گنجور

حاشیه‌ها

سهیل قاسمی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

دی، پیر ِ می فروش -که ذکرش به خیر باد-
گفتا: «شراب نوش و غم ِ دل ببر ز ِ یاد»
گفتم: به باد می دهد م باده نام و ننگ»
گفتا: «قبول کن سخن و هرچه باد باد!
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز ِ دست،
از بهر ِ این معامله غمگین مباش و شاد.
پُر کن ز ِ باده جام و دمادم به گوش ِ هوش
بشنو از او حکایت ِ جمشید و کی قباد:
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت ِ سلیمان رود به باد
بی خار، گل نباشد و بی نیش، نوش هم
تدبیر چیست؟ کار ِ جهان این چنین فُتاد
در آرزو ی آن که رسد دل به راحتی
جان در درون ِ سینه غم ِ عشق ِ او نهاد.
هرگز نمی رسد زِ می اش نشئه ی وصال
آن را که ره به میکده ی عشق خود نداد
حافظ گر ات ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
حافظ شیراز | احمد شاملو

ایرج در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

.این که کسی نمیدونه دلیل امدن و سرانجام رفتنش از این دنیا چیه لازمه زندگی در این دنیاست. دنیا فقط یه ازمون هست و در جلسه ازمون همه چیز مجهول بی گمان همه اینها حکمت خالق را نشان میدهد.این اشعار ذهن پویای ریاضیدانی چون خیام رو‌نشون میده که هرگز در برابر مجهولات اروم‌نمونده چیزی که دین هم همواره سفارش کرده تفکر!! در ضمن یکی از ویژگی ها خاص شعر خیام صراحت در بیان است

محسن شفیعی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:

در بیت سوم مصراع اول
می پرد چشم حباب ما
لطفا تصحیح کنید

دانم که ندانم در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:

منظرت می‌خواهم که فارسیم تکمیل نیست، چون من خارجی‌ام. یک سوالی دارم راجع به آخر این رباعی. «اندر دو جهان کرا بود زهره این» یعنی چه؟ یعنی برای کدام دنیا این دنیای ما میشود زهره؟ برای توضیح متشکر میشوم.

نادر در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:

باسلام خدمت همه ایرانیان . من در شهر دهلران زندگی می کنم که دارای تمدن بسیار کهن است . جالب اینجاست که در شهر دهلران منطقه ای وجود دارد به اسم کلاته که این کلاته تمدنی بسیار کهن دارد و اثار باقی مانده از شهری بسیار بزرگ و قدیمی دارد. پدارن و پیرمردان دهلرانی بر این عقیده اند که این منطقه باستانی همان شهر کلات محل پادشاهی فرود فرزند سیاووش است . باتوجه به توضیحات فردوسی درمورد جغرافیای کلات احتمال دارد که شهر کلات فرود همین منطقه باستانی کلاته شهر دهلران باشد . البته اینها که توضیح داده شد فقط احتمالات اینجانب و گفته ریش سفیدان می باشد اگر کسی اطلاعات جامعتری دارد در حاشیه بنویسد باتشکر فراوان.

sadaf در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

سمانۀ سعدی دوست بهانه مدار
تو غصه هایت بر شمار و سر خویش بخار و دست از توجیه بدار.

... در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

بشنوید در اجرای خصوص محمدرضا شجریان به نام مرید خرابات با همکاری فرهنگ شریف و جهانگیر ملک

مهدی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » نغمهٔ حسرت:

آیا یاد ایامی که فغان داشتن چیز خوبی است که با آشیان داشتن با لاله و گل مقایسه و مقابله شود؟

عمر شیردل در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۴:

بینند دلی به ناز ، پروردهٔ عشق

عمر شیردل در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۴:

بیت دوم ، مصرع دوم ، باید چنین نوشته شود:
بینند به ناز ، پروردهٔ عشق

میم نون در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

قابل توجه دوستانی که در مورد مناظره بین حافظ و شاه نعمت اله نظر داده اند: شاه نعمت اله عارف نبود بلکه یک صوفی بود. لطفأ شرح حالش رو در همین گنجور بخوانید. حافظ هم در بسیاری از غزل هایش از جمله ای غزل صوفیان را به سخره گرفته است.

میم نون در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:

دوستانی که شاه نعمت اله را عارف خطاب میکنندلطفأ فرق بین تصوف و عرفان را مطالعه کنید. این دو یکی نیستند. شاه نعمت اله یک صوفی بود نه عارف. و حافظ در بسیاری از غزل هایش صوفیان را به سخره میگیرد.
پشمینه پوش تند خو، از عشق نشنیده است بو
از مستی اش رمزی بگو، تا ترک هشیاری کند.
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
ور نه اندیشه این کار فراموشش باد.
از این نوع اشعار در دیوان حافظ که یک عارف بوده بسیار هست. در این شعر هم حافظ به شاه نعمت اله طعنه مزند. در خیلی از دیوان های حافظ (تألیف دکتر خطیب رهبر) این نکته ذکر شده است.

محمودرضا در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

فوالعاده بود
چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد
بخارش آسمان گردد کف دریا زمین باشد

محسن حیدرزاده جزی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۸ - رسیدن خسرو به شیرین در شکارگاه:

بیت 27 خطای تایپی دارد ، ظاهرا چنین ا درست ست:
نماند از بی شکیبی در سرش هوش

پیرایه یغمایی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

پیوند به وبگاه بیرونی

محسن حیدرزاده جزی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - عقد بستن دختران با پسران به فرمان خسرو:

در بیت پنجم " بخردان " صحیح است.

سعدی دوست در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

فرهاد گرامی،
عرفان شناخت است، اما شناخت همان دمی که باید غنیمتش بداریم!!، ساقی شکر دهان با تیغی آهخته به یغمای خرد، شاهدی رشک آب زندگی، بزمگاهی برتر از فردوس، باده گلرنگ و نقلی از لعل نگار
در باره نکته دانی و شوخ طبعی زیاد سخت نمی گیرم!!

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

به به عجب شعر عرفانی :) "بادهٔ گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک" یعنی‌ فقط یه اهل فنّ میتونه تشخیص بده حافظ چقدر تکنینکی شراب خوب ر توصیف کرده ... زنده باد

سعدی دوست در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

صدف جان،
حسین ار سمانه است، حاشیه بهانه.

خاطر اسکندریه داری؟ بهوش باش که
دریای مغرب مشوش است!

sadaf در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

حسین جون، ممنون
حالم خوبه.
شما خوبید؟
سمانه داریم. برو جلوی آینه ببین.

۱
۴۱۷۸
۴۱۷۹
۴۱۸۰
۴۱۸۱
۴۱۸۲
۵۸۱۵