مسعود کربلایی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:
ظاهرا بعضی از دوستان از رجال الغیب روزگار هستند. چنان با اطمینان از روز و ماه سرایش شعر حرف به میان می آورند که...بگذریم!
مرتضی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
آهنگ سماع به معنی آهنگ رحلت نیست. سماع پایکوبی و دست افشانی است. اگر یار ما دست افشانی را آغاز کند، قدسیان هم به تبع او در عرش دست افشانی می کنند.
آ در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
آهنگ سه گاه سپیده ریس السادات رو از این شعر گوش کنید تا زیبا بودن شعر رو ببینید
Nazanin در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲:
به کام دل نفسی با تو التماس منست . . .
محسن در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای.....
نجلا ابراهیمی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۱ - درمدح علیبن عمران:
این قصیده استقبالی از قصیده ی ابوالشیص محمد (از شعرای اوایل عهد عباسی) است و بیت پایانی آن از این شاعر عرب است.
آرش طوفانی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹:
با درود به عزیزان
در «دیوان حافظ» به تصحیح «استاد احمد شاملو» بیت دوّم این غزل به این ترتیب آمده است:
عبوس زهد به وجه خمار ننشیند/مرید فرقه دردی کشان خوش خویم!
به نظر بنده نیز عبارت «فرقه» به جای «خرقه» مناسبت بیشتری دارد؛ چراکه عموما حافظ خرقه را متعلّق به صوفیه می شمارد و همواره نیز صوفیه و زهد عبوس آن ها را مورد انتقاد قرار می دهد.
هرچند که از منظری دیگر می توان در این بیت، این وجه را نیز لحاظ نمود که حضرت حافظ با آوردن لفظ «خرقه» به نوعی «دردی کشی رندانه ی حافظی» را در نقطه ای مقابل زهد صوفیانه و به مثابه ی طریقتی سلوکی مراد کرده باشد.
حبیب پارسا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح » بخش ۱۲ - فی اشراق العشق:
در بیت سوم "کرج" اشتباه تایپی بوده و صحیح آن "کرخ" است. که نام محله ای در بغداد می باشد. همچنین گفتنی است که نهر المعلی نیز نام محله ای در بغداد است. و منظور بیت این است که خانه ی مرد عاشق در نهر المعلی بوده (در قسمت شرقی رود دجله) و خانه معشوق در محله ی کرخ (در قسمت غربی دجله) بوده و رود دجله میان این دو مکان واقع.
۳pid در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
طبق معتبرترین نسخهی دیوان حافظ (قزوینی-غنی) مصرع دوم بیت مورد بحث "من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم" است.
مفهوم آن هم میتواند این باشد که وقتی پدر من بهشت را به گندم فروخت، چرا من این دنیای دنی را به جو نفروشم؟ و ی هم میتواند این باشد که وقتی پدر من گنهکار بود از من چه توقعی میورد؟ یعنی گناه ذات من آدمیست.
بی سوات در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:
فکر کنم درست این مسراع اینه : "نتوانم ز گدایی در یار گذشت" به جای نتوانم در متن کنونی نتوان ثبت شده است. مسئله دوم واژه گل زار رو هم فکر می کنم نگارش درستش گلزار باشه. ممنون از التفاتتون هم به شعر و هم به اصلاحات
خواننده در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » فی التوحید باری تعالی جل و علا:
لطفاً،بر اساس کتاب گزیده منطق الطیر آقای دکتر حسین الهی قمشه ای اصلاح شود. با تشکر
عظیم توکلی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
در بیت ششم صورت ضبط شده صحیح است:
اشاره به اینکه سرنوشت همه از روز ازل در لوح ثبت شده و انسان در حوزه تقدیر ازلی خودش مختار است.
خمر بهشت اشاره به آیه " و سقاهم ربهم شرابا طهورا " داره.
کلمه "مست" در باده مست ایهام داره:
1: باده مستان یعنی باده ای که مستی آورد و در دست مستان باشد
2: باده ای که آنقدر قوی است که خودش هم مست شده
عظیم توکلی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
توجه داشته باشید که صورت صحیح مصرع مذکور به این شکل هست:
خم می دیدم و خون در دل و ...
از این واو بعد از دیدم غفلت شده گرچه در اکثر نسخه های کهن موجود هست. بعلاوه شیوه منحصر بفرد استعمال "و" در ادبیات فارسی هست که میشه واو ایجاز و حذف نامیده بشه. یعنی خم می را دیدم و دانستم و بر من مسلم شد که خون در دل و ....
نمونه های دیگر:
دیدم "و" آن چشم دل سیه که تو داری
قیاس کردم "و" آن چشم جاودانه مست
قیاس کردم "و" تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی
البته بلحاظ آهنگ کلام هم مصرع مذکور بدون "و" لنگ میزنه
مصطفا الف در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
مصرع دوم از بیت پنجم هم غایب از نظری درست است
ali در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۵۷:
خداوندا سه غم ا یه بیک بار
غریبی و اسیری غم یار
غریبی و اسیری سخت نایه
غم یار مشکله تا چون شود کار.
احمد باقری در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۳۱:
فکر میکنم مصرع اول باید اینگونه باشد تا معنی مناسبی از شعر دستگیر شود.
ناصح چکنی زبانت از پند ببند
صادق در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
سلام منم اولین بار دو بیت اول این شعرو روی دیوار مترو خوندمو خیلی به دلم نشست پیگیرش شدم و اینجا کاملشو خوندم مرسی
صادق سراج در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
منم اولین بار این شعرو تو مترو روی دیوار خوندم
خیلی به دلم نشست پیگیرش شدم و کاملشو اینجا خوندم مرسی
پیرایه یغمایی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۸:
ز آنکه نداد هند را صورت ترک تنگری
تنگری: نام خدا به ترکی، این نام به همین صورت نام دخترانه در خراسان نیز هست . تنگلی هم گویند.
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح خواجه ناصرالدین طاهر: