مهدی کاظمی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت:
از حلاوتها که دارد جور تو
وز لطافت کس نیابد غور تو
از شیرینی هایی که دارد جور و جفای تو .... کسی حتی فکرش روهم نمیکنه و عمق این لطافت رو درک کنه ....
نالم و ترسم که او باور کند
وز کرم آن جور را کمتر کند
میترسم ناله های من رو باور کنه و از بخشش و کرمش جور و امتحان الهی رو کمتر کنه ....
عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد
بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
عاشق قهر دوست هستم عاشق لطفش نیز هستم من تسلیم اویم و شگفت ازین رفتار ضد و نقیض که عاشق هر دو ی اونها هستم ....
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:
درستش این است، بر پایه جلال خاقی مطلق
گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه
سَخُن هرچه گویم همه گفتهاند | برِ باغِ دانش همه رُفتهاند
اگر بر درختِ بَرومند جای | نیابم که از برشدن نیست پای
توانم مگر پایگه ساختن | برِ شاخِ آن سروِ سایهفگن
کسی کو شود زیر نخل بلند | همان سایه زو بازدارد گزند
ازین نامور نامهی شهریار | بمانم به گیتی یکی یادگار
تو این را دروغ و فَسانه مدان | به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان
ازو هرچه اندرخورد با خرد | دگر بر ره رمز معنی برد
یکی نامه از گه باستان | فراوان بدو اندرون داستان
پراگنده در دست هر موبدی | ازو بهرهیی نزد هر بخردی
یکی پهلَوان بود دهقاننژاد | دِلیر و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهی روزگار نُخُست | گذشته سَخُنها همه باز جست
ز هر کشوری موبدی سالخوَرد | بیاورد کین نامه را گرِد کرد
بپرسیدشان از کَیان جهان | وُزان نامداران و فرّخ مِهان
که گیتی به آغاز چون داشتند | که ایدون به ما خوار بگذاشتند
چگونه سرآمد به نیک اختری | بریشانبر آن روز کُنداوری
بگفتند پیشش یکایک مِهان | سَخُن های شاهان و گشت جهان
چوبشنید ازیشان سپهبد سَخُن | یکی نامور نامه افگند بن
چُنین یادگاری شد اندر جهان | برو آفرین از کِهان و مِهان
حسان در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
دوست من یک دفترچه داشت,یکسری غزل توش بود من به شانس دفترو باز کردم این غزل اومد بعد از یه دفتر دیگه کع ونم یسری شعر داشت یک صفحه کندم, همین شعر اومد چند روز پیش هم با دیوان فال گرفتم هم با این سایت هردو همین شعر در اومد نمیدونم معنی و مفهوم شعر برای من چیه امیوارم خوب بیاد
اردبیلی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
دوغوردان استاد دئمیشی کیمین بیزیم تورکی دیلیمیز چوخ شیرین وبویوک دیلدی.نه موتلو تورکوم دییه نه.
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
همیشه بیدار
ای عالم بالفطره !!!!!، ای دریای محبت به کامت قطره، ای مدعی اسلام محمدی ، ای مخرّب اسرار سرمدی ، ای در بیشه ی شیران ناحق خفته ، ای گوی زن میدان خرافاتِ ناگفته
شرم و حیا قورت دادی و زحمت دیگران به حُبوط
این چه ناپخته گویشی بود و چه ناسنجیده کوششی
،،،،
گر که اسلام به چون تو صنمی! زیور شد
من و آن وادی کفران و فراخای گریز
،،،،
جناب محمدی بارها توضیح داده اند که بعضی حاشیه ها خود به خود از سایت حذف می شود
و بعضی را هم مصلحت نمی بینند
هنوز حاشیه ی شمس شیرازی گرامی درج نشده که میگویی :{ ”حق و حقیقت گویا به کام برخی تلخ است وبه مذاق هرکسی سازگار نیست“
عوض تشکر بود؟
آیا همه ی مدعیان دین چنین کُلُفت گفتارند؟
بشتاب ، که دیوار حاشا بلند است و ماستمالی تو ملنگ
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن:
کار مردان روشنی و گرمی است کار دونان حیله و بی شرمی است راهم من شنیدم در این شعر و جود داشته که در اینجاه من ندیدم
علیرضا محدثی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۹:
مصرع دوم دچار اشکال وزنی ست و باید به این گونه اصلاح شود :
ﺩﻳﻮﺍﻧﮕیی ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻳﻮ ﺁﻥ ﻧﮑﻨﺪ .
آتایای در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » دنیا نه یالان تاپماجادیر؟:
اوستاد شهریار تورکین وهابه له فارسین قودرتلی شاعیری
ییرین جنت یوردین آباد
آتایای در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
ییرین جنت یوردون آباد
اوستاد شهریار تورکلرین افتیخاری
یاشاسین آزربایجان
مسعود در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
سرکار خانم امینه رضایی
ضمن عرض سلام و احترام،
از پاسخ جامع و کامل شما به سئوالاتم بسیار ممنونم. از خواندن آن لذت بردم و بسیار آموختم .
همیشه بیدار در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
جناب شمس شیرازی حق و حقیقت گویا به کام برخی تلخ است وبه مذاق هرکسی سازگار نیست.
شمس شیرازی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
،
جناب سردبیرحاشیه کوتاه حقیر را اندک زمانی تاب نیاوردند .
تا یکی دیگر از دوستا ن گنجور را حذف کنند.
بنا گویا بر جذب نیست.
حامد در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
بسیار زیباست این شعر
در مصرع اول خیام میگه که ای کاش در این دنیا هیچ وقت از اول حضور پیدا نکرده بودیم و همیشه در خواب عدم و بی خبری فروخفته بودیم .
در مصرع دوم میگه که حالا که به این دنیا پا گذاشتیم اقلا ای کاش این اومدنمون معنی و سرانجامی داشت .
در بیت دوم هم آرزو می کنه که حالا که از عدم به این مهمانی (زندگی) در دنیا دعوت شده ایم و این مهمانی هیچ غایتی هم نداره ، حداقل ای کاش بعد از پایان این مهانی باز هم امید داشتیم یک بار دیگه به اون دعوت بشیم حتی شده بعد از صد هزار سال .
مجتبی خراسانی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۷:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
بیدل، میرزا عبدالقادر عظیم آبادی، پیر میکدۀ سخندانی و افلاطون خم نشین یونان معانی است. که را قدرت که به طرزتراشی او تواند رسید. و که را طاقت که کمان بازوی او تواند کشید.
چنانچه خود جرس دعوی می جنباند:
مدعی، در گذر از دعوی طرز بیدل/سحر، مشکل که به کیفیت اعجاز رسد
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
این همه پروفسور داشتیم و نمی دونستیم؟ جل الخالق!
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:
مولوی که شاخص ترین عارف تمام زمانها؟؟؟؟؟
ناشناس در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » مدح حضرت علی (ع):
درود
خرافه این است که حقایق هستی را نبینیم و خوش باشیم به حرکت در سرازیری و گمراهی.
چه خوب است انسان این اندازه خود را بزرگ نبیند و به گمراهی خشنود نباشد.
دست و پایی بزند و دستگیره ی محکمی بیابد برای روز ناداری و تنهایی....
کبر و غرور و شادی به گمراهی، کار شیطان بود.
انسان اما از شیطان قوی تر است و بدا به حال ما اگر خود را در سطح شیطان پایین بیاوریم.
محمدرضا جراح زاده در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:
کاش شیخ سعدی بجای کلمه ی "پسر" در این مصرع:
جفا ز حد بگذشت ای پسر چه میخواهی
مینوشت "صنم" ، یا لااقل مینوشت "جگر" :(
جفا ز حد بگذشت ای صنم چه میخواهی
جفا ز حد بگذشت ای جگر چه میخواهی
میشه اصلاحش کرد
همیشه بیدار در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » مدح حضرت علی (ع):
شما که یک آیه قرآن را می خوانید پس آیات دیگر را چرا نمیخوانید؟
سوره نجم، آیات 1 تا 12
به نام خدای رحمان و رحیم.
سوگند به اجرام آسمانی هنگامی که غروب می کنند (1).
که هرگز همنشین و دوست شما (محمد) نه عمدا از صراط مستقیم منحرف شده، و نه به خطا (2).
و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی گوید (3).
آنچه می گوید به جز وحیی که به وی می شود نمی باشد (4).
اسراری است که جبرئیل شدید القوی به وی آموخته است (5).
کسی که به خاطر راءی و عقل کاملش بر چنین مقامی رسیده (6).
و در بلندترین افق جای گرفته (7).
و در عین بلندی رتبه اش به خدا نزدیک و نزدیک تر شده (8).
او رسول را آنقدر بالا برد که بیش از دو کمان و یا کمتر فاصله نماند (9).
در آنجا بود که خدا به بنده خود وحی کرد آنچه را که وحی کرد (10).
قلب پیامبر آنچه که دیده بود صادق بود (11).
بـا ایـن که خدا بر صدق او شهادت می دهد شما مشرکین می خواهید با اصرار خود او را در آنچه دیده در شک بیندازید؟! (12).
بله پیامبر (ص) یک انسان بود ولی نه مثل من و شما!
اینها اغراق و خرافه نیست!
زری در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طوطی » گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای: