نوشا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز:
این آخرین ابیات وحشی است
وحشی سخن بدینجا که رسانید ، اجل امانش نداد ....
حکایت ماند بر لب نیم گفته
شکسته مثقب و در نیم سفته
250 سال بعد ، وصال شیرازی ادامه " شیرین و فرهاد " را سرود
علی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
"نتوان شبه تو جستن" صحیح میباشد.
حمیدرضا آذر در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸:
این رباعی به مولوی وهمچنین دختر فضل الله حروفی استرابادی منسوب است. در چاپ دیوان خاقانی تصحیح دکتر کزازی وجود ندارد
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
بهانه جو را کنار بهانه انگیز باید به خاطر بسپاریم . نظامی در هفت پیکر چندبار عذرانگیز را به کار برده است یکی از صفت های بزرگان پنداشته است یعنی هنگامیکه کهتری لغزشی بکند مهتر گونه ای اورا بازخواست بکند که کهتر به بهانه ای دست بیابد و از واخواست برهد ! این همه ریز و درشت معنا در شعر نظامی واقعا یکتا و بینظیر است. برای نمونه شاگردی دیر به دبستان بیاید و آموزگار برای بازخواست بگوید چرا دیر کردی نکند گرفتار کارهای خانواده ات بودی ؟ خود بخود شاگرد از بازخواست رهیده است . عذرانگیزی از صفات خداوند به شمار می اید .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
واژه ی مصاف در عربی چنانکه آشکار است از صف درست شده است یعنی همان صف کشیدن دو سپاه رو بروی هم برای نبرد . به پارسی رزم به معنای جنگ است ولی این رزم با رزگ ( لکی و لری به معنای صف و ترتیب ) و پارسی رده و رج همریشه است .یعنی اینجا هم رزم به معنی در ترتیب و صف ایستادن برای نبرد است .
از میان حکیمان بزرگوارمان نظامی گنجوی آزرم را برای انصاف و نه برای شرم بکار برده است یعنی اینکه این بزرگوار نیک به ریشه ی رزم و پیوندش با رج و رزگ و رده آگاه بوده است . ( رحمت بر آن تربت پاک باد )
اما واژه ی نبرد با کمی تیز بینی ورد به معنای جنگ را هنوز حفظ کرده است که با همان war انگلیسی همریشه است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
بجز پدید لغت پدیش را هم داریم که در پارسی سغدی است و به کاربردن آن در پارسی امروزی ایران برای manifest خردمندانه می نماید .
پدیشیدن / to manifest
پدیشگران/ manifesters
پدیشش بالینی / clinical manifestations
Mujaheed Tatar در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:
مهدی عزیز شما کمی دقت فرمائید حظ با خط اشتباه نشده بلکه حظ به معنی نصیب است وتایپ درست است
علی اکبر پیراسته در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۸:
به نام خداوند لوح و قلم
با سلام و آرزوی دوام توفیقات الهی
من این رباعی را در زمانی که دانش آموز دبیرستان بودم ( حدود سی سال قبل ) خوانده بودم و تصویر و مفهوم بسیار خوبی از آن داشتم به همین دلیل امروز آن را جستجو کردم و حتی نمی دانستم که تنها یک رباعی است در حالی که این چهار بیت را حفظ بودم و می خواستم تمام آن را (به تصور خود) ببینم و بخوانم که معلوم شد یک رباعی و از شاعر بزرگ و بلند آوازه خاقانی شروانی است، منتها من مصرع دوم این رباعی را به صورت « ده چیز برون کن از درون سینه » حفظ هستم که می تواند شکل صحیح آن باشد.
رضا رضایی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۹۴ - در محرم:
1 . در بیت آخر به جای کلمه زاری کلمه افسون است .
2 . خطاب شاعر به افراد لاابالی است نه عزاداری
باب اله در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:
"منضور" اسم یک خواننده عربی است و من معنی برایش پیدا نکردم به احتمال زیاد منظور آقا مزدا "منظور" به معنی غرض و قصد است.
فرزاد در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۵۷:
خیلی از سبک کهن و مخصوصا ابوسعید دور است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶:
با سپاس فراوان بهداد بزرگوار . جناب جنیدی سالیان است که روی شاهنامه کار میکنند ولی شمار بیت هایی را که بیرون از بافه ( text ) شاهنامه میدانند بسیار زیاد است و این روزها این بیگانه دانستن شمارگان فراوانی از بیت ها کمی دشواری برانگیز بوده است .البته من نه توان بازشناخت این کار را دارم نه تَوَند ( پتانسیل ) بازآموزیش را به نظرم باید از دانایان پیروی بکنیم تا کسی دیگر کارهای استاد جنیدی را هم ارزیابی کند . ولی دست کم در فیس بوک چندین استاد از این بیگانه خوانی ها ناخرسند هستند . ولی نباید نادادور بود دست کم نسکی که در باره ی زبان اوستایی جنیدی نوشته من خوانده ام و مرد دانایی می نماید .
بهرام شاهی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱:
تصحیح:
با پوزش، حتی در بازخوانیِ نوشتهِ خویش، درنیافتم که در پاراگراف سوم، درست پیش از عبارتِ "..،دست کم به طور ضمنی،..."، میبایستی بنویسم "مصرع اول". اما نوشته ام: "مصرع دوم" که البته ناددرست است.
باز، پوزش از این بی دقتی!
بهرام
بهرام شاهی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱:
بیت پایانی را، شادروان استاد محمد حسین سراهنگ، موسیقیدان برجسته افغان، که خود از بیدل-شناسانِ بنام است، در کنسرت خویش در کابل در سال 1983 میلادی چنین میخواند:
نی به سپهرم التجاست، نی مه و مهرم آشناست
بیدل بیکسِ تو ام، غیرِ تو کیست یار من؟
من نمیدانم ماخذ شادروان سراهنگ چه کتاب یا نوشته ای بوده اما به دو شوند (دلیل) قولِ استاد سراهنگ را درست تر میشمارم:
نخست: رابطه طبیعیِ مصرع نخست با مصرع دوم، در قولِ استاد، بسیار منطقی تر و پُر-معنا تر است؛ شاعر می گوید: نه به فلان (سپهر) امید دارم و نه به بهمان (ماه و مهر) آشنایی! منِ بیکس (تنها) از آن تو هستم. به جز تو چه کس را دارم؟
حال آنکه در متن مندرج در گنجور، معنا چنین میشود: "(حتی" اگر به آسمان امید داشته باشم و "حتی" اگر با ماه و خورشید آشنا باشم، "نهایتاً" منِ بیکس "تنها" از آنِ تو هستم. به جز تو چه کس را دارم؟"
همچنان که می بینید، با وجود افزودنِ دو واژه "حتی" و "نهایتاً" (از سویِ این کمترین، نگارنده این سطور، به منظور یافتن بهترین معنا)، شعر همچنان می لنگد و کمابیش بی معناست. حتی می توان گفت که در متنِ گنجور، برداشتی که از مصرعِ دوم می شود، بر آخشیجِ (= بر ضدّ، متضادِ ) ادعایِ شاعر در مصرع اول است زیرا که: در مصرع دوم می گوید که هیچکس را (به جز فردِ دلخواهِ) خویش ندارد حال آن که در مصرع دوم، دست کم به طور ضمنی، مدعی امید داشتن به آسمان و آشنایی با ماه و خورشید است.
دوم: همین که مرجعِ معتبری چون شادروان استاد سراهنگ این بیتِ بیدل را چنین بخواند، به گمانِ این کمترین، حجت است و کافی ست.
برای این اجرایِ استاد، آدرس زیر (یوتیوب) را ببینید:
پیوند به وبگاه بیرونی
محمد از اهواز در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
برای جمیع کشته شدگان طلب آمرزش میکنم
بهداد میرزائی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶:
آقایان گوهری و کیخای، درود بر شما. شایسته است به شاهنامة ویرایش استاد جنیدی نظری بیندازید و از این گنج بهره ببرید. در خصوص این بیت: 1-نام رستم با ضم ر است نه فتح. 2-نام رستم در تلفظ قدیمیتر اوستائی بگونه رَئوذَستَهم است یعنی پیکر بزرگ و نیرومند، که در پهلوی رُستَهم و در فارسی رستم شد. به این ترتیب معنای رستن و رها شدن از درد در این بیت به کلی نادرست و نابجا است و این بیت از افزوده های شاهنامه است. 3-چون داستانهای شاهنامه از متون خیلی باستانی نقل و ترجمه شده است، در آن دوران باستان نمیتوانسته اند رستم را با نام امروزین آن بخوانند. این بیت افزوده است و هیچ معنائی ندارد. شاد باشید.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان:
پوشیدن به پارسی یک واژه ی کمتر شناخته هم دارد .واردن یعنی پوشیدن به این ترتیب
شلوار یعنی شل + وار / شل یعنی پا چون شلپو هم یعنی سدای پا و اینجا وار یعنی پوشش . شلوار یعنی پاپوش پس .
ولی لغت دیگری که واردن به معنای پوشیدن را دارد هزوارش است که هز برابر واژه ی انگلیسی ex است یعنی بیرون و وارش یعنی پوشش سر هم هزوارش یعنی از نهانی بیرون افکندن و توضیح و شرح و گزارش .
حالا یک لغت هم برای discover داریم که از این واردن درست شده است / پدواردن درست برابر گرته برداری شده ی discover است یعنی کشف . ( ناگفته پیداست که برای زبان مقاله نویسی و دانشیک درست شده است و نباید نگران سختی و پیچانی اش بود !
ماری در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
اقای جلالی کاملا اشتباه عرض کردید لاله دختر صاحبخانه شهریار بوده واصلا عاشق استاد شهریار نبوده حتی به شهریار برای رسیدن به پری خیلی کمک کرده گویا شما از فیلم اقای تبریزی تاثیر گرفته اید که اشتباهات زیادی هم داشت
ناشناس در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:
اگر انسان بخواهد به مصرع :در بیان این سه کم جنبان لبت از ذهاب و زاذهب وز مذهبت
تبدیل به ادمی موزی ومنافق می گردد
نوشا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز: