رشیدی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
آقای اسماعیل فارغ از اینکه مصراع اول بیت آخر از لحاظ وزنی ناصحیحه اما اگه میتونید یکی نه بهتر از این که مثل این بسازید.
این شعر،دختر ما شا[ه] نداره صورتی داره ما[ه]نداره ... نیست.این شعر مفهومی داره که گاهی وزنو به چالش میکشه.
علی سهرابی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۶:
ببخشید: این رباعی.
ضمنا این رباعی را من هم در دیوان شمس دیده ام هم در مجموعه رباعیات خیام آربری.
علی سهرابی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۶:
این رباعی را باید جزو رباعیات سرگردان دانست، یعنی آنها که به دو یا چند تن منسوب اند، و سراینده واقعی آنها دقیقا مشخص نیست. اما نظر و برداشت من اینکه: این رباعیات بیشتر خیامانه است تا شمسانه.
امیررزمجو در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
به نظر من منظور حضرت مولانا از فعل به رقص آ، نه وجه امری فعل است که فعلی ست اخباری که تمام ذرات وجود آن حضرت ز شوق آن موعود ازلی و ابدی در رقص و پایکوبی بود و تمام ذرات عالم امکان را از شوق آن یوسف مصری در رقص و پایکوبی یافته بود که زبان به بین حال گشود که چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ
nabavar در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
آقا مهدی گرامی
من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد
آنقدر نازکی و لطیفی که اگر ترا آهسته دعا کنم نیز به طبع تو آسیب می رسد
فریدون مشیری نیز در همین مضمون :
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند
ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند
زنده باشی
nabavar در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
و آنگاه که سر در جیب مراقبت فرو برده بود و غرق در افکار پریشان ، ناگاه سر بر آورد و فریاد که یافتم یافتم،:
پوشید بدین حیله رخ نیکو را
تا هر که نه محرم نشناسد او را
لیک انکه زرنگ است شناسا و زبل
نادیده رخش ، بوی کند گیسو را
مهدی مرواریدزاده در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
دوستان ممنون میشم بابت بیت
چه بگویم که تورا نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد
کمی توضیح به بنده حقیر بدهید.
ویتو آندولینی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
به قسمت کامنت ها رجوع کردم بلکه از نوشته های دوستان جهت درک بهتر شعر مولانا بهره ببرم ولی بحث ها همه پیرامون حضرت چاوشی بود. ظاهرا خدمتی که حضرت چاوشی به ادبیات پارسی کرده بیشتر از مولانا بوده! که انقدر به ایشون پرداخته شده!!!
روز در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:
مقصود از سفر بیما شهود است که زمانی بوقوع میپیوندد که حضور از منیت رها میشود.
و در این عالم بی منیت دیدار معنا میسر میشود.
مولانا در مصرع دوم بیت چهارم (ماییم همیشه شاد بیما) تاکید میکند که شادی حقیقی در گرو رهایی از منیت است.
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
عبیداله گوید روزی به بازار نشابور جغلکی که برای خرید جامه سال نو پاپایش را دوان دوان دنبال میکرد ،یهودی عسلی میان و زرتشتی زنار بسته ای را ناغافل فلافل خوران رویت نمود به بابا قوچعلی اش گفت: بابا قوچی آنک جهود وآنک مجوس ولی قوچعلی سربزیر بود!به ناگاه دختر ترگلی از میان هر دو پدیدار شد با نوارکی بر بینی کشیده تا بناگوش صدا زد: بابا قوچی آنک گنج وانک منج شاید هم سنبور(زنبور).بابا قوچی زیر سرش بلند شد و شکم خود را به اندرونی هل داد که شنید:
ایش ایش ایکبیری
هماندم حاج آقا شیخ ابوسعید که با تبلت خود ور میرفت و از اداره زمین شهری برمیگشت تا مالیات بر ارزش افزوده رباعیات خود را قسطی پرداخت کند شنید و همچنان که لب خود را میگزید گفت:قوچعلی فرزند خردم به هوش باش پلیز و رو به دختر گفت عزیز دل برادر
پوشید بدین حیله رخ نیکو را
تا هر که نه محرم نشناسد او را
قوچعلی که از این همه ماجرا که تازه سال نو نیامده و بر وی رفته است جا خورده بود شگفت زده شده بود از زبان و دهانش در رفت که کو بقیه اش.حاجی که دخل و خرجش میزان نبود به خاطر گل روی همه
قول شرف دارد نیم دیگر رباعی را تا سال دیگر کامل خواهد کرد باشد که مالیاتش جور شود.والله اعلم.
مرتضی اصغریه اهری در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۴ - در رثای شهید بلخی:
لطفا مفهوم دقیق بیت دوم را توضیح بدهید.
(از شمار دو چشم یک تن کم - وز شمار خرد هزاران بیش)
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
و به همین دلیل یعنی اشاره به عسلی زرد رنگ است است که سعدی از "آنک" بهره گرفته که وازه ای است برای اشاره به دور و تشخیص یعنی آنجا را یا آنجا را ببین که عسلی بسته
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
یعنی کسی میان شهد لب شیرین تو و شهد زنبور به نادرستی نمی افتد چرا که از پیش بر میان زنبور عسلی دوخته شده و زنبور هم پذیرفته است همانند یهود و زرتشتی در میان مسیحیان و مسلمانان
از این مقایسه ها در ادبیات ما کم وجود ندارد.
nabavar در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
آنک عسل اندوخته دارد مگس نحل
شهد لب شیرین تو زنبورمیان را
به تعبیری دیگر می توان گفت: زنبور نیز از شهد لب شیرین تو {نازک میان} عسل اندوخته دارد.
اما {آنک عسلی} را بیشتر می پسندم با توضیح بانو مرسده
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
اما اگر عسلی را بپذیریم که به نظرم درست تر است و آن را چنین بخوانیم که "میان" در نیم بیت دوم به زنبور برگردد و نه "تو" :
آنک عسلی دوخته دارد مگس نحل
شهد لب شیرین تو!،زنبور،میان را
آنجا را ببین که چگونه عسلی بر میان زنبور عسل دوخته شد از شهد لب شیرین تو
و این از هر نظر زیبا است و ساده
کافه رویا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳:
سلام عزیزان نظرات همه در خور توجه است دیوان شمس نگاه جناب مولوی به حکیم و طبیب خود، جناب شمس تبریزی که همان شمس من و خدای من است . حال حق بدهیم که او خدا را در وجه ابدال حق دیده و فرموده است که خود را با ابدال مقایسه نکنید که کم کسی ز ابدال حق آگاه است . جنابشان در حقیقت بینی و حقایق گویی همواره اشاره به سر دلبران دارد. او ز خم عیسی با خبر شده و همه را خبر میداد.
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
گل مژده بازآمدنت در چمن انداخت
سلطان صبا پر زر مصریش دهان کرد
گل سرخ پیام آور بازآمدنت به گلزار(سرزمین مادری) شد،زمانی که شکوفا شد و دهانش به لطف باد صبا پر از زر مصری(ریسه زرد) شد.
از دامن که تا به در شهر بساطی
از سبزه بگسترد و بر او لاله فشان کرد
از دامن کوه تا دروازه شهر بساطی از سبزه بگسترد و لاله افشانی کرد.
جلال در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:
چگل . [ چ ِ گ ِ ] (اِخ ) ۞ ناحیتی است و اصل او از خلخ است و لکن ناحیتی است بسیارمردم و مشرق او و جنوب او حدود خلخ است مغرب وی حدود تخس است و شمال وی ناحیت خرخیز است . (حدود العالم ص 52). نام شهریست از ترکستان که مردم آنجا بغایت خوش رو می باشند، و در تیراندازی عدیل و نظیر ندارند. (برهان ) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). شهری است به ترکستان که منسوب بدانجا را چگلی گویند و به خوبرویی و تیراندازی معروفند. (انجمن آرا) (آنندراج ). یکی از شهرهای معروف ترکستان قدیم . نام شهری است از ترکستان قدیم که ظاهراً مردم آن شهر به زییایی معروف بوده اند، و بدین مناسبت شاعران در اشعار خود خوبرویان را بدین شهر نسبت داده یا به مردم این شهر تشبیه کرده اند : «... و هرچیزی که از ناحیت خلخ افتد و از ناحیت خرخیز افتد از چگل نیز خیزد». (حدود العالم ).
گفتم که گر دو تیر گشاید سوی چگل
گفتا یکی چگل بستاند یکی ختن .
سامانی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
خشم یاران فرع باشد اصلشان عشق تو است
در نسخه های مختلف این طور نوشته شده
آوا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را: