گنجور

حاشیه‌ها

جسین شطی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

سلام
وزن اشتباه می‌باشد
وزن صحیح:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

شهاب در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

سلام یه سوال داشتم اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید:
در بیت یکی مانده به اخر که گفته شده:
تازیان را غم احوال گران باران نیست

پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
چون در مصرع اول تازیان امده پس احتمالا باید به قرینه همان طور اقارضا هم فرمودن پارسیان می امده. اما همانطور که مشاهده میکنیم پارسایان امده.
حالا سوال من این که ایا ممکن بوده حضرت حافظ در دیگر ابیات هم اگر کلمه ی پارسایان را اورده منظورش پارسیان بوده نه انسان های پارسا؟
ممنون

بیات در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

بیت ما قبل آخر را اینطور بنویسید:
من از تو روی نپیچم...

رضا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

از بیت پنجم به بعد مصرع ها جابجا شده است

امین افشار در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

درود بر گنجوران گوهر یکتای ادب پارسی
غزل بالا در "دیوان کهنه حافظ" که به کوشش استاد "ایرج افشار" از روی یک نسخه خطی نزدیک به زمان خواجه شیراز، در سال 1348 به چاپ رسیده است، چنین آمده است:
(آن چه در پرانتز آورده ام مطابقت آن با چاپ معروف و معتبر قزوینی-غنی است.)
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست بکاری زنم که غصّه سر آید
منظر(خلوت) دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکّام، ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بوک( بو که) برآید*
بر در ارباب بی‌مروّت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی بکن(مکن) که گنج بیابی
از نظر ره رُوی که بر(در) گذر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا چه قبول اوفتد(افتد و) که در نظر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و سرخ(شاخ) گل ببر آید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که بمیخانه رفت بیخبر آید
* بو، که برآید : شاید طلوع کند، باشد که سر بزند.
افزون بر این، باید دانست در بعضی از نسخه ها مانند نسخه قدیمی ودیوان انجوی شیرازی این دوبیت مشهور نیز آمده اند: **
صبر و ظفر، هر دو دوستان قدیمند بــر اثرِ صبر، نوبتِ ظفر آید
بـگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید
** پیوند به وبگاه بیرونی

کاوه در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

ضمن احترام به همه عزیزانی که دیدگاهشون رو عنوان فرمودن، بنده هم مایلم نظر شخصی خودم رو عرض کنم
در مورد این می دوساله و محبوب چارده ساله تعابیر مختلف زیادی شنیدیم ولی بد نیست به این نکته توجه کنیم که حافظ توی یک شعر دیگه هم از معشوق 14 سالش صحبت کرده:
((بوی شیر از لب همچون شکرش می‌آید
گر چه خون می‌چکد از شیوه چشم سیهش
چارده ساله بتی چابک شیرین دارم
که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش))
توی اون غزل حافظ به کرات میگه که معشوق 14 سالش مهر و وفا نداره، دهنش بوی شیر میده، طفل و سرد و گرم نچشیده ست و در پایان شعر هم درآغوش کشیدنش رو آرزو میکنه
که قاعدتا با این توصیفات، اونجا دیگه نمیشه معشوق 14 ساله رو به افراد مقدس مثل پیامبر و 14 معصوم و.. نسبت داد.
کلام آخر اینکه به عنوان یه دیدگاه شخصی، معتقدم که مجبور نیستیم برای حافظ یا هر انسان خاکی دیگه ای مقام قدسی و ماورایی قائل باشیم و بخوایم تمام حرفهایی که خودش لزومی در توجیه کردنشون ندیده رو توجیه کنیم
این هم که بخوایم همه اشعار حافظ رو با چوب هوسبازی بزنیم و کلا دیوانش رو خالی از مفاهیم عرفانی بدونیم، کمی دور از انصافه
حافظ هم یک انسان بوده. نه شخصیت فیلمهای کلاسیک که یا سفید باشه و یا سیاه
هر آدمیزادی وجوه مختلفی توی شخصیتش داره. یه روز ممکنه از مباحث عمیق فلسفی صحبت کنه، یه روز درباره عشقبازی حرف بزنه، یه روز غمگین باشه و یه روز هم بشینه جوک تعریف کنه

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

جناب محمدی ، در استادی شجریان شکی نیست اما اینکه بزرگی اورا به نشانی که برخی از بزرگان فرانسوی هم ارزشی برایش قایل نیستند،
مربوط کنید کمی بی انصافی و حتا اهانت به اوست .
موسیقی نیز مانند شعربر دل هر کس به گونه ای می نشیند ، گروهی این گروهی آن پسندند
و این نشان برتری یکی بر دیگری نیست هنر خوشبختانه هنوز به دست موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی نیفتاده است.!!!

ابوطالب رحیمی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۹ - حکایت عداوت در میان دو شخص:

بسیار زیبا. واقعاً حکایت های سعدب انسان رو تحت تأثیر قرار می ده. در ابیات آخر (مخصوصاً دو بیت آخر) اندیشه های خیامی به وضوح به چشم می خوره. مثلاً خیام می گه:
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست // بی باده گلرنگ نمی شاید زیست *** کین سبزه که امروز تماشاگه ماست // تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
ای پیر خردمند پگه تر برخیز // وآن کودک خاک بیز را بنگر تیز *** پندش ده و گو که نرم تر می بیز // مغز سر کیقباد و دست پرویز
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو // بر درگه او شهان نهادندی رو *** دیدیم که بر کنگره اَش فاخته ای // بنشسته همی گفت که کو کو کو کو
و خیلی رباعی های دیگه با چنین مضمون هایی.

سورنا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی:

سلام. همدرد شهریار به نکته هوبی اشاره کرد بعد از بیت چهارم اون دو سه بیت جا افتاده. لازم به ذکر که این شعر و استاد در مدینه و در قبرستان بفیع برای آقا امام خسن سرودن

علی اسفندیاری در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:

با سلام.
در بیت دوم نیم فاصله کلمه "لایق‌ترم" رعایت نشده.

مهدی همدانی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را:

فاتر بمعنی سست و کاهل
مفازه : اسم بی مسمایی است بیابان را به جهت امن بودن آن ولی چیز دیگری نیز درآن یافت نمیشود.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

بیت چهارم صنعت افتنان دارد

john.bati در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

حالی که من این روزا دارم با این شعر
واقعا من خانه نمی دانم و رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی دانم
چی از غزل اونم مولانا بهتر

حمید فتح الهی پور در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را:

با سلام و ادب
وزن مصرع: «چون نمی‌ترسی که تو باشی همان» به نظر اشتباه است، و به نظر باید به این صورت باشد:
«چون نمی‌ترسی که باشی تو همان»

Firdows در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۳:

مکرر شد عسل سم آفریدند

علی سبزی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:

لطفآ از شاهنامه تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق استفاده کنید هم جدیده و هم دقیق

یاسمن بیات در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

عشق حافظ دارم در این قلب / عشق اشعار دارم در این قلب

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۲ - حکایت:

ادرار = مقرری = بورسیه تحصیلی

دخو نادری در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۴ - ارزن، میافارقین، نصریه:

شهر ارزن کجاست ؟
گفته میشه میارفاتین شهر سیلوان امروزه ولی من شهری به نام ارزن نمی بینم.

دخو نادری در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۵ - آمِد:

شهر آمد همان دیاربکر است
توصیف های ناصر خسرو از این شهر‌(دیوار ها همراه برجک ها و غیره) با عکس های امروز از این شهر تطابق دارد.
پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۴۶۹۰
۴۶۹۱
۴۶۹۲
۴۶۹۳
۴۶۹۴
۵۷۳۳