برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۲ در پاسخ به nabavar دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
از من بگوی عالِم تفسیرگوی را
گر در عمل نکوشی نادان مفسری
به عالم تفسیر گوی بگوی اگر عمل نکنی مفسری نادان هستی
درباره عالم تفسیرگوی داوری نکرده و نگفته کارش تنها حرف است .
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۹ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
شما گمان میکنید همه کسانی که سعدی میخوانند بی سوادند که ندانند فضیح چیست ؟ برادر من وازه فضیح در این بیت هیچ جایی ندارد به هیچ عنوان - با سیاق کلام جور نیست
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۷ در پاسخ به یاسان دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
شعر ناشناس ترین مردم جهان دین ورزان نا اگاهند
فردا فصیح باشی اگر عذری بگستری
اگر اندکی به زبان اشنا باشید میدانید که به هیچ گونه فضیح در این سروده جای ندارد
میگوید امروز به فصاحت خود مینازی مناز فردا فصیح باشی اگر بتوانی عذری بگویی
ان واژه که به معنی رسوا است مفضوح است و نه فضیح که هیچ کدام در این بیت نمیتواند بنشیند و از نگاه معنایی نادرست است
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۳ در پاسخ به یاسان دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
امروزه غرّهای به فصاحت؛ که در حدیث
هر نکته را هزار دلایل بیاوری
فردا فصیح باشی در موقف حساب
گر علتی بگویی و عذری بگستری
اگر اندکی به زبان اشنا باشید میدانید که به هیچ گونه فضیح در این سروده جای ندارد
نخست انکه میگوید امروز به فصاحت خود مینازی مناز فردا فصیح باشی اگر بتوانی عذری بگویی
- انکس که بتواند فردا روز رستاخیز عذری بگسترد که دیگر مفضوح نیست دیگر انکه فضیح یعنی رسواگر چگونه فردا روز رستاخیز رسواگر باشد
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
هشدار تا نیفکندت پیروی دیو
در ورطهای که سود ندارد شناوری
پرویز شیخی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۵ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۸:
دوست محترم سخنان شما فقط از روی تقلید است والا من برای یک به یک گفته ها چندین سند و دلیل دارم
پس قبل از سخنان کلی و بی دلیل و تقلیدی که زدی شایسته بود در مورد هر چیزی سوال میکردی
حمید محمدی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
بنام خداوند ملک آفرین
البته در زمانه ای زندگی میکنیم که نصیب و قسمت بی معنا شده
رزا آزاد در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷:
واژهها
بیت ۲: رَستن: نجات یافتن
بیت ۳: عُطارِدوار: مانندِ عطارد که پیشینیان آن را ستارۀ دانشمندان و دبیران میدانستند // دفترباره: عاشقِ خواندن و نوشتن. شیفتۀ مطالعه // زبردستِ کسی نشستن: بالا دستِ او قرار داشتن. از او برتر و بالاتر بودن
بیت ۵: آبدست: وضو. دستنماز
بیت ۷: خَستن: زخمی کردن
بیت ۸: مبادم: مرا مباد. امیدوارم برای من نباشد // سر: امید و آرزو، یا خواست و اراده // بسوزا: مخفف «بسوزاد» (فعل دعایی). امیدوارم که بسوزد
بیت ۹: کِنِشت: محلِ عبادتِ یهودیها. کنیسه
بیت ۱۰: جَعْد: (کنایه) زلف. گیسو // شَست: دام. تور
بیت ۱۱: چشمسیر: خشنود و خرسند. قانع و راضی
بیت ۱۲: لنگان: افرادِ لنگ و شل // لنگ رفتن: خود را به لنگی زدن و مانند انسانهای لنگ راه رفتن
بیت ۱۴: بُریدن: جدا شدن // اِستم: ستم. ظلم و بیدادگری
بیت ۱۵: ری: حرف «ر» از حروف الفبا
بیت ۱۶: جماعت: کنار هم قرار گرفتن. به هم پیوستن
بیت ۱۷: ظاهرا “مُفتَرَس”: احتمالاً به معنی «دریده و پاره شده» است
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
عید فطر با پایان فصل گل مقارن شده است و دوستان چشم به راه حال خوشاند، ای ساقی! در ماه نو به شگون دیدار چهره شاه، شراب بیاور!(ایهام: چهره شاه ماه است- دیدار این چهره عید فطر را میآورد"قالت ما هذا و نحن صیام/قلت وجهک بدر والصیام بعدها حرام. معشوقه:این افطار چیست در حالی که ما همه روزهایم گفتم: چهرهات ماه عید است و روزه پس از آن حرام)
۲- پس از پایان فصل گل به کلی از حال خوش دل کنده بودم، ولی همت و شوق روزهداران اثر نیکو بخشید.
۳- میوه حال خوشم، دل نبستن به جهان و در پی مستی حال خوش بودن است. آری مستی را از جام و دل نبستن را از گذرا بودن پادشاهی جمشید جویا شو!( لف و نشر مشوش- خانلری: ز مستی سوال کن)
۴- جز جانم نقد دیگری ندارم، شراب کجاست تا افزون بر جانم نثار ساقی و کرشمههایش کنم.
۵- اکنون به دولتی با شکوه رسیدهام در کنار پادشاهی بخشنده، خداوندا از گزند چشم بد زمانه برایم پایدار نگاه دار!
۶- با شعر من شراب بنوش که جام گوهر نشان تو با شعر من که چون مروارید شاهانه است، زیبایی مضاعف میگیرد.
۷- اگر سحری نخوردیم چه اشکالی دارد، شراب صبحگاهی بیاور! مشتاقان معشوق، با شراب افطار میکنند( این بیت در خانلری نیست)
۸- آنگاه که چون تو بخشندهای پردهپوشی کند، دلمان را که چون سکهای بیبهاست مورد بخشش قرار ده!
۹- آری میترسم برایت ای زاهد! که در روز جزا تسبیح شیخ و جامه رند شرابخوار، همدوش هم در برابر پرودگار جلو روند.
۱۰- ای حافظ! اکنون که ماه روزه و روزگار گل تمام شده، چارهای جز بادهنوشی نیست که فرصتی نمانده است(برای حال خوش)
آرامش و پرواز روح
محمد سلماسی زاده در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:
در ابیات :
آویختم اندیشه را کاندیشه هشیاری کند
ز اندیشه بیزاری کنم ز اندیشهها پژمردهام
دوران کنون دوران من گردون کنون حیران من
در لامکان سیران من فرمان ز قان آوردهام
یک مفهوم بنیادین که در عرفان قدیم و معنویت جدید مشترک است دیده می شود و آن رهایی از افکار ناخواسته و توجه به خود واقعی است که آدمی را برتر از گردون سازد.
در بیت دوم هم "قان" مخفف قان قان به معنای خاقان است.
مراجعه به لغت نامه دهخدا و غور در معانی واژه "اندیشه" و شواهد عالی که مولفان آورده اند بسیار رهگشاست.
رستم نوروزی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام:
به نظر میرسد روزن کردن یعنی مشاهده افکار و ذهن و گذر کردن از شکاف بین افکار و دسترسی به جان و خرد الهی که درونمان هست .
مجید در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:
به نظرم صائب در این بیت پیشگویی جالبی از آینده داشته
هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند
چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است
چهره امروز در آیینه فردا فقط میتونه جریان دوربین و عکاسی و قاب عکس باشه
دیدن عکسهای قدیم که خاطره هستن
احمد اسدی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:
ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
روشن است که در این بیت حافظ میگوید که از تحولات روزگار تعجب نکن زیرا در دنیا از این دگرگونی ها بسیار اتفاق افتاده است. با نگاهی به دو بیت بعد و اینکه اسامی پادشاهان ایران باستان را با تاکید بر ناپایدار بودن حکومت آنها بیان کرده است، به نظر میرسد مفهوم اولیه از کلمه انقلاب همان دگرگونی های قدرت حاکمان و تحولات اجتماعی مرتبط با آن باشد. اتفاقی که حافظ در دوران خود چند بار با آن مواجه شده است.
اما در بیان شاعرانه همین مفهوم، کلمه انقلاب میتواند به صورت ایهام، به دگرگونی های فصل در زمین که به آنها انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی میگویند، هم اشاره کند.
واژه "مدار" که حافظ به عنوان فعل در عبارت " عجب مدار" به کار برده است، به صورت مجزا از مفهوم این جمله، میتواند به عنوان یک اسم در مفهوم مسیر گردش ستارگان به کار رود. در این صورت، کلمه های " انقلاب، زمانه، مدار و چرخ" همگی میتوانند به واژگان علم نجوم هم اشاره داشته باشند. بیانی شاعرانه که جدا از مفهوم ناپایداری وضع روزگار و دوران پادشاهان، با واژگان نجومی و تحولات فصلی نیز تناسب دارد.
انقلاب زمستانی (در نیمکره شمالی) در ستارهشناسی لحظهای است که خورشید از دید ناظر زمینی در حضیض یا پایین ترن ارتفاع از افق قرار دارد و انقلاب تابستانی (در نیمکره شمالی) لحظهای است که خورشید از دید ناظر زمینی در اوج قرار دارد.
انقلاب زمستانی در نیمکرهٔ شمالی یکم دی و انقلاب تابستانی در نیمکرهٔ شمالی یکم تیر ماه است که در انگلیسی به آنها به ترتیب winter solstice و summer solstice میگویند.
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸:
در بیت
اورا مجوی و علم طلب زیرا
بس کس که او فریفته باوا شد
بیگمان نمیتواند او را مجوی باشد و باید اوا باشد چرا که در دنباله اوا اورده و او در او را مجوی خوش نیست اگر بگوییم او به سخن پیشین برمیگرد که میگوید انکس که او به دنیی زیبا شد که بیگمان کسی به دنبال انکس که به او دنیی زیبا شد کسی در پیش نمیرود و اگر رود هم انچنان نیست که نیاز به پند ناصر خسرو داشته باشد
و بیرون از این هم او پیدا نیست
اوا یعنی شهرت
آوا مجوی و علم طلب زیرا
بس کس که او فریفته باوا شد
محمد یوسفی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
یکی از غزلیات بلندمرتبۀ حافظی، مخصوصا دو بیت پایانی (پیش از مدح)
محمدمتین عبدالهی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:
من این غزل را به گونهای دیگر دوست دارم ؛به گمانم زیباترینِ اشعار حافظ باشد !
سپاس از تو جناب حافظ و سپاس استاد تجویدی و استاد شجریان که اولین بار با ساز و آواز شما این غزل را شناختم .
Heydar Barsam در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
سلام خداوند بی صورت است و کل موجودات صورتند اگر این بیصورت بخواهد در یکی از موجودات بیشترین جلوه را داشته باشد کدام موجود لایق است ؟ انسان ؟ چرا ؟ حالا کدام انسان میتواند چنین ظرفیتی را دریافت کند ؟ جز انسان آگاه و فارغ از هرگونه اختلافی فارغ از هر دینی و هر تصوری ؟ و حافظ یکی از نادر انسان های کامل است که کاملا انسان بوده ؛ هم درشتی می کرده هم نرمی داشته و.....
آرش دلارام در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:
این رباعی رو میشه آینهی تمامنمای اندیشههای خیام دید. خوش بودن در همین لحظه و با خوشیهای سادهی همین جهان مادی و خاکی. اصل تفاوت خیام با بقیهی عرفا و شاعران در همین شعر دیده میشه که نشون میده خیام نه عارف بوده و نه به فکر دین و مذهب (چنان که میگه فارغ بودن ز کفر و دین دین من است) بلکه به فکر لحظهی حال بوده و به فکر همین دنیا و اون رو بزرگترین سرمایهی یک انسان خردمند میدونسته، چون به جز این چیز دیگهای برامون قطعی نیست. تنها این دنیاست که همه با قطعیت میدونن وجود داره، پس باید نگرانیهای بیخود رو کنار بگذاریم و همین امروز رو خوش باشیم.
امیررضا عرب دوحصاران در ۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
فکر میکنم در تفسیر بیت سوم هوش مصنوعی دچار اشتباه شده
منظور شاعر از بکشی به نظر بنده کشتن عاشق به دست معشوق است از شدت عشق عاشق و نه در آغوش کشیدن او .
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۱ در پاسخ به احمد خرمآبادیزاد دربارهٔ شمس مغربی » فهلویات » شمارهٔ ۹: