گنجور

حاشیه‌ها

زمانی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۵۲:

شجر مقل در بیابانها
نرسد هرگز آفتی به برش
رطب از شاهدی و شیرینی
سنگها می‌زنند بر شجرش
بلبل اندر قفس نمی‌ماند
سالها، جز به علت هنرش
زاغ ملعون از آن خسیس‌ترست
که فرستند باز بر اثرش
مقل
به فارسی به طور کلی «مقل» ، «خاک مقل» و «مقل ازرق» گفته می شود. به فرانسوی و انگلیسی Bdellium و به عربی «قفر» و «کور» و در کتب طب سنتی با نام «مقل» و «مقل الیهود» نامبرده می شود. صمغ رزینی است که از درختانی از خانوادة Burseraceae جنس Commiphora گرفته می شود. دارای گونه های مختلفی است که معروفترین آنها که از آن مقل ارزق گرفته می شود، گونه ای است به نام علمی Commiphora mukul (Hook. Ex Stocks) Engl که مترادف آن Balsmodendron mukul Hook. Ex Stocks می باشد.
پیوند به وبگاه بیرونی

فرید مانی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱ - سر آغاز:

همی میردت عیسی از لاغری
تو در بند آنی که خر پروری
با نگاه دستوری در این شعر سعدی، «می میرد» فعل واقع شده است و «ت» در می میرد «مضاف الیهی» است. «عیسی» نقش «فاعلی» دارد و چنین معنا می شود:
عیسی تو دارد از لا غری می میرد
در زبان ادب پارسی عیسی کنایه از جان است، این کنایه برگرفته از متون دینی است و توجه به نفس «عیسی» دارد. در روایات دینی ما یکی از معجزات این پیامبر «جان بخشی» و زنده کردن مردگان بوده است و می گویند دم او شفا بخش نیز بوده است. باری حافظ این تعبیر را در بیتی اینگونه به کار می برد:
هـمـیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد
که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت
یا که می گوید:
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
مولانا این تعبیر بدین گونه بکار می گیرد:
جانها در اصل خود عیسی دمند
یک زمان زخمند و دیگر مرهمند
سعدی بر آن است که جان و روح تو از لاغری و نحیفی دارد می میرد و تو هیچ توجهی به این امر نداری و از کنار آن ساده می گذری. نبایست این همه غرق تن پروری و شهوت رانی شد و گوش به خدمت نفس سپرد و هش را در پای شهوت داشت.
متوجه باش که جان تو دارد از فرط نحیفی می میرد ولی تو به فکر پروردن تن خود هستی، تو در بند آنی که خر پروری.
نکته اخلاقی:
انسان همانگونه که که به پرورش تن و ورزش اهمّیت می دهد و برای سلامتی تن روی به ورزش می آورد و بهترین غذا ها را استفاده می کند باید به پرورش روح و جان خویش نیز اهمّیت بدهد و آن را از تیررس آسیب های شکننده و کشنده حفظ کند.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » بخش ۴۰ - التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجة:

حکیم ابوالمجد مجدودبن ادم سنایی غزنوی رحمه الله علیه شاعر و شیفته ای از غزنه,,مربی ادبی مولوی بود ,,عطار روح بود و سنایی دو چشم او,,,,ما از پی عطاروسنایی امده ایم,,,,,,,
ستار حیدری سورشجانی,

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

خانم میلاد ،
تا چه مشتی باشد!! مشتی که بخواهد ری را خراب کند باید مشتی محکم باشد.
و شاعر با اتشفشانی خاموش سخن میگوید و مرادش از مشت بیداری دماوند است تا تباهی از دامن ری با آتش بزداید.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

ناشناس اصلی،!
فرض کنید آنرا جا گذاشته باشند، آسمان به زمین می آید یا زمین را عرش در خود میکشد
یه جوری پیدا میشه دیگه!!

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

شد پریشان و دلش برمن دیوانه بسوخت

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:

امیر عباس ،
انگبین همان عسل است ، با موم جداشده از عسل شمع هم میتوان ساخت.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

جناب نا باور
باور بفرمایید که همه اغراق شاعرانه نیست
حضرت علی ساقی حوض کوثر است و مراد شاعر از بقا میتواند زندگی بهشتیان باشد
هم فیها خالدون.

کسرا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

اجرای این شعر با آواز استاد شجریان در برنامه گلهای تازه شماره 102

ناشناس پ د در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:

من شاعر ه خانم را میستا یم بخاطر ابنکه این شعر در هر عصر ی بروز خواهد ماند واین چنین ادمهای بزرگی مایه افتخار ملی ماهستن تا قیامت

ناباور در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

حنیفه نژاد عزیز
به نکاتی اشاره کرده ای که این بنده سالهاست باآآنها درگیرم
شهریار بسیار غلو گرده و شعرا کارشان غلو است چه به اشعار بزرگانی چون سعدی و حافظ بنگریم و چه به دیگران در عصر خودمان
گاهی سعدی قامت دلدار خود را چوسرو توصیف میکند به هیچ کجا بر نمیخورد چون دلدار برای ما ناشناس است
ولی شهریار در مورد کسی غلو میکند که هر آنچه غیر واقعی بسراید خرافات محسوب میشود
و بزرگنمایی او که خود اهانتی ست به ساحت کبریا باعث میشود کسانی باور کنند که : به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
و هرچه من و شما بگوییم علی هم مثل دیگران گرفتار دست روزگار بوده
یکی پیدا میشود که : مهمل بافی نکن
ولی دست مریزاد که می گویی
با احترام
نا باور

آهوان منش در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ باباافضل کاشانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

بی گمان باش خردمند که در راه یقین
خردت راست رود با تو گمانت به فریب

محسن در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:

به نظر کلمه انگبین در این مصرع معنای داشته باشد
با تشکر

سامان در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

من که شک دارم حضرت سعدی این ابیات رو جز برای معشوق اصلی گفته باشه!!
ولی واقعا روح رو جلا میده
روحش شاد و مشمول مغفرت وافره خداوند باد
سبحان الله

Juki در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

با سلام.بیت زیر هم ظاهرا متعلق به این غزل هست.
لطفا بررسی و در صورت صلاحدید درج گردد.به عنوان بیت هشتم
هر که زنجیر سر زلف گره گیر تو دبد
شد پریشان دلش و بر من دیوانه بسوخت

شبرو در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانی:

دزد هم شدیم! ;)

حنیفه نژاد در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

درود بر دوستان عزیز
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
دوستان عزیز
اولا بیت اول را لطفا برای ما معنی کنید ، معنی درستی که عقل بتواند آن را بپذیرد . والا خودمان بلدیم معنی بتراشیم
در ثانی : در بیت دوم اگر مخاطب استاد شهریار حضرت علی علیه السلام باشد ، آیا حضرت علی به دعای مستمندان ره آفت و بلا را با دعا عوض می کند ؟ آیا چنین دعایی را خود علی علیه السلام قبول دارد ؟
علی علیه السلام می فرماید : أَخْلِصْ فِی الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّکَ فَإِنَّ بِیَدِهِ الْعَطَاءَ وَالْحِرْمَانَ،
هر چیزی را فقط از خدا بخواه و بدان که عطا کردن و یا عطا نکردن به دست اوست
وَاعْلَمْ أَنَّ الَّذِی بِیَدِهِ خَزَائِنُ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ، وَ تَکَفَّلَ لَکَ بِالْإِجَابَةِ، وَ أَمَرَکَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیُعْطِیَکَ، وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَکَ، وَ لَمْ یَجْعَلْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ مَنْ یَحْجُبُکَ عَنْهُ، وَ لَمْ یُلْجِئْکَ إِلَی مَنْ یَشْفَعُ لَکَ إِلَیْهَ،
و بدان! کسی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده، و تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد؛ و میان تو و خود کسی را نگمارده تا تو را از وی بازدارد،
آیا این شعر با این فرمایش علی علیه السلام مطابقت دارد ؟؟؟؟!!!!!!

صفا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

سلام،بعداز خواندن حواشی لازم دیدم نکته ای را عرض کنم،عده ای از رباعی ابوسعید و عده ای از دو بیتی او یاد می کنند،لازم بذکر است که اولن ما همگی ابوسعید را به رباعیاتش می شناسیم،اما این نوشته منسوب به وی یک رباعی نیست،اما مطمئنن یک دوبیتی نیز نمی باشد چراکه دوبیتی یا ترانه در بحر هزج برابر با مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل یا فعولن که هر دو در رکن اخر برابرند سروده می شود،و این دوبیت اساسن در بحر مضارع است که دو نوع خوانش دارد، اما رباعی هم نمی تواند باشد زیرا وزن رباعی با 24 حالتی که ابدال ها و اختیارات شاعری و رکن های عروضی اش ایجاد میکنند هم هرگز برابر با مضارع اخرب مکفوف محذوف نخواهند بود و تصادفن رباعی باید و باید و باید تنها در وزن لاحول ولا قوه الا بالله باشد با 24 گونه ی مختلف که همگی در نهایت همین لا حول،،، هستند، پس فقط یک احتمال می ماند که دوبیت منسوب به ابوسعید مطلعی از یک غزل نیمه کاره یا مفقود شده است، پرحرفی ام را ببخشید

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷۶:

بیت اا
غلط: طوع
درست: طمع

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

اوخ ببخشید سپاسگزارم

۱
۴۴۱۵
۴۴۱۶
۴۴۱۷
۴۴۱۸
۴۴۱۹
۵۷۲۰