گنجور

حاشیه‌ها

حوری .م در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او:

در بیت هجدهم مصرع دوم گفته:
چارقت (دوم )من و پیشت نهم به نظر من اشتباه چاپی داره..
چارقت (دوزم ) صحیح باشد
ممنون از زحمات شما و موفق باشید

باران در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

آرزوی آرزو یعنی چی؟

.... در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

میشه درباره ی آیه های موجود در این شعر نظر بدین وارتباط اون با سایر رو برسی کنید؟

محمد شاملو در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

با دیاکو رحمانی موافقم

محمد شاملو در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

محمد رضای عزیز مصرع اول این غزل سوالی است و بلا فاصله شاعر متوجه می شود مه سوال اساسا اشتباه اشت چو متوجه می شود که با خود شاعر بوده و در دل او جای داشته پس به اشتباه خود پی برده و جواب سوال خودش را می دهد

محمد شاملو در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

دوستی نوشه که بجتی با مدعی مگویید اسرار عشق ومستی تا بی خبر بمیرد در درد خوئد پرستی باید نوشته شود با مدعی بگویید اسرار عشق ومستی تا بیخبر نمیرد در درد خود پرستی
باید گفت این عزیز خیلی از حافظ جلوتر رفته!!!!
در همه جای دیوان حافظ مدعی و شیخ و زاهد و صوفی محتسب در یک ردیف و از جمله کسانی هستند که حافظ همه را نفی کده لذا مدعی هم قابل اصلاح نیست پس اگر ما با مدعی مگویید را به با مدعی بگوییم تغییر دهیم از حافظ ور شده ایم به غزلهای 23/33/42/44 و... از همین نسخه مراجعه شود

مهران در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » خلقت زن:

الهام خانم:
سالها قبل زنده یاد مهدی سهیلی به این سوال شما جواب داده پس مخاطبش مادرش یا حضرت فاطمه نبوده
نمیگویم که مامان تو بدخوست
اگر یک زن نکو باشد فقط اوست

محمدرضا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

لطفا معنی مصرع دوم از بیت اول را بنویسید. ممنون

زینب در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

به نام او
سلام. به قول حاشیه قبل، نیازی به این نکته سنجی شیمیایی نیست:
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
مقصود از این مصرع (از کوزه همان برون تراود که در اوست) که به صوت مثل درآمده، ارتباط مستقیم، طبیعی و ناگزیر میان اثر و صاحب اثر، خالق و مخلوق، سازنده و ساخته شده است.
به عنوان مثال چنانکه مصرع اول بیت نیز می گوید، سخنان فرد خبر از حال درونی اش می دهد؛ همه اعمال دیگر و آثار دیگر ما نیز مصداق این حرفند. مثال دیگر در خوشنویسی است. شنیده اید که می گویند خط هر کس نشان دهنده شخصیت اوست و روانشناسان امروز برای فهم بسیاری از خصوصیات شخصیتی به امضا یا دستخط افراد می نگرند. به قول قدما:
صفای خط از صفای دل است
و بسیار مصادیق دیگر که خبر از همین امر می دهد:
از کوزه همان برون تراود که در اوست

حسین در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - توحید:

درباره مصرع "مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد" برخی گفته اند "مزدان" که نام شخصی است درست است نه "مزد آن" و معنا اینطور می شود: مزدان جان برادرش-مزدک- را گرفت چون که کار می کرد.
ولی به نظرم نظریه درستی نیست و همان معنای معهود درست است. آن کسی مزد گرفت-ای جان برادر- که کار کرد و تنبلی نکرد.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

رخشان می گوید حافظ نام و آوازه ای بزرگ بر جای گذاشته است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

universe / گیتی
multiverse / گیتیگان

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

michel مهربانم پیشتر نوشتار زیبایت را به زبانهای دیگر دیده ام .خوشهال شدم پارسی نوشتنت را هم دیدم . درود به تو . اما در باره پرسشی که پیش آورده اید .
به نظر من میگوید .
سرنوشت و فرجام کار همه ما آدمیان در نزد خداوند از پیش نوشته شده است و به دستور این سرنوشت است که ما برخی پوشیده و فرمانبر و برخی پرده در و مست هستیم . و کسی سرانجام کار خود را نمی داند .
این کمینه می پندارم که نظر حافظ از نگین سلیمان همان لوح محفوظ است که عبارتی قرانی است .که گویا همه ویژگیهای و سرانجام و سراغاز جهان و گیتیگان در آن است . و نظر شما درباره این که حافظ خداوند را دلبر خود می دانسته است درست است .

سعدیه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

گردکان یعنی گردو.

نیما در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:

در مصرع دوم در بعضی از تصحیح ها (( نقشی به یاد خط روی تو بر اب میزدم )) اورده شده است .

ابوطالب رحیمی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

شنیدن این غزل زیبا با صدای استاد شجریان صفای دیگری داره.

حسین در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » جلوهٔ ساقی:

آیت الله شبیری زنجانی می گوید بر اساس اظهار نظ شاعر در بیتی که می گوید فضل شباب افتاده است، باید مقداری از روزگار کودکی هم از دفتر زندگی شخص افتاده باشد و این را پیشنهاد می کند: "تا که شد طی روزگار کودکی، پیری رسید"(البته در قالب بیت جدا نه بیت مندرج در یک غزل)کتاب:جرعه ای از دریا.ج2، ص635.
ولی به نظر من این برداشت درست نیست و شاعر در پی این نیست که بگوید تمام یا بخشی از فصل کودکی هست یا نیست. در پی نفی کلی یک فصل است و این فقط در باب فصل جوانی وی صدق کرده حال تمام کودکی را گذرانده باشد یا بخشی را.

مسعود در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۳:

کجا آن خردمند گندآوران
«گند آور» صحیح است

Michel Leclerc در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

دوستان عزیز ، سؤالی دارم در باره بیت 6 . آیا قراءت بر خاتم توست یا بر خاتم-ات است کاملا غیر ممکن است ؟ آیا ممکن نیست که معنی این باشد : حکم همه بر خاتم سلیمانور تو ، معشوق من ، است ؟ و شاعر این طور نشان میدهد که معشوق ایشان حد اقل خسرو و شاید خود خودا میباشد . این قراعت بر خلاف وزن این غزل نیست .

Michel Leclerc در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

دوستان عزیز، از کیفیت بد فارسی من معزرت میخواهم. فکر من در باره گروی بگیر این است : گروی گرفنه از می جرعه است، و گروی گرفته از معشوق بوسه است. آخر عمر با این گروها پیش خداوندمان حاظر میشویم و برای این که نشان بدهیم که بیگناه هستیم از می و معشوق به وصیله گروها گواهی میگیریم که حقیقتا بیگناه هستیم . البته برای خواجه حافظ مستی و عشقبازی عین بیگناهی میباشد .

۱
۴۷۲۳
۴۷۲۴
۴۷۲۵
۴۷۲۶
۴۷۲۷
۵۷۳۳