گنجور

حاشیه‌ها

هنگامه حیدری در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

در بیت آخر می فرماید:
در هر دهان که آب از آزاد، یم گشاد
در گور هیچ مور ورا در دهان نرفت
بهتر است در نگارش میان ازاد و یم، کاما گذاشته شود.
آب از کسی یا چیزی یا جایی گشادن: معنی کنایی نفع و فایده یا مددی از کسی یا چیزی یا جایی رسیدن را افاده می کند.
می فرماید : در هر دهان که آب از دریای آزاد رسید و نفعی از دریای وجود لایزالی به هر دهانی رسید، هیچ موری در آن دهان در تاریکنای گور نخواهد رفت.
در مجموع هر دهانی که معطر به عنابات ویژه ی حضرت حق شد، از گور ترسی نخواهد داشت.

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

بنده را با شمس الحق و مجتبی خراسانی کاری بیش نیست
گفتنی ها گفته شد
عاقلان و فرهیختگان سایت نوشته های هر دو طرف را خواندند و قضاوت خواهند کرد.
به بزرگان ادب و فرهنگ این مرز وبوم احترام بگذاریم و به دلیل موافق نبودن با اندیشه و گفتارشان به آنها اساعه ادب نکنیم .
این سخن پایان ندارد ای جواد. ختم کن والله اعلم بالرشاد.

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت:

مولانا می فرماید :
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
این خط کشی ها را فراموش کنید مثنوی بخوانید تا با افکار این بزرگ مرد آشنا شوید و به همه عالم و مافیها عشق بورزید .
یا خق

سعید در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانی:

این شعر 14 بیت داره.عجیبه که در سایت وزین گنجور ناقص درج شده. مسئولین عزیز و فرهیخته سایت لطفا اصلاح بفرمایند:
شهریار
خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
ولی ز بخت بد از من نه جسم ماند و نه جانی
چو من به کنج ریاضت خزیده را چه تفاوت
کزان کرانه بهاری گذشت یا که خزانی
وداع یار به یاد آر و اشک حسرت عاشق
چو می‌رسی به لب چشمه‌ئی و آب روانی
دهان غنچه مگر بازگو کند به اشارت
حکایت دل‌تنگی به چون تو تنگ دهانی
جهانیان به جهان می‌دهند صحبت جانان
منم که صحبت جانان نمی‌دهم به جهانی
به صحت و به امان زنده‌اند مردم دنیا
منم که زنده‌ام اما نه صحتی نه امانی
به رمز و راز دهان تو پی نمی‌برم اما
به هر حدیث تو پی می‌برم به راز نهانی
شعیب جلوة سینا جهیز دختر خود کرد
خدا چه اجرت و مزدی که می‌دهد به شبانی
در آستان تو کانجا نیاز در نگشاید
همه به پشت درند و گدای آبی و نانی
زبانبه شکر همین یک زبان گشودمی ای دوست
اگر به هر سر موی من از تو بود زبانی
چه دلبخواه بغیر از تو باشد از تو ندانم
که آنچه فوق دل و دلبخواه ماست تو آنی
به غفلت از تو چه عمری تباه کرده‌ام، اکنون
امان نمی‌دهم از بیم غفلت تو به آنی
نه مستحق مکافات موًمنیم و نه کافر
تجارتی نه به امید سود و بیم زیانی
تو « شهریار» نبودی حریف عهد امانت
ولی به مغز سبک می‌بری چه بار گرانی

بیک بابا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:

آنچه از خلاصه اشعار برداشت شده توچه جمشید به امنیت عمومی و امنیت ملی نگاه لازم توسط جمشید شده است.ضمن ایجاد اشتغال و استفاده از تولید ملی،ینح مورد طرح های 50 ساله ای نیز برای اداره امور وکشورداری اجرا کرده و از مقبولیت بالا و مشروعیت نسبی برخوردار بود. هرچند که در پایان 300 سال اول به فن آوری ( تصمیم به پرواز)نگاهی نو داردولی خود بزرگ بین اش منجر به از دست دادن مقبولیت و مشروعیت او شده است. در واقع نتوانسته افکار عمومی را با فن آوری جدید توجیه یا افکار خود را با افکار عمومی همزمان سازی کند.

محمد در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت:

مولوی از شیعیان است. ایشان تقیه کردند. در زمانی که شیعیان در قلت بودند.برای توضیح به کتاب شریف روح مجرد مراجعه کنید ص 348

غیاثی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۱۲ - فی‌الحکمة و سبب رزق الرازق:

در شعر
{گردوربرتوبسته کردرواست عوض دو چهاردربرجاست}
اگرگفته شود{گردوزبرتوبسته کردرواست}

مهدی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

دست حافظ درد نکنه با این اشعار زیبایش. جدا اون وقتی که حاکمان به فکر قدرت طلبی و کشور گشایی بودند( زمان زندگی حافظ ) حضرت حافظ در پی مستی و سرخوشی و عشق وحالش بود .جوووونا یاد بگیرند.دمش گرم.

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

واقعا شعر خیلی خوبی است هم ب دلیل سادگی کلمات و هم ب دلیل علشقانه بودن شعر دوست داران وحشی بدانند که وحشی در آن زمان چگونه عاشق و بی سروسامان بود

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

با خواندن پرسش حمید گرامی کمی پریشان شدم که ایا جبر گرایی حافظ و اینکه خیلی حوادث را به تقدیر نسبت میدهد بدین معنی است که قانون علیت را باور ندارد .
بعد با خود اندیشیدم بهتر است معنای کلمه بهانه راپیدا کنم و ان در دهخدا عذر نابجا معنی شده بود .
یعنی حافظ می خواست بداند چرا چرخ سفله پروری می کند و چرخ عذر نابجا می اورد یعنی می گوید دلیل نداشت و همینطوری اتفاق افتاد .
و این باور حافظ نیست و باور چرخ هم نیست بلکه چرخ در ان جا بدلیلی ناشناخته از گفتن حقیقت طفره می رود .

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

خدمت همه عزیزانی که سعی میکنند اشعار جهان شمول حافظ را به نفع ایدئولوزی خودشان مصادره کنند عرض کنم که گیرم حافظ مقصودش امام حسین بود یا گیرم او یک ادم لائیک یا انارشیست بود .
تو رو سننم ؟
ایا غیر از این است که چون او را یک انسان مترقی و صاحب اندیشه می دانید ادعا میکنید او هم کیش شماست ؟
پس چطور مفهوم این بیت را در نمی یابید ؟!
در زلف چون کمندش ....
مراد از پیچیدن در زلف چون کمند تلاش برای کشف حقیقت در میانه هیاهوی عالم کثرت است .
در این هیاهو سر ادب و احترام و نوعدوستی و حق طلبی و سعه صدر را می برند .
همانطور که برخی از دوستان بریدند .
حقیقت عالم یک معمای پیچیده است که بزرگترین عرفا در این باره اتفاق نظر ندارند .
ایا هیچ با خود اندیشیدید امام حسین چه کار با زلف چون کمند او داشت .
اصلا زلف چیست ؟
زلف عباس و فاطمه و ان فرد ناشناس و رضا و ان بی دین است . زلف مظهر کثرت است و نمادی از تطور و گونه گونی کل مخلوقات و انسانها و ارا و عقاید شان است .
و حافظ هشدار میدهد در راه شناخت حقایق میان این زلف پریشان سر ها بریده می شود .
نه اینکه فورا لباس جنگ بپوشیم .
بلکه اماده باشیم در این راه بهای سنگینی بپردازیم . شاید لازم شود برای نیل به حقیقت گاهی از عقاید مان کوتاه بیاییم .

مجسن در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

به تایی بساز یک تا در مقابل دوتا یعنی اگر به خاطر سنگینی بار (کنایه از زحمت کشیدن وکار یدی) نیمه خم بشی بهتره تا اینکه به احترام سلطان تمام خم بشی

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۴:

استقبال از طالب آملی

احد قربانی دهناری در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

در گوش دمـاغم مطلب جــای نصیــحت
کاین گوش پر از زمزمۀ چنگ و رباب است

ادب دوست در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

بهتر است با به اصطلاح عالمان علوم نقلی به زبان خودشان سخن بگوییم
آن یکی پرسید اشتر را که هی!!
از کجا می آیی ای فرخنده پی
گفت، از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو
از فرمایشهای برخی سعدی و خیام و،،،،ستیزان به خوبی پیداست چه کسانی باید به دلیل خود بزرگ بینی و به ویژه شاملو زدگی به پزشک مراجعه کنند . در همین گنجور دست کم سه تن وجود دارند ، بشتابید تا دیر نشده است.

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

جناب سعدی عزیز درود
این مردک خشک و بی مغز خراسانی گمان میکند هر کسی به جهان آخرت باور نداشت باید مورد توهین قرار بگیرد . من خود دوستانی دارم که نه تنها جهان آخرت بلکه تمام آیات و نشانه هارا نه از طرف خدا میدانند و نه اعتقادی به آن دنیا دارند ، سالها باهم زیسته ایم و دوستیم و هیچگاه توهینی از جانب ایشان نبوده است. خراسانی مجسمه ی بی ادبییست بهتر نیست اینها را به حال خود بگذارید تا
به قول شمس با ”مزخرفات“ خودشان خوش باشند . اینان مریضند به آنها اگر بگویی این آیات از کجا آمده اند خواهند گفت از طرف خدا . اگر بگویی از کجا میدانی از طرف خداست میگویند در کتاب نوشته . عقلشان کار نمیکند که آن بزرگ مرد نیشابوری با همین شک کردن ها، دید و دنیای تازه ای به جهان گشوده . و همین رباعیاتش میتواند انسان را راهنما باشد که راه و چاه را بشناسیم . با خشک مغزان و به قولی یک کتابی ها بحث و جدل بی فایده است من گمان میکنم خاموشی جواب انهاست تا نظر شما چه باشد
ممنون از زحماتتان

مجتبی خراسانی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

سعدی دیگر سخن پراکنی بس است...
بخدا بعد از این این طور تاب و توانایی ندارم و این قدر صبر و شکیبایی در قدرت من نیست...بس کن اقا مگر به تو ادب نیاموختند!!
مشخص است که نفس اماره عقلت را ضایع کرده نمیدانی که چه عرض می کنی! من گفتم: دلیل بیاور که خیام به جهان و زندگی پس از مرگ (با توجه به ایات و نشانه ها) باور دارد ؟ سعدی تو فقط مطالب گذشته را کپی کرده ای!!
به گمانم شما مشکل دارید بروید مرض تان را علاج و درمان کنید. شفا بایدت داروی تلخ نوش...
در مورد سعدی هم ایشان نقل قول فرمودند از استاد تاریخ محمدابراهیم باستانی پاریزی. همه می دانیم که سعدی تواناست ولی دلیل بر این نمی شود که اشتباه نکند و بری از خطا باشد.
هان بدان که تو صاحب نظر نیستی...اگر ایشان نظری هم بیان کرده اند متخصص و استاد هستند.
تو و دوستانت دانش و علم را (اگر بشود نام ان را دانش گذاشت) گوگلی (با سرچ و جستجو کردن در اینترنت) کسب کرده اید.
خدا داند که…هزار گونه سخن بر زبان و لب خاموش.
فافهم ایدلک الله تعالی والسلام

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ:

"من طلب شیئا و جدّ وجد و من قرع بابا و لجّ ولج"
"هر کس چیزی بخواهد و تلاش کند می یابد و هر کس دری را بکوبد و اصرار ورزد، در گشوده گردد."
امام علی
این از جمله مواردی است که نه اثبات می شود و نه رد می شود. اگر بجویی و بیابی گفته می شود که این همان بود که وعده داده شد. مادامی که می جویی و نمی یابی باز نمی توان گفت که اگر بیشتر بجویی نخواهی یافت!!

۱
۴۶۱۸
۴۶۱۹
۴۶۲۰
۴۶۲۱
۴۶۲۲
۵۷۱۴