگر میشه که حافظ که لقبش به خاطر قران شریف است برابر خدا بایسته یا بر ضد قران شعر بگه به نظر من واقعا دور از انصاف هست که چنین افکاری رو به حافظ نسبت داد
مصطفی نادریان در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
با تقدیم سلام
فارغ از بحث بیهوده پیرامون عارف بودن یا نبودن شیخ اجل، به نظر حقیر ، این غزل کمتر تاب تفسیر عارفانه ای از این دست دارد که شیخ آرزوی پایان شب دنیا کرده و وصال یار را طلبیده باشد
افزون بر اینکه در مرام عرفا هم ، چنین نکته ای پذیرفته نیست که عارف لب به شکوه از موهبت حیات نماید و آرزوی مرگ...
از سوی دیگر ، تفسیر ظاهربینانه که سعدی در سفر بوده و خسته از تاریکی راه شب هم جفا در حق شیخ است که شیخ کمتر به چنین شرح حال گویی ساده ، آن هم با این الفاظ گران مایه پرداخته است .
شاهد ادعا گزیده های فراوانی از گلستان است...
آنچه باقی می ماند اعتراف به گران سنگی و سهل ممتنع بودن سخن و شعر استاد سخن پارسی ، سعدی علیه الرحمه است که اینچنین باب لذت بردن از شعری را برای هر انسانی ، از ظن خود ، گشوده است...
لبیب در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
با فرموده جناب مهرداد موافقم.
امین در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود:
به نام خدا
بعد از سلام
جناب وزیری عزیز
از لحاظ منطقی جوشیدن شیر ارتباطی با گریه ی طفل ندارد و شرط در این معنی که شما فرموده اید محقق نمی شود
به دیگر سخن ممکن است طفل بگرید اما شیری در کار نباشد
اما اگر جوشد به نوشد تبدیل شود آن وقت آن ارتباط منطقی هم محقق می شود و نوشیدن شیر تابع گریه ی طفل خواهد بود
اصل کلام مولانا نیز تاکید بر گریستن و فواید آن است
علامه حسن زاده آملی نیز در تاکید این مطلب در الهی نامه اشان آورده اند:
از کودکی راهِ کسب را به ما یاد داده ای
با تشکر از شما و سایت وزین گنجور که فرصت این بحث را آفرید.
در پناه حق
جواد در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سرادقات یعنی نور الهی
امین کیخا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
جگر و جیگر در فارسی دری در پهلوی یگر بوده است که با ایکرا در روسی به معنای جگر یک لغت است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
جدا در پهلوی جوت و نیز یوت بوده است .آشکارا یوت با out انگلیسی یک واژه است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
حاجت /آیفت
حاجت خواستن /آیفتن
نازبانو در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۳: