الهام در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
دوستان عزیز میشه راهنمایم کنید که چطور میتونم اشعار مولانارو درک کنم... مفاهیم خیلی سنگینن و من متوجه خیلیاشون نمیشم. نه در این شعر کلی گفتم.
Ellen در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷:
ممنون میشم اگر دوست عزیزی این چند بیت را معنی کند.
ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان
همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد
به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده
به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد
حسام در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
@مصطفی
بله.
حسین،۱ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد:
نسخه ی نیکلسون وزن شعر را شکسته توانای گرامی.
سراعدل ، درست است
زاد مرد نیز به مانای آزاد مرد است.
زنده باشی
مسعود ریاضی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
سلام
همیشه برایم سوال بود که چرا شاهنامه حضور کاووس در مازندران را اولین حضور ایرانیان در این سرزمین می داند. حال آنکه بارها قبل از آن از حضور شاهان پیشین در ساری و آمل نام برده بود. نکته ای که یکی از دوستان در یکی از نظرهای قبل اشاره کردند برایم جالب بود. ممکن است مازندرانی که فردوسی نوشته است با مازندرانی که امروز می شناسیم متفاوت باشد. برای این منظور خوب ست آدرس زیر را ببینید:
پیوند به وبگاه بیرونی
توانای دانا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد:
در نسخه نیکلسون مثنوی معنوی بیت نخست اینگونه است
راد مردی چاشتگاهی در رسید
در سرای عدل سلیمان در دوید
رحیم غلامی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش دهم » (۱۰) حکایت غزالی و ملحد:
به غزالی مگر گفتند جمعی که ملحد خواهدت کشتن چو شمعی
بترسید و درون خانه بنشست که تا خود روزگارش چون دهد دست
چو در خانه نشستن گشت بسیار دلش بگرفت از خانه بیکبار
یکی شوریده ای بودی ز کوشهد که کوشهدیش خواندندی درآن عهد
کسی نزدیک کوشهدی فرستاد که ای در راه حق داننده استاد
ز بیم ملحدی در خانه ماندم اگر عاقل بدم دیوانه ماندم
چه فرمائی مرا تا آن کنم من مگر این درد را درمان کنم من
از آن پیغام کوشهدی برآشفت بدان پیغام آرنده چنین گفت
امام و خواجه را گو ای ز ره دور چو حق را تو نه همرازی نه دستور
چو حق می کرد در اول پدیدت نپرسید از تو چون میآفریدت
بمرگت هم نپرسد از تو هیچی تو خوش میباش حالی چند پیچی
چو بی تو آوریدت در میانه ترا بی تو برد هم بر کرانه
چو غزالی شنید این شیوه پیغام دلش خوش گشت و بیرون جست از دام
تو را چون اختیار سابقت نیست بحال و کار حکم خاتمت نیست
چو راهت نیست در ملک الهی چنان نبود که تو خواهی چه خواهی
محمدرضا فتح الهی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:
بیت هفتم :الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه
لطفا اصلاح بفرمایید
حسین ترکمن نژاد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:
فرزانهٔ توس درست همین مضمون را در خطبهٔ داستان یازده رخ گفته:
سه چیزت بباید کز او چاره نیست/ وز آن نیز بر سَرْت پیغاره نیست:
خوری گر بپوشی و گر گستری/ سزد گر به دیگر سخن ننگری
کز این سه گذشتی، همه رنجِ آز/ چه در آز پیچی، چه اندر نیاز
رضای دیگر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:
در مورد بیت اول لسان الغیب به سادگی شروع حیرت را تجلی عشق و به کمال رسیدن حیرت را بروز وصل می داند.
Aziz در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:
هر کسی از ظن خود شد یار من...
اگر منظور خیام از می آب انگوره چرا بعدش میگه از ملک کاووس به است؟؟؟ اگه ملک کاووس رو داشته باشی ک بیشتر میتونی می بخوری... رند چیه پس؟ زاهد سالوس چیه؟؟ میخواین مشروب بخورین نوش جونتون، ولی خواهشا اینقدر سطح عرفای ایرانی رو پایین نیارید...
و البته عرفان هیچ ربطی به دین نداره اینقد از واژه عرفان و می عرفانی نترسید.
حسین،۱ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:
tr گرامی
گرمای خورشید در یک دم آنرا ذوب می کند.
تاب =تابش
خور = خورشید
زنده باشی
حسین،۱ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
یاشار جان
سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
می فرماید: دست روزگار هم سختی پیشت آرد و هم نیکبختی ، پس به آنچه داده رضا باش.
مقصود از قلم ، قلم سرنوشت است.
به گفته ی حافظ:
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
. که بر من و تو در اختیار نگشادست.
زنده باشی
حسین،۱ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۰:
بوب
(بو یا بُ) [ په . ] ( اِ.) فرش ، بساط خانه .
مریم در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۰:
بوب یعنی چه؟
یاشار در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی
یاشار در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
سلام
لطفا درباره این مصرع هم توضیح بفرمایید
ممنون
tr در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:
سلام
معنی این مصرع چی هست؟
تاب خور بگدازدش با یک نظر
علی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۴ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۹ - ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها:
دوستان عزیز گنجور سلام؛ خسته نباشید
اگه لطف کنید یک بار کل متن تذکره الولیا رو بازبینی کنید عالی میشه. بسیار بسیار جابجایی متن و غلط داره. شخصا از گنجور انتظارم بیش از اینه.
با تشکر
ماهان زندی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸: