گنجور

حاشیه‌ها

۸ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

داستان نی زن مثنوی را می فرمایید؟؟
که فرمود :
" گر تو بهتر می زنی بستان بزن " ؟!

روفیا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

بیگانه ی گرامی؛ گر تو بهتر میزنی بستان بزن

رضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

بیت امضاء حافظ از قلم افتاده است
نظر بر قرعه توفیق و یمن دولت شاه است
بده کام دل حافظ که فال بختیاران زد

امیر پیمان در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

متاسفانه برخی به تصور اینکه تمثیل تبدیل شدن بیسواد به مدرس معطوف به پیامبر است این غزل را از اساس اشتباه فهمیده اند. این غزل هیچ ارتباطی به پیامبر ندارد. غمزه به معنای عشوه و لوندی است. داستان خیلی ساده است. معشوقه حافظ به مکتب نمیرود ولی به غایت زیباست و با ناز و عشوه همه را شیفته میکند.
مشابه این تمثیل حتی در اشعار امروزی نیز یافت میشود و صد البته ربطی به پیامبر ندارد.

محسن بهدادنیا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر:

کاش کسی هم در مورد زیبایی شعر سخن میگفت

حسین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

آقای شجاع زاده، در کامنت اول گفته‌اید این پاسخ خیام به کسانی که او را بی‌دین می‌دانند است. لطفاً می‌توانید بگویید این کدام پاسخ است؟ کجا خیام در این رباعی شهادتین گفته که ما نمی‌بینیم؟

حسین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

از دکارت نشنیده‌اید؟ من شک می‌کنم پس هستم. این در گزاره‌هایی فلسفی هستند که شک کردن را دلیل بودن اعلام می‌کنند. چند صد سال پیش او خیام بزرگ مستی را دلیل بودن خویش اعلام می‌کند. هر خوانش دیگری از این مصرع نادرست است. من مستم پس هستم.

مسعود در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

معانی ابیات فقط آقا رضا
مستدام باشه

مسعود در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

نیکومنش چِش نخوری

شاهرخ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

میشه لطفا این شعر و ( نگفتمت مرو انجا که آشنات منم ) رو کامل معنی کنید و به این ایمیل بفرستید :
azizimilad24@yahoo.com
واقعا لف بزرگی میفرمایید

حسین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن » شمارهٔ ۱۲:

هنوز منطزرم بدونم معنی چخم چی هست لطفا جواب بدید ممنون

شاهرخ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

چون جوی

شاهرخ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

تازه مغز از صندوق جوحی رسته ، و جسته
خرد او لحظه به لحظه تازه میگردد
از یاد و حافظه ، گدایی نمیکند
فکرش ، چون حوی نو نو میرسد

شاهرخ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

میفرماید: بخواب ذهن و فکر مرو
بیدارشو به ابدیت و خداییت این لحظه ، و بیدار بمان
در هر سن و سال و وضعیتی که هستی ، از دنیای اوهام و تصورات خارج شو
تو در کشتی تن بخواب رفته ایی
هشیار شو

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۷:

جمله ملوک راه دین جمله ملایک امین
سجده کنان که ای صنم بهر خدای رحمتی
بنظر میرسد مراد از بت یا صنم انسان است که از جماد به گیاه و سپس به حیوان و در نهایت انسان تبدیل گشته و مکمل و امتداد رحمت خداوند است و به همین دلیل جمله آنها با ملایک مکلف به سجده در برابر این صنم گردیدند و کعبه که رمز زندگی و بینهایت خداوند است بر سر کوی این بت دلبری میکند تا این صنم دگر باره به بینهایت خداوند زنده شده و به اصل خود زنده گردد زیرا که مولانا جدایی انسان ، خداوند و زندگی را خطا دانسته در غزلی و جایی دیگر میگوید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید /هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
و باز به همین غزل باز میگردیم که میگوید :
اهل هزار بحر و کف ، گوهر عشق را صدف
زان سوی عزت و شرف سخت بلند همتی
و البته که این بت دربحر و کف بسیاری شناور است که بحر کنایه از زندگی و بینهایت خداوند و کف نشانه هم هویت شدگی ها و بندهای این جهان است که بایستی با همت بلند و سعی و ممارست خود را از این صدف سخت برهاند نا به عشق و عزت و شرف خود باز گشته و ادامه بینهایت زندگی یا خداوند شود و این امتداد است که از نظر عرفا هرگز سکون نداشته و دارای پیوستگی ابدی میباشد .
با برنامه گنج حضور آقای پرویز شهبازی مفاهیم آثار مولانا را بهتر دریافت میکنیم
موفق و در پناه حق باشید

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۸:

8019

مسعود در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

با تشکر از رضا و معانی جالبش
بسیار استفاده کردیم

سروش در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد.
دوستان کسی معنی ابیات عربی این ترجیع بند و داره یا منبعی میشناسه که بشه ازش پیدا کرد ؟ممنون میشم پاسخ بدیت!

بهیار در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

حاشیه های خوبی نوشتید اما هیجکس اشاره ای به یکی از مهمترین ابیات این غزل تا کنون نکرده:
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
به نظر من این بیت کلیدی وبسیار آموزنده است. مولانا عشق را برترین قبله می داند او اسیر وطن و وطن پرستی نیست. . دعوای بسیاری از ما این است که مولانا افغان بوده یا پارسی یا رومی در جالی که او متعلق به عشق است. وطن پرستی ( نه وطن دوستی) از خطاها وخطر های بزرک انسان امروز است. متحجر بودن در پرستش یک قبله در اموزه های نهایی مولانا نیست. قبله او عشق است. هرگاه عاشق باشیم عاشق همه چیز هستیم عاشق همه انسان ها ؛ حیوانات؛ گیاهان و وهمه مکان ها اولویتی نیست قبله ای نیست.
آموزه های مولانا را به جد به کار بگیریم نه قفط بخوانیم و به به چه چه کنیم. امروز از خود بپرسید قبله گاه من کجاست؟ وطن من کجاست؟ و خود را با معیارهای مولوی محک بزنید.
وضع دنیا امروز این است:
این سو کشان با دلخوشان آن سو کشان با ناتخوشان یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گردابها
متاسفانه به کوته بینی بشر کشتی درجال شکستن است نه گدار. عاشق وبی قبله و قبیله باشید.

شیرین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۴:

دم او جان دهدت رو ، ز نفخت بپذیر
کار او کن فیکون است نه موقوف علل

بنظرتون اینطور خوندن مصرع اول این بیت صحیحتر نیست؟

۱
۳۰۴۲
۳۰۴۳
۳۰۴۴
۳۰۴۵
۳۰۴۶
۵۷۳۰