روفیا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
ساحل گرامی
تازه دریافتم منظور شما را !
شما مصرع دوم را با آهنگی متفاوت از من می خوانید .
شما به گونه ای میخوانید که معنایش این است :
ان شحنه در ولایت ما کاره ای نیست .
من به گونه دیگر میخوانم :
آن شحنه در ولایت ما چنین نیست که هیچ کاره باشد .
به یاد دارم که یکی از استادان گرامی ام اقای حسین الهی قمشه ای با چنین اهنگی می خواندند . به حالت نهیب زدن که تو مپندار ان شحنه در ولایت ما هیچ کاره است !
نوید در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
دوست عزیز برداشت عرفانی از شعر حافظ یک اشتباه تاریخ است. حافط صوفی ستیز هرگز نمیتونه یک عارف باشه. یک نگاه بی طرف به شعر حافظ خصوصا ساقی نامه نشون میده که تا چه حد عشق حافظ دنیوی بوده نه اخروی. آقای علی حصوری کتابی در این مورد دارند که نشانه های خوب و بی طرفی می تونید در متنش پیدا کنید.
تردید در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:
جانا ز فرق تو بی تاب شدن تا کی
کو باده ی هشیاری در خواب شدن تا کی
زان آب حیات تو تن گرچه به جان آمد
با رفتن تو جانا بی آب شدن تا کی
چون رستم دستانی سهراب مکش هر دم
در شاهنمای تو سهراب شدن تا کی
بازار تمنا را رونق ندهی جانا
سوداگر این دل را اسباب شدن تا کی
ساکن منما دل را از خواب وصال خود
دیدار روا گردن مرداب شدن تا کی
جاری بکنی هر دم سیلاب ز چشمانم
جانا بنما آن رخ سیلاب شدن تا کی
ساز دل خونین را در پرده بزن مطرب
در پنجه ی این مطرب مضراب شدن تاکی
سجاد در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
همچنین در مصرع "عمی گشت و از هر سویی چاره جست" فکر می کنم اشتباه چاپی بوده که "غمی" به اشتباه "عمی" نوشته شده. منظور اینکه ضجاک غمگین میشود و به دنبال چاره می گردد.
سجاد در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
در بیت زیر به جای "خویش" فکر می کنم "خونش" درست است. یعنی اینکه او را با خون پرورش داد تا همانند شیر (وحشی) شود. اشاره به استفاده از غذاهای گوشتی در جهت درنده خو کردن ضحاک.
به خویش بپرورد برسان شیر / بدان تا کند پادشا را دلیر
بابک.ن در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:
بیت 23 مصرع دوم:
به ابروییش از ابروچین گشاییم؟
هجای "از" در وزن درست نیست...
بابک.ن در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:
بیت اول - مصرع اول :
چون به چو تبدیل شود
بابک.ن در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
بیت 23 مصرع اول وزن اش درست نیست رفقا...
بازهم با تشکر
بابک.ن در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:
بیت 6 مصرع دوم وزن جور در نمیاد:
از آنجا نام شد _ در یتیمش
یه هجای بلند کم داره
با تشکر
بابک در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴ - آمرزش خواستن:
بیت 16 مصرع دوم :
دادیم => داده ایم
من باب وزن
روفیا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که شدم بر در میخانه مقیم
کاربرد واژه مقیم بسیار شگفت انگیز است .
او نه تنها بر در میخانه ساکن است بلکه بر این کار پایداری می ورزد .
در دانشکده پزشکی نیز گذرانندگان دوره تخصص را resident یا مقیم می خوانند . یعنی چند سالی را باید در ان بخش مستقر باشند .
یعنی که نمی شود خلاصه گاهی سری به میخانه بزنی تا لب جانان جرعه ای بر تو فشاند . نمی شود هم سبدت را انجا بگذاری و خودت بروی بلکه باید انجا بمانی تا اگر روزی اراده کردند می افشانی کنند تو انجا باشی .
بابک در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت:
در همان بیت 32 در اصل مصرع دوم در وزن درست نیست (مصرع اول از اختیارات شاعریست):
<>
چنان "کو" کان پدید آیند از انجم
هجا بلند باشد درست است، نه کشیده
U - - -
و در معنی هم یعنی مردم مثل ارکان(مفاعیل) پدید نیامده اند - - مثل "که او"(کو) و که آن(کان) در انجم(عقل،منطق)
روفیا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
دوستان ایا حافظ ایده دو بیت اول غزل را از سعدی گرفته است ؟
سال ها از پی مقصود به جان گردیدیم
یار در خانه و ما گرد جهان گردیدیم.
خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود
آن که ما در طلبش کون و مکان گردیدیم
ناشناس در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
عصر خود را بنگر ای صاحب نظر
در بدن باز آفرین روح عمر
ناشناس در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:
السلام علیکم.
دوستمان درست می گوید قطعه از شعر حذف شده است مثلا بیت بعدی که:
عصر خود را بنگر ای صاحب نظر در بدن باز آفرین روح عمر
((منظور خلیفه ی دوم مسلمانان است))
پروانه در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۴:
بسیار عالی :)
روفیا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:
از ان جا که نظامی نیز در لیلی و مجنون هنگامی که مجنون صیاد را از شکار اهوان بر حذر می دارد می گوید :
دام از سر آهوان جدا کن
این یک دو رمیده را رها کن
بیجان چه کنی رمیدهای را
جانیست هر آفریدهای را
چشمی و سرینی اینچنین خوب
بر هر دو نبشته غیر مغضوب
احتمالا برای واژه غنج هر دو معنی مورد نظر حافظ بوده است .
merce در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
خواهر گرامی ، روفیا بانو
بنده جسارت نمی کنم ولی می فرماید:
اگر همه را محک بزنند ریاکاران باید به فکر کار دیگری باشند
ببخشید شاید نا مفهوم نوشتم
اگر سکه ی اشخاص را محک بزنند و عیار گیری کنند ریاکاری صومعه داران معلوم خواهد شد و دکانشان تخته.
می فرماید صومعه داران ظاهر سازند و چه خوب می شد که ریا کاریشان بر ملا شود
با احترام
kamyar در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » مقدمه:
پس شعرش کو
محسن مردانی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷: