گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

جسم مجنون را ز رنج و دوریی

اندر آمد ناگهان رنجوریی

خون بجوش آمد ز شعلهٔ اشتیاق

تا پدید آمد بر آن مجنون خناق

پس طبیب آمد بدار و کردنش

گفت چاره نیست هیچ از رگ‌زنش

رگ زدن باید برای دفع خون

رگ‌زنی آمد بدانجا ذو فنون

بازوش بست و گرفت آن نیش او

بانک بر زد در زمان آن عشق‌خو

مزد خود بستان و ترک فصد کن

گر بمیرم گو برو جسم کهن

گفت آخر از چه می‌ترسی ازین

چون نمی‌ترسی تو از شیر عرین

شیر و گرگ و خرس و هر گور و دده

گرد بر گرد تو شب گرد آمده

می نه آیدشان ز تو بوی بشر

ز انبهی عشق و وجد اندر جگر

گرگ و خرس و شیر داند عشق چیست

کم ز سگ باشد که از عشق او عمیست

گر رگ عشقی نبودی کلب را

کی بجستی کلب کهفی قلب را

هم ز جنس او به صورت چون سگان

گر نشد مشهور هست اندر جهان

بو نبردی تو دل اندر جنس خویش

کی بری تو بوی دل از گرگ و میش

گر نبودی عشق هستی کی بدی

کی زدی نان بر تو و کی تو شدی

نان تو شد از چه ز عشق و اشتها

ورنه نان را کی بدی تا جان رهی

عشق نان مرده را می جان کند

جان که فانی بود جاویدان کند

گفت مجنون من نمی‌ترسم ز نیش

صبر من از کوه سنگین هست بیش

منبلم بی‌زخم ناساید تنم

عاشقم بر زخمها بر می‌تنم

لیک از لیلی وجود من پرست

این صدف پر از صفات آن درست

ترسم ای فصاد گر فصدم کنی

نیش را ناگاه بر لیلی زنی

داند آن عقلی که او دل‌روشنیست

در میان لیلی و من فرق نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای جاویدان » شمارهٔ ۱۰۴ » (سه گاه) (۲۹:۳۴ - ۳۱:۱۳) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) ; كسایی، حسن (‎نی) خواننده آواز: تاج اصفهانی سراینده شعر آواز: مولوی (مثنوی) مطلع شعر آواز: ترسم ای فصّاد اگر فصدم كنی

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 480

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیاوش مرتضوی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۴ نوشته:

بعد از بیت «ترسم ای فصاد گر فصدم کنی ...»، در بعضی ویرایش ها این بیت دیده می شود:
«من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندر دو بدن»
اگر این بیت در ویرایش های معتبر موجود هست، لطفا آن را اینجا اضافه کنید.

 

نیما در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ نوشته:

در بیت سوم: "بدار و کردنش" صحیح نیست و "بدارو کردنش" صحیح است. به معنای برای دادن دارو و درمان کردن.

 

تسلیم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۷ نوشته:

برای درمان خناق در گذشته رگ می گشودند. این معنی در شعر نظامی نیز آمده است:
فلک سرمست بود از پویه چون پیل
خناق شب کبودش کرد چون نیل
طبیبان شفق مدخل گشادند
فلک را سرخی اکحل گشادند
همچین در شعر ظهیر فاریابی:
به نوک نیزه رگ جان دشمنان بگشای
که از حرارت آن غصه‌شان گرفت خناق

 

تسلیم در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۱ نوشته:

معالجه عامیانه خناق با گشودن رگ در برخی دیگر از دفترهای مثتوی هم آمده اتس؛ مثلاً در دفتر پنجم:
تو خون تکبر ار نریزی
خون جوش کند خناق خیزد
رو دردی ناز را بپالا
زیرا طرب از رواق خیزد
و دفتر ششم:
چونک حق قهری نهد در نان تو
چون خناق آن نان بگیرد در گلو

 

فرهام در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۵ نوشته:

یک بیت مانده به اخر اضافه شود
من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندر دو بدن

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.