بابک در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
در اینجا خواجه به سادگی گوید که جدش (آدم) اگر به زمین نیامده بود، او (خواجه) هم بر زمین به دنیا نیامده، و هم اکنون در بهشت بود. همین. والسلام
علی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
شعر زیبایی است. صدای همایون شجریان هم عالی است. اما آهنگ این شعر بسیار ناشیانه ساخته شده است. بدون داشتن ملودی مناسب و آهنگی همگام با ریتم شعر که با ناکامی آهنگساز در یافتن نت ها و ریتم مناسب برای هر بیت همراه بوده است. آهنگی که مسلما کسی آن را به خاطر نخواهد آورد.
کوکب در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
من حق را با خانم مینا میدانم
چون مشت را به هوا {آسمان} میبرند و مینوازند
چه خوبست شعر شعرا را دستکاری نکنیم اگر چه اشتباه باشد
با آحترام
کوکب
میلاد در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
خانم مینا گرامی. جهت نواختن ضربتی چند به ری نیازی به آسمان رفتن نیست. منطق شعری بیشتر بر صحیح بودن مصرع "بر وی بنواز ضربتی چند" ذلالت دلرد.
میلاد در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
خانم مینا گرامی. برای نواختن ضربتی چند به ری، نیازی به آسمان رفتن نیست. منطق شعری بیشتر به صحیح بودن "بر وی بنواز ضربتی چند" دلالت دارد.
فندرسکی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:
روزی خواجه شمس الدین محمد و ملک معین الدین پروانه که در عهد اباقاخان، حاکم ممالک روم بود، و مولانا نورالدین رصدی و ملک افتخارالدین که از نژاد ملک زوزن است، هر چهار فاضل به اتفاق، قطعه ای به حضور خواجه مجدالدین همگرفرستادند و از او [درباره امامی هروی، سعدی شیرازی و مجد الدین همگر داوری خواستند و] استفتا کردند:
ز شمس فارس مجد ملت و دین
سؤالی می کند پروانة روم
ز شاگردان تو هستند حاضر
رهی و افتخار و نور و مظلوم
چو دولت حضرتت را هست لازم
دعاگو صاحب دیوان ملزوم
از اشعار تو و سعدی، امامی
کدامین به پسندند اندر این بوم
تو کن تعیین این، ای ملک انصاف
بود در دست تو چون مهره و موم
خواجه مجدالدین این رباعی را در جواب فرستاد:
ما گرچه به نطق طوطی خوش نفسیم
بر شک ّر گفته های سعدی مگسیم
در شیوه شاعری به اجماع امم
هرگز من و سعدی به امامی نرسیم
شیخ استماع این معنی نموده، این رباعی را بر بدیهه گفت و ارسال داشت:
هر کس که به نطق بر امامی نرسد
از ناقصی و تبه کلامی نرسد
همگر که به عمر خویش نگزارد نماز
معلوم که هرگز به امامی نرسد»
بیخبر در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
منظور بیت شماره 7 میباشد
سپیده در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
با عرض سلام و خسته نباشید
آیا در بیت سوم هنگام خوانش باید خوان و یغما را با کسره به هم متصل کرد یا نه؟
عاطفه در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
با هم دوست باشید و بروید این شعر را در آلبوم ناگفته با صدای شهرام ناظری و تحت عنوان عروج گوش بدهید.
بابک در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
آخرین ناشناس گرامی،
خوب تا به حال گمانم این بود که این بده بستان فقط با یک ناشناس است که برجناب بهشاد ایراد آوردند، و ندانم که شما از کی وارد این معامله شدید؟
ایکاش ناشناسان نیز خود را با الف و ب و جیم یا 1و2و3...مشخص میکردند که چون بنده ای هم بداند به که چه می گوید.
-راستش تعجبی هم کردم که چگونه بین نوشتار شما و آن ناشناس نخستین چرخش 180 درجه ای پیش آمد،
باری اگر ایشان هنوز شهر را آنگونه که بیان کردند می بینند و شاهدبازی را نیز چون، پرسش این بنده نیز همچنان برقرار و باقی است.
-اما شما اگر آن ناشناسی هستید که از حضور این بنده فیض بردید؟
خدمتتان عرض کنم که اینجا هم کمی گیج گشتم که آیا شما از:
1-حضور مجازی بنده، 2-یا خودتان مجازاً، 3-ویا در سرای مجازی فیض می برید؟
باری چون کیسه تهی است واین بنده فیضی در بساط ندارم که عرضه کنم، که اگر داشتم با جان و دل خاک پایتان می کردم، فرض را بر فَرز گذارده و از لطف و کرم شما بازهم سپاسگذاری دارم.
بر قرار باشید
مجید ع در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۷۳:
وزن شعر
مفعولن مفعولن مفعولن فع لن
یک وزن بی سابقه در تاریخ ادبیات فارسی
غلامرضا امامی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۴:
"وزان بیشه بهرام شد تابری" آیا باید گفت "وزان بیشه بهرام شد تا به ری"؟
Hadi F در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
ممنون جناب شادان کیوان
مهدی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست:
بیت آخر : گفت واپس واپس ای خیره سرت / باز میرو تا بکس مادرت!!!!
من اشتباه می خونم! یا واقعا بی پروا!! بی ادبی کرده؟!؟
مرتضی (باران) در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را:
به هر منزل کزان ره ""میبردم""
به هر منزل کزان ره "می پریدم "
داریوش در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
به نظر بنده که موضوع نه ربطی به شیطان داره نه مطالبی که تو قرآن اومده -حافظ خواسته به یه مطلب روزمره و دنیوی اشاره بکنه. که فراق او از معشوقه اش بوده که تشبیه کرده به این جریان شیطان و آدم وقتی کلمه فراق رو میشنوی و میبینی متوجه میشویم که این داستان بین 2 نفر اتفاق افتاده حالا شما میتونید بگیید خدا و او من میگم حافظ و دختر همسایه-مهماینهکه به احساس شاعر پی ببریم نه منظورش البته بعضی وقتها
احسان در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:
سجاد جان این مصرعی که شما نوشتی از نطر وزن با بقیه مصرع ها مطابقت ندارد مگر اینکه اینگونه باشد:
انصاف می دهیم که از ره او ما فتاده این
بشیر رحیمی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
آقای محمد گرامی. من فکر میکنم "آیینه" درست است. به دلیل دو کلمه "حیرت" و مخصوصا کلمه "تمثال". میگوید؛ زندگی برای ما حیرتطراز و نیرنگساز است؛ زیرا تمثالهایی که در آیینه دنیا دیده میشوند، اوهامی بیش نیستند.
حیرتطرازی است، نیرنگسازی است
تمثال، اوهام؛ آیینه، دنیا
اگر "آیینه دنیا" در ادامه مصراع اول میبود و کمله "تمثال"، بهکار نرفته بود، "آیین دنیا" درست بود.
کاظم ایاصوفی در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
با سلام در بیت ششم مصراع اول یک "که" اضافی است
بابک در ۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷: