س ش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
گفتم سخن تو گفت حافظ !.. گفتا:
'"شادی همه لطیفه گویان صلوات"
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
میشود اینگونه هم برداشت کرد که قصاب از یک سو دم و جان میش را میگیرد وز سوی دیگر با دم ساختگی در کالبد بی جان میش آن را پف کرده و پرواری نشان میدهد تا به دیگران قالب کند و هدف او فریفتن است ولی در کار خدا فریب نیست و دمیدن او گونه ای دیگر است
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
این یک مثل بود و گر نه لطف او چنان است که کسی را نمیکشد بلکه نجات میدهد.
منظور مولانا این است که چگونه قصابی که فقط میکشد برای زنده و مرده یک میش دفتر و دستک داشته باشد و خدایی که همه چیزش حساب و کتاب دارد و به فکر نجات بنده اش هم میباشد نه
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کُشد آنگاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
هلیدن و هشتن همان گذاشتن و نهادن است
نهلیدن:نگذاشتن
حتی قصاب که با خنجر سر میش را میبرد نمیگذارد کشته خود را(به حال خود) نخست میکُشد و سپس میکشد(وزن میکند)
وقتی دم(نفس) میش نماند با نفس خود آن را باد میکند.
باد کردن پوست میش برای راحت کنده شدن پوست آن است.
میگوید زنده و مرده آن برایش مهم است که هم پیش از مردن و هم پس از آن آن را وزن میکند
پیام شعر این است که هر کاری حکمتی دارد و به قول سعدی:
خدا گر به حکمت ببندد دری
به رحمت گشاید در دیگری
بانو در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
چرا بعضی از ما فکر می کنیم که اگر شاعری، مرد جوانی رو توصیف کرد حتما از مافی الضمیر خودش خبر میده؟ چرا نمی تونیم کمی تخیل به خرج بدیم و فکر کنیم که شاید روزی دختر زیبارویی به دیدن سعدی یا حافظ رفته و از او خواهش کرده شعری در وصف مرد جوانی بگه که معشوقشه؟ چرا شاعران بزرگ ما نباید گاهی از زبان زنی شعری گفته باشن؟ این چه نگاه مردسالارانه ای هست که فکر می کنیم چون شاعر مرد هست باید حتما معشوق، زن بوده باشه؟ شاعر مرد نمی تونه برای دل زنی، خودش رو جای او بگذاره و معشوق زنی رو توصیف کنه؟
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۰:
سرمه نو باید در چشم دل..
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۴:
عشق گرفتست جهان ...
مسعود در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
در پاسخ دوستی که در مورد معنای مصراع "پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را" پرسیده بودند:
از "سر" به معنی سرِ تزویر نیست، اگرچه معنی تقریبا با آن که دوست دیگرمان اشاره کرده اند تفاوت چندانی ندارد. ولی معنی آن میشود:
پرده را از سر خود برداشتیم (اشاره به خرقه که بر خود می افکندند و نشانه ی زهد و پارسایی بود) تا حقیقتمان که آکنده از کفر است دیده شود.
سید احمد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزباننامه » باب ششم » داستانِ موش با گربه:
سطر سی آیه مبارکه اشتباه نوشته شده است، لطفاً تصحیح نمایید: و لکن لیطمئن قلبی
علیرضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:
دوستان اگر زندگینامه و بقیه اشعار خیام و افرادی که از قدیم درباره او نظر دادن را مطالعه بفرمایید میبینید که منظور شاعر همین ظاهر مشخص و مبرهن شعر هستش نه عرفان و تصوف و چیزهای دیگر
علیرضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:
نجمالدین رازی با توجه به محتوای الحادی رباعیات خیام اظهار نظرهایی منفی دربارهٔ او دارد. در مقابل، کسانی دیگر[الفاظ طفرهآمیز] درصدد تبرئهٔ او برآمدند و رباعیاتی از قول او ساختند که حاکی از پشیمانی و توبهٔ او باشد. کسانی[الفاظ طفرهآمیز] هم – بیشتر در دورهٔ معاصر – درصدد برآمدند که بگویند اصلاً این رباعیها از خیام نیست، و از شخص دیگری به همین نام است. نجمالدین رازی، به عنوان نخستین فرد، در کتاب خود (مرصادالعباد) اشارههای بسیار تند و صریح نسبت به خیام دارد و با توجه به محتوای رباعیات او میگوید که این آدمی بودهاست مادیمآب و دارای انحراف فکری، و دو رباعی به عنوان شاهد از او نقل میکند و میگوید که اینها شعرهایی است حاکی از بیاعتقادی نسبت به مبانی دینی و یکی از آنها این است:
دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه او فکندش اندر کموکاست؟
گر نیک آمد، فکندن از بهر چه بود؟ ور نیک نیامد این صور، عیب که راست؟!
میگوید؛ خیام با توجه به این سروده اعتقاد دارد که خدا ما را خلق کرد. اگر یک ترکیب خوبی از آفرینش هستیم، پس چرا ما را در «کموکاست» یعنی رنج و محنت انداخت؟ اگر هم ترکیب بدی هستیم، پس تقصیر کیست؟ کسی که ما را خلق کرده در واقع اینطور خلق کرده، ما که خود به اراده خود نیامدیم، به اراده خود ساخته نشدیم، پس تقصیری نداریم و مجازات هم دربارهٔ ما و عذاب ما معنی پیدا نمیکند.
دوستان عزیز کلا خیام را از دید نجم الدین راری ببینید که حدود صد سال پس از خیام درباره خیام نوشته بعد اظهار نظر عارفانه بکنین
محمد مهدی دانشی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش بیست و دوم » بخش ۸ - الحکایه و التمثیل:
بیت هشتم مصراع دوم باید باشدخداوندا محمدرا نکو دار
احسان در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
توی دکلمه شعر خَرامیدن تلفظ شده که خُرامیدن درسته
آرش آذیش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۷:
تجلی «صیقا» دیدار چون آیینهام اما
نمیباشد به نابینایی حیرانیام زنگی
سلام و سپاس،
صیقا به صیقل تصحیح شود.
با تجدید حرمت
سید میثم تمار در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
سلام به همه عزیزان
از دوستان میخواهم تا معنی این ابیات را برای بنده تذکر دهند. ممنون تان خواهم بود.
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
به خصوص کلمه "نهلد" را ندانستم به چه مفهومی به کار رفته است.
کسرا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
دلربا و مدهوش کننده
نوروز فولادی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
نوشته عباس آقا در رابطه با اشاعره بودن حافظ بی ربط نیست بسیاری از این اعتقاد را دارند چون حافظ شعر های زیادی در مورد تقدیر گرایی دارد از جمله:
گر رنج پیشت آید و گر راحت، ای حکیم
نسبت مکن به غیر، که این ها خدا کند.
در خرابات مغان ما نیز هم منزل کنیم
کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خورده مگیر
کمال داودوند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:
در این جا در این رباعی در مصرع دوم مشتهر به معنی شهرت یافته است
جمع این رباعی از 7710
رضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب:
ترجمه عنوان:
کشش معشوق عاشق را ، از طریقی که عاشق نمی داند و امید ندارد و به خاطرش نمی رسد ، و از آن کشش هم اثری در عاشق پدیدار نمی شود جز بیم همراه با نومیدی ، و همراه با آن ادامه طلب و جستجو .
پیوند به وبگاه بیرونی
سامان در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵: