عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۲:
در مصراع دوم، «روی بنمای» با وزن شعر سازگار نیست. شکل صحیح این عبارت می بایست «روی نمای» یا «رو بنمای» بوده باشد:
جان را به وداع کوتهی رو بنمای/ روی نمای
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۶:
مصراع چهارم به این صورت درست است و گرنه وزن شعر دچار اختلال میشود:
هرگام مرا هزار فرسنگ شدی
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۷:
در مصراع چهارم «کر» نادرست است، واژه درست «کز» است.
عزیز آلی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۷:
در مصراع چهارم «کر» غلط است، می بایست «کز» باشد.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
اندر شناخت شمس تبریز فرهنگ معین در جلد پنجم ( اعلام) صفحه 911 چنین آمده است:
« ......وقتی در اثنای سیاحت به بغداد رسید و شیخ اوحدالدین کرمانی را که شیخ یکی از خانقاه های ( خانگاه) بغداد بود و عشق زیباچهرگان را اضل مسلک خود قرار داه بود و آنرا وسیله نیل به جمال و کمال مطلق می شمرد ( و شمار اینان بی شمار است) دیدار کرد.
پرسید که در چیستی؟
گفت: ماه را در آب طشت می بینم.
فرمود اگر در گردن دنبل نداری چرا در آسمان نمی بینی؟
مراد اوحدالدین این بود که جمال مطلق را در مظهر انسانی که لطیف است میجویم و شمس الدین بر وی آشکار کرد که اگر از غرض شهوانی عاری باشی همه عالم مظهر جمال کلی است و اورا در همه و بیرون از مظاهر توانی دید.
اوحدالدین به رغبت تمام گفت: الیوم می خواهم در بندگیت باشم.
گفت به صحبت ما طاقت نیاری.
شیخ به جد گرفت
فرمود : به شرطی که علی ملا الناس در میان بازار بغداد با من نبیذ بنوشی!
گفت نتوانم
گفت: برای من نبیذ خاص توانی آوردن؟
گفت : نتوانم.
گفت وقتی من نوش کنم با من توانی مصاحبت کردن؟
گفت : نه نتوانم.
شمس الدین بانگی بزدکه:
از پیش مردان دور شو !! »
آچه در کمانک آمده است جسارت حقیر است.
مهدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
بنظرم عبدالوهاب شهیدی خیلی بهتر خونده بینهایت آرامش بخشه
میلاد احمدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
آواز افشار این غزل با صدای استاد اصغر شاهزیدی بسی شنیدنی است.
پوریا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:
گویا حافظ این غزل را تحت تاثیر باباطاهر سروده است
غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به
پیرایه یغمایی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
خوانش غزل ، همراه با توضیحات:
پیوند به وبگاه بیرونی
محمد قاسمی فرد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
کلمه ایوار به معنی غروب می باشد .هم اکنون این کلمه در زبان کرمانجی خراسان شمالی استفاده
می شود
شهاب در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
یکی از دوستان در مورد تکرار شدن قافیه "خانه" فرموده اند و دوست دیگری نیز در مورد اینکه بزرگان دیگر نیز چنین کاری می کنند. خالی از لطف نیست که از زاویه دیگری نیز به این موضوع بنگریم.
در مصرع های دهم و پانزدهم "خانه بخانه" و "صاحب خانه" کلمه "خانه" ردیف است نه قافیه.
و در مصرع های دهم و بیست و پنجم عبارت "خانه به خانه" ردیف است و قافیه ها "می طلبم" و "من که روم" هستند. البته چنین بدعت هایی در شعر فارسی رایج نیست و به نظر من همین به ظرافت آن می افزاید.
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
پس از مصرع''چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت''ادامه:
چون سخن در وصف این حالت رسید**هم قلم بشکست و هم کاغذ درید
بهروز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
عجب معشوق جذابیست که شیخ و شاب را صدا میزند و خدمتکاریش سر را از ابر ها بالاتر میبرد و چهره ای روشنتر از خورشید می بخشد.
سلام کردم و با من به روی خندان گفت
که ای خمارکش مفلس شراب زده
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
ز گنج خانه شده،خیمه بر خراب زده
همین خیمه بر خراب زدن نام حافظ را جاودان کرد و گرنه خیلی ها در گنج خانه ماندند و نام و فکرشان همانجا مدفون شد.
ای صبا ای پیک دور افتادگان/شوق ما بر خاک پاک او رسان
بهروز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
نمیدانم چرا این رباعی زیبا که دارای مضمون مشابه است در گنجور نیست:
"آن مدعیان که دُرِّ معنا سفتند
وز چرخ به گونگون سخنها گفتند
آگه چو نبودند ز اسرار نهان
با خود زنخی زدند و آخر خفتند"
بهروز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:
آقای زرفام، این رباعی فکر کنم به غلط به خیام نسبت داده شده و اصلا با نوع تفکر و قالب شعریش جور نیست.
بهروز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱:
به جای "وانگه برای خشت گور دگران" باید
"وانگه ز برای خشت گور دگران" باشد.
حسین ملیحی شجاع در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر:
در بیت اخر گوزینه غلط است در واقع لوزینه که نوعی شیرینی است که از بادام درست میشده امروزه انواع ان وجود دارد مانند لوز سیب و غیره
lai در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
من مست وتو دیوانه ........صد بار تورا گفتم
بی نام در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
چه قــدر حافظ ظرافت به کار برده. چه صحنه سازی فوق العاده ای کرده، چه مقامی به "انسان" به "ساقی" (در نماد معشوق) داده ... یعنی همه چیز تو ای. چه قدر عالی با یکی دو کلمه کل حال و احوال مورد نظرش رو بیان می کنه: خرمنم بسوخت، می تونست بگه توجه م جلب شد و ... ولی میگه بسوخت، یعنی خواست و نیاز و تعلق بسیار زیاد.
فکر میکنم در کارهایی که آقای لطفی و شجریان با هم انجام داده اند (از جمله همین جشن هنری که به نام چهره به چهره منــتشر شده) انتخاب اشعار با سایه بوده. چون اغلب شعرهایی ست بسیار پر محتوا که به دقت و ریز بیــنی سایه خیلی می خوره، هر چند خود سایه مستقیم نشنیدم این رو بگه. علاوه بر زیبایی ساز لطفی و آواز شجریان و کار عالی سایر اعضا اشعار، بسیار بر زیبایی کار افزوده.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳: