امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
در متن های پهلوی زهبا به معنی زر است یعنی ذهب عربی شاید پارسی باشد .شاید هم زهبا شکل هزوارشی این واژه بوده باشد . بهر حال نیاز به بازبینی بینشوران دارد من نمیدانم به درستی کدام گزینه درست است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:
مار با مرگ همریشه است و لغت عربی مرض هم به گواه دکتر مقدم همریشه ای این دو شناخته شده است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹:
ساده وارون سرشته است یعنی سرشته را برای مرکب می توانیم به کار ببریم
نام ساده /اسم ساده
نام سرشته /اسم مرکب
امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
نگاشتن نقاشی کردن است و باید بجای نوشتن به کار نیاید .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
ناروان /نارایج
روانانیدن یعنی رایج کردن
سال روان /سال جاری ( خراسانی )
امین کیخا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:
سنگ بر دل نهادن به گمانم گرسنگی کشیدن باشد . سنگ بر دل نهادن اینجا بجای بی خوراکی گویا بی یاری و نارسیدن به یار منظوزش بوده است
داود پوراکبریان در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع میکردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرود:
به نظر می رسد شاید بجای مصرع 1 بیت 2 فوق الذکر جایگزیتی یکی از دو گزینه زیر بد نباشد:
نیست در باغ خراسان چومن مرغی پاک مرغم آوخ سوی بستان شدنم نگذارند
ویا
نیست در باغ خراسان چومن شهمرغی مرغم آوخ سوی بستان شدنم نگذارند
داود پوراکبریان در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع میکردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرود:
به نظر می رسد مصرع اول بیت دوم ( نیست بستان خراسان را چو من مرغی ) ایراد فنی داشته لازم به تصحیح است
فرزانه در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:
من بیشتر دوست دارم این بیت رو اینطور معنی کنم که رنجور عشق رو کسی رحمت نمیکنه ،بازم دل نامهربان دوسته که رحمت میکنه .نه اینطور که هر که دید رحمت میکنه بجز دوست بنظرتون کدون درستتره؟
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:
با چرخ به جنگ
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:
بخرامی (Bekhrami)
sad در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام دوستان و عاشقان مولانا
هرکسی از ظن او شد یار او...
بنظرم منظور از خربندگی از نگاه مولانا
بجای آوردن حداقل های بندگیست در فردی که درکی از لذت معقول بیدگی ندار
د
بهتر است در عین انسانیت خود را همچون خری که افسارش دست صاحب اوست نشان دهد یعنی عقل جزوی خود را به عقل کلی الله بسپارد
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:
دستم چو ز تحفه کوته است از پی عذر/ در پای تو جانفشانی خواهم کرد
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
«بحر وداد» یعنی دریای محبت.
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶:
حتی اگر خاطرآرای هم درست باشد، وزن این مصراع لنگ می زند چون یک چیزی کم دارد.
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:
مصراع دوم و چهارم مغلوط و نامفهوم است.
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:
وان نیز که داده سرو را رعنائیست
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:
چرا اسلام؟ مگر نه اینکه سلام خود دین و ایمان است؟ اگر نام فردی خاصی نباشد، قطعا شعر را یکی نسخهنویسان دستکاری کرده است. در این صورت مصراع اول احتمالا چنین بوده : آن یار که صید اهل ایمان فن اوست
حسن در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
در بیت:
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
داره با عدو صحبت میکنه (مخاطبش دوم شخص مفرده) پس جانت درستتره... یعنی داره به عدو میگه: خبرشو بیار تا جانم را به عنوان مژدگانی به "تو" بدهم....
م. طاهر در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید: