سیاوش در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۳ - در مدح ابوالحسن علی بن فضل بن احمد معروف به حجاج:
نمی دونم این اشتباه تایپی هست یا به مایکروسافت ورد به اشتباه تراز (؟) کرده
بعضی وقتها بین یک لعت فاصله ( اسپیس) اشتباه گذاشته شده که مخصوصن اگه خواننده با اون شعر و اون لغت خاص نا آشنا باشه باعث اشتباه می شه
مثلن در بیت سوم مصرع دومی
گلبن زرد آستین کر ته پر دینار کرد
که در لغت " کرته" به معنی پیرهن فاصله افتاده که می تونه گیج کننده باشه . در چند جای دیگر هم این غلط را دیده ام . اگر به نطر گردانندگان سایت احتیاج به ذکر بقیه این فاصله ها هست لطفا بفرماید
سیاوش در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲ - در مدح امیرابو محمد بن محمود غزنوی:
با عنایت به ردیف کل اببات و دیوان به تصحیح دبیر سیاقی
سیاوش در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۲ - در مدح امیرابو محمد بن محمود غزنوی:
بیت سوم مصرع دوم
کنون ما را ز باد بامدادی بوی یار آمد
آمد اشتباه تایپیست و " آید" درست است
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
بعد از آهنگ دراز (و) دارد
.M.FAHIM در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
ممنون صفحه گنجور هستیم که گنج بزرگ را در خدمت عزیزان قرار داده است
در این غزل مصراع پس و پیش شده است از یک بیت مصراع آن به بیت دیگر تایپ شده است که صحیح آن چنین است
باز درس خاشاکم سطر شعلهخوانیهاست
صفحه میزنم آتش عذر پرفشانیهاست
کیست ضبط خودداری تاکشد عنان من
خون بسمل شوقم ساز من روانیهاست
به همین قسم تا آخیر
تانیا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
هیچ اهل حالی مثل حافظ اینطور شاعرانه و هوس انگیز یه " اکس پارتی" کلاسیک و حتا یجورایی مدرن رو توصیف نکرده اونم در حالی که محتسب و شحنه(آمرین به معروف و گشت ارشاد) هر آن ممکنه بوده سر برسن : از آن افیون که ساقی در می افکند .....
حریفان را نه سر ماند و نه دستار!
مانا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:
در جواب اقای محمد. به نظر من در بیت اول همان (پایت) است نه" کویت " با توجه به "هوایت "که در مصرع اول گفته شده "پایت " مناسب است.
در بیت آ خر که نظر دادند به جای روز بعد روز وصال است. و آقای دکتر گفتند بی معنی میشود خواستم عرض کنم: از نظر من هر دو واژه میتواند باشد و معنا داشته باشد... شاید منظور شاعر این بوده که از وقتی گفته بودی روز بعد روز دیدار است بر من روزها و شب ها گذشت...
کیدخت کیانپور در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۰:
من در فهم این ذو بیتی اشکال دارم. کفاره به معنی جریمه است. پس اگر برای بذد مستی فاره باید داد. و کفاره اش قاعدتا باید مستانه میانه رندان باشد مستی ینعی عقل قذرت تصمیم درست گرفتن نداشته باش. وقتی مستی چگونه هشیار میان مستان می توان نشست؟
روفیا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
بیت :
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
حیرت انگیزه .
از اعتمادی میگه که در بحرانی ترین لحظات زندگی به کمکمون می یاد .
اصلا اگر خدا قابل اعتماد نباشه چه مشکلی از ما حل میشه ؟
اگه عدالت گاهی وقتا اجرا بشه و گاهی وقتا نشه ,
اگه بار کج گاهی به منزل نرسه و گاهی برسه ـ
اگه خدا گاهی با حق باشه و گاهی نباشه ـ
ما رو چی میتونیم حساب و برنامه ریزی کنیم .
مثل اینه که دو دو تا گاهی چهارتا بشه و گاهی پنج تا ـ
دیگه نه علمی قابل دستیابیه نه عدلی ـ
دنیای ترسناکی میشه ـ
فقط در اینصورت که ما اعتماد به یک حقیقت خطا ناپذیر بکنیم روی خوشی و شادی رو میبینیم .
محمد هادی مرادی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۹:
این مضمون در دو بیت عربی چنین بیان شده :
أنت من الصمت آمن الزللِ ومن کثیر الکلام فی وجــل
لا تقل القول ثمّ تتبعـــــــه یا لیت ماکنت قلت لم أقل
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۹:
این مضمون در دو بیت عربی چنین بیان شده :
أنت من الصمت آمن الزللِ ومن کثیر الکلام فی وجل
لا تقل القول ثمّ تتبعـــــه : " یا لیت ما کنت قلت لم أقلِ"
مهدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
بیت سوم مصرع اول احساس میکنم مشکل وزنی داره
چجوری خونده میشه؟؟؟
روفیا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۳ - حکایت:
شیخ محمود شبستری کل این مطلب را در یک بیت گفته و مولانای گرانقدر اونو باز کرده :
کسی کز معرفت نور و صفا دید
به هر چیزی که دید اول خدا دید
مادامی که ما برای تک تک انسان ها و مخلوقات کرامت خدایی قائل نشیم یعنی هنوز نور معرفت به دل ما نتابیده .
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
سَکِرَ- سَکَراً الحوضُ: حوض پر شد،- الرّجُلُ عَلَیْه: آن مرد بر او خشم گرفت،- سَکَراً و سَکْراً و سُکْراً و سُکُراً و سَکَراناً مِن الشّرابِ: از شراب مست شد. این واژه متناقض (صَحَا) است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
سلام
درود بر روان معجزه جاودان خلقت ، خداوندگار کلام جناب سعدی شیرازی
درباره بیت آخر
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قُل لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ مِن الوَجْد سُکاریٰبه این مطالب دقت کنید
صَحَ- صُحّاً و صِحَّةً و صَحَاحاً [صحّ]: از بیماری بهبود یافت،- الشَّیءُ: از هر عیبی پاک و خالص شد،- الْخَبَرُ: خبر به اثبات رسید و مطابق با حقیقت شد؛ «صَحَ لِی عَلی فُلانٍ کَذا»: فلان چیز از او بر من ثابت شد.
صاح ، اسم مرخم صاحب هم هست اما در اینجا چنین نیست
صاح در اصل صاحی بوده که طبق قوانین زبان عربی «ی» حذف شده است مانند قاضٍ به جای قاضی
الناس مفعول برای فعل تَرَکَ - سُکاریٰ حال
حال ترجمه مصرع آخر چنین است
به هوشیاری که مردم را که از شوق مست شده اند رها کرده بگو: هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما رادر واقع مصرع اول مقول قول (مفعول) برای قل است
ایرادی که در اکثر ترجمه های دوستان است این که: سُکاریٰ را به معنی مستی گرفته اند در حالی که سکاری اسم جمع است از سَکران (سَکران: مست)
گلکی عنایت در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:
درود بر دوست گرامی و دانا، کیخای میهن پرست
کاش اندکی دوستان پارسی دوست و میهن پرست پر شمار تر بودند.
به امید بازگشت زبان سترگ پارسی به روزگار پاکی و بی آلایشی
داکتر ق. مصلح بدخشانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۷۷ - در صفت سفر:
مشو سـوی رودی که نانی به در
به یک ماه دیـر آی و بر پل گذر
1ـ در این بیت، در مصرع اول، به نظر من به جای " نانی" اگر " نایی" به معنای " نیایی" باشد، درست خواهد بود، هم معنای مصرع درست میشود و هم بیت معنا و مفهوم پیدا می کند.
با کلمه ی " نانی"، مصرع چه معنی و بیت چه مفهومی دارد؟ من که ندانستم. به نظرمن:
مشو سوی رودی که نایی به در
به یک ماه دیر آی و بر پل گذر
2ـ در بیت زیر، به گمان اغلب، اشتباه چاپی رخ داده باشد که در مصرع اول آن، به جای " پارسایی" کلمه ی " پارسابب" آمده است، که نه معنا و مفهومی دارد و نه هم با قافیه سازگار است. به نظر من باید بدینسان: «ز بهر گلو پارسایی مکن»، تصحیح شود.
ز بهر گلو پارسابب مکن
به خوان کسان کدخدایی مکن
3 ــ پالهنگ: رشته ای از ابریشم یا موی یا دوالی و یا طنابی که بر گوشه ی لگام بندند و اسپ را بدان کشند و یا ببندند و ترکان آنرا چلبر گویند، که در روز جنگ بدان دست خصم بندند. ریسمانی که بر کنار لجام اسب جنیبت بندند و صید و شکار و مجرم و گناهکار را نیز بدان محکم بربندند.
در بدخشان چلبر را علاوه برآن در مسابقه ی بزکشی بر قاش زین بندند و گاهی چاپ اندازان ویا سوارکاران بزکش، خلاف عرف و قاعده ی معمول بازی، بز را با چلبر بر استناد قاش زین مستحکم دارند.
melika در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶۲:
یعنی آدم حظ میکنه واقعا دمش گرم!!!
کاظم در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۶:
در جائی خواندم " دردا که غمت از تو وفادار تراست" که بنظرم دلنشین تر آمد
سیاوش در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید » شمارهٔ ۲۰ - همو راست: