گنجور

حاشیه‌گذاری‌های پرویز شیخی

پرویز شیخی

تاریخ پیوستن: ۲۵م آبان ۱۴۰۲

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۴۶

ویرایش‌های تأیید شده:

۲


پرویز شیخی در ‫۳ ماه قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود:

متاسفم از تحریفات این شعر و تحریفاتی که از این شعر می شود.....

این شعر در مدح و معرفی جانشین و برگزیده  خداوند در زمین، حضرت روح القدس می باشد که از وی در این شعر با عنوان قاسم نور، جهاندار، شاه جهان، شاه زمین، شاه (ولی) عصر، هدایتگر، محمود نام برده شده و عطا کننده نور به کسانی است که نفس خود را  با او صلح می کنند  تا به زندگی جاودانه برسند...

روشن روان: بمعنی روح که از جنس نور است

نور : بدنی لطیف است که جایگزین جسم خاکی می شود

جان در بیت، چون نبودم درم جان برافراشتم،.. بمعنی شخصیت یا نفس منحصر به فردی  می‌باشد که هرکسی باید آنرا خودش خلق و در ازای نور با خداوند صلح کند

پرویز شیخی در ‫۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

تن و بدنمان را خداوند خلق میکند، اما نفس را باید خودمان خلق کنیم و چنانچه نفس منحصر به فرد خودمان رو بر اساس عقل پرورشی خلق کنیم میتوانیم نفس خود را به شه زیبا یا روح القدس در ازای دریافت نوری صلح کنیم ، در این حالت ما باید از شر تن و بدن خاکی رها شویم (مرگ جسمانی) تا نفسمان آزاد شود و در بدن لطیف نور قرار گیرد که در اینصورت میتوانیم نزد پروردگار جاودانه زندگی کنم، در این زمان به ما شاه (ملک یا فرشته) گفته میشود همچنین به ما روح نیز گفته میشود، چون روح از جنس نور است

پرویز شیخی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

تفسیر این بیت از نگاهی دیگر

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

خداوند ما را آزاد افریده، به همین خاطر نوزاد بشر دارای عقل و خرد نیست،  اما ما این توانایی رو داریم که از بدو تولد به کمک حواس پنجگانه خود به شناخت برسیم و عقل رو در ذهن خود پرورش دهیم تا در نوجوانی به رشد عقلی برسیم

 

اما مصرع دوم باید به این شکل تصحیح شود

گر نشود غنی او، آنکه بدو گمان دهی

و چنانچه کسی بواسطه آموزش و تعلیم نتواند عقل رو در ذهنش پرورش دهد، لاجرم او بجای تعقل به گمان و حدس روی می اورد

پرویز شیخی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

در این غزل زیبا تحریفی صورت گرفته 

با توجه به نظریه تفکیک نفس و بدن در بیت شماره ۳  بجای تن از واژه نفس استفاده شده .... چون تن میراست ولی نفس نامیراست پس بیت شماره۳ باید بدین شکل تصحیح شود

بمیرید بمیرید و زین تن ببرید

که این تن چو بندست و شما همچو اسیرید

 

پرویز شیخی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۸ در پاسخ به مصطفی محرومی دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

اگر به آدمیت برسیم به ما روح (بدنی از جنس نور) عطا می شود آنگاه می توانیم  نزد پروردگار برویم  و در آنجا  جاودانه زندگی کنیم

پرویز شیخی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۳ در پاسخ به غمناک ابددوست دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

دوست محترم، ما فقط براساس عقل پرورشی خود میتوانیم حقیقت از دروغ رو تشخیص بدیم والا گمان حدس نمی تواند ما را به حقیقت برساند ... و حقیقت این است فقط کسانی که به آدمیت میرسند میتوانند نزد پروردگار بروند و جاودانه زندگی کنند

تن آدمی شریف است به نفس آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر این درنده‌ خویی ز طبیعتت بمیرد

تا ابد زنده باشی به روان  آدمیت

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

بنگر تا چه حد است مکان آدمیت

 

پرویز شیخی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۳ در پاسخ به عباس جنت دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۶:

دوست محترم تمام سعی مولوی اینست که ما فرق  بین نسل آدم و و نسل انسان رو بفهمیم و به مقام آدمیت برسیم اما شما خیلی راحت کلمه آدم رو حذف کردی و بجای آن انسان نوشتی

پرویز شیخی در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

مولوی در این ابیات به پرورش عقل از طریق حواس و تحقیق و خلق نفس براساس عقل می‌پردازد.

اما  در ابیات 36 و 37  بناگاه «عقل» تبدیل به «علم»  شده

علم تقلیدی بود بهر فروخت/چون بیابد مشتری خوش بر فروخت

مشتری علم تحقیقی حقست/ دایما بازار او با رونقست

اصلأ حق تعالی چه احتیاج به علم بشر دارد ؟...بلکه خداوند مشتری عقل پرورشی ماست که بوسیله آن نفس منحصر به فرد خود را ساخته باشیم و در ازای آن به ما نوری عطا میکند

پس دوستانی که در پی حقیقتند ای ابیات را بذین شکل تغییر دهند

عقل تقلیدی بود بهر فروخت/چون بیابد مشتری خوش بر فروخت

مشتری عقل تحقیقی حقست/ دایما بازار او با رونقست

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

از لحاظ منطق این بیت بدین صورت صحیح است

مگر  فرشتگان نبودند که اسیر دیو ماندند
که انسان ره ندارد به مکان آدمیت

 

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

دوستان محترم

آدم با انسان دو مقوله کاملا جدا از همند و اگر معنی این دو کلمه رو متوجه بشیم بسیاری از ابهامات  برای ما مشخص میشه

طبق قرآن سه نوع بشر خلق شده

اول، بشری از مبدأ آب که به آنها فرشتگان گفته شده یا همان نئاندر تالها که جزو  جانوران بودند

.

دوم، بشری از مبدأ خاک که به آنها آدمیان گفته شده و آدمیان میتوانند عقل رو در ذهن خود پرورش دهند

.

سوم بشری از مبدأ گلی پوسیده و بدبو که به آنها «انسان» گفته شده و از جانوران هم پست تر و نفهم تر هستند به انسان، دیو، جن، شیطان، ابلیس هم گفته شده

.

انسان در اثر آمیزش مردان نئاندرتال با دختران آدمیان بوجود آمدند

.

...ما انسان را از نطفه ای مختلط آفریدیم... (76:2)

.

...ما انسان را از گِلی پوسیده و بد بو آفریدیم ... (15 :26)

.

...پدری (حیوان) که «انسان»  را به وجود آورد... (90:3)

.

...کشته باد انسان، چه بی عقل و ناسپاس است... (80 :17)

.

...انسان بیش از هر چیز سرِ جنگ وجدال دارد... (18 :54)

 

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۷ در پاسخ به غمناک ابددوست دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

چه ربطی داره.... این در مورد ماست که با پرورش عقل در ذهنمون میتونیم نفس یا شخصیت برای خودمون خلق کنیم که در اینصورت به ما نور عطا میشه و از جنس خدا میشیم

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

 

در این بیت آدمم آرزوست درسته و با درک آن بسیاری از اشعار مولانا و حتی قرآن قابل فهم میشوند

دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و آدمم آرزوست

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۰۱ در پاسخ به محسن جهان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۴:

طبق قرآن سه نوع بشر خلق شده

بشری از مبدأ آب که به آنها فرشتگان گفته شده یا همان نئاندر تالها که جزو  جانوران بودند

بشری از مبدأ خاک که به آنها آدمیان گفته شده و آدمیان میتوانند عقل رو در ذهن خود پرورش دهند

بشری از مبدأ گلی پوسیده و بدبو که به آنها «انسان» گفته شده و از جانوران هم پست تر و نفهم تر هستند به انسان، دیو، جن، شیطان، ابلیس هم گفته شده

انسان در اثر آمیزش مردان نئاندرتال با دختران آدمیان بوجود آمدند

...ما انسان را از نطفه ای مختلط آفریدیم... (76:2)

...ما انسان را از گِلی پوسیده و بد بو آفریدیم ... (15 :26)

...پدری (حیوان) که «انسان»  را به وجود آورد... (90:3)

...کشته باد انسان، چه بی عقل و ناسپاس است... (80 :17)

...انسان بیش از هر چیز سرِ جنگ وجدال دارد... (18 :54)

 اما تفسیر این بیت:

ناسپاسی ما بسته است روزن دل

خدای گفت که انسان لربه لکنود

 انسان بخاطر اینکه عقل خود را پرورش نمی دهد، ناسپاس است چون با عقل میتوان به درجه کمال رسید

پس آدمی که عقلش رو پرورش نمیده و شخصیت و نفس منحصر بفرد خودشو خلق نمی کنه، درواقع تبدیل به انسان میشه و ناسپاس

 

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۶ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۲:

ما ایرانیان بدون اینکه هیچ تحقیق و تعقلی کنیم در مورد هرچیز به چواب و باسخ اماده آن که در مغزمان ذخیره شده رجوع میکنیم، کف در اینجا به بدن فانی بشر اشاره دارد که در تمام بشر مانند هم است، مثل انسان و یا آدمیان و ما ابتدا باید بدانیم انسانیم یا آدمیم؟   چون طبق قرآن و کتاب مقدس، انسان  از بدن خود جز در جنگ و جدل و تکبر  استفاده نمیکنند و نهایتأ خواهند مرد.....اما آدمیان از بدنشان بعنوان نردبان استفاده می کنند و با پرورش عقل در ذهنشان، نفس و شخصیتی منحصر بفرد برای خود خلق می کندد و چون آترا با خداوند صلح کنند، هرگز نخواهند مرد

پس انسان  باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟ (86:5)

ما انسان را از نطفه ای مختلط (حیوان و آدم) آفریدیم (76:2)

پدری (حیوان) که «انسان»  را به وجود آورد (90:3)

کشته باد «انسان»، چه بی عقل و ناسپاس است (80 :17)

«انسان» بیش از هر چیز سرِ جنگ وجدال دارد (18 :54)

قطعاً انسان ظالم ناسپاس است... ابراهیم34

و انسان همواره بخیل است... اسراء

براستی انسان ستمگری نادان بود... احزاب

 

و انسان می‌گوید:آیا وقتی (از نظر جسمی) بمیرم، به راستی زنده بیرون آورده می‌شوم؟مریم 67

 

و ما انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم که نفس او چه وسوسه‌ای به او می‌کند، و ما از شاهرگ به او نزدیکتریم.... ق 16

 

سپس انسان بعد از این  قطعاً خواهد مُرد (23:15)

پرویز شیخی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۳ در پاسخ به جمشید پیمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

درود بر شما این ابیات صحیح هستند

پرویز شیخی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۳ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

روح القدس، جانشین خداوند در زمینه، روح القدس بنده خداست و مسیح و هدایتگر و برگزیده خداوند برای تمامی انسانهاست، روح خدا بر روح القدسه و در ثالوث یعنی خدای واحد و وحدت هست  

پرویز شیخی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن:

دوستان چون اکثر کامنت های من حذف می شوند شما بگویید آیا بیت زیر سروده مولویست؟

 

عجل با آن نور شد قبلهٔ کرم

قبله بی آن نور شد کفر و صنم 

در بیت فوق  عجل بمعنی گوساله هست پس  بدین صورت معنی می شود

گوساله با نور خدا قبله کرم شد

قبله بدون نور خدا مرکز کفر و بت پرستی شد

منظور کدام قبله بوده که مرکز بت پرستی شده؟

پرویز شیخی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۹ در پاسخ به مسلم فلاح دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند:

دوست محترم

به موسی گفته شده تو را برای انسانها برگزیدم

موسی در آیه قبل زمانی که کلمه خدا رو میبینه کشته میشه ولی در نور زنده میشه و به حیات جاودانه میرسه و منبعد بشر نبوده بلکه روح و پادشاه خوانده شده

پرویز شیخی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۵ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۸:

دوست محترم سخنان شما فقط از روی تقلید است والا من برای یک به یک گفته ها چندین سند و دلیل دارم

پس قبل از سخنان کلی و بی دلیل و تقلیدی که زدی شایسته بود  در مورد هر چیزی سوال میکردی

پرویز شیخی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانه‌های ضحاک:

ادمین محترم

با سلام و عرض ادب

برای پیوستگی داستان ضحاک و جمشید ، میبایست  بخش 3 با بخش 4 جابجا شود

با تشکر

۱
۲
۳