امیر س در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
اگر جمله بدانی هیچ دانی...
۸ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع:
نادر گرامی
جان کلام در همین مقایسه است
مجاز و واقعیت
همیرضا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:
مصرع اول بیت هشتم در ضبط قدیمی گنجور (احتمالا مطابق تصحیح غلامحسین یوسفی) اینطور آمده:
«ندانست ازان دانه بر خوردنش
که دهر افگند دام در گردنش»
در نسخه فروغی به این شکل آمده:
«ندانست از آن دانهٔ خوردنش
که دهر افکند دام در گردنش»
و در این نسخه عموما کلماتی مانند «دانهای»، «خانهای» و ... به صورت «دانهٔ» و «خانهٔ» آمده است.
دوستان در مورد ضبط و معنای صحیح نظری دارند؟
منصور بنانی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون:
پیام مرگ و راز زندگی
Death is a stripping away of all that is not you. The secret of life is to “die before you die” and find that there is no death. Eckhart Tolle
مرگ، هر چه را که تو نیستی از بین می برد. راز زندگی این است: مردن قبل از مرگ و درک اینکه مرگی وجود ندارد. " اکهارت توله "
هر چه که تو نیستی شامل جسم (حس های بدنی)، ذهن (شامل افکار، هیجان ها و خاطرات) و دریافت های حسی از دنیاست که همگی ناپایدار و موقتی اند. با فرا رسیدن مرگ، همه این موضوعات آگاهی از بین می روند، ولی خود آگاهی ناب، باقی می ماند.
مرگ جو باشی ولی نه از عجز و رنج
بلکه بینی در خراب خانه، گنج "مولوی"
مرگ جویی"من کاذب" به خاطر نرسیدن به خواسته های سیری ناپذیرش و عادت شدید به ملامت خود است. تمایل به خودکشی از آخرین نقشه های خود کاذب و از بدبختی های انسان اسیر دیکتاتوری خود کاذب و افکار و هیجان های وابسته به آن است! و با بینش و درک عمیق نبودن خود کاذب، بسیار متفاوت است. اما از همین درد و رنج مصراع اول با پرسش گری محققانه و خودنگری بی غرضانه، و البته با جدیت و مراقبه مستمر، به مصراع دوم می رسیم: وقتی از خود می پرسیم که چه کسی یا چه چیزی در درون مان را ملامت می کنیم؟ ملامت کننده کیست؟ ملامت شونده چه کسی است؟ کسی یا چیزی را پیدا نمی کنیم! فکر یا هیجان را پیدا می کنیم ولی صاحب آن یعنی خود کاذب را خیر! و به مصراع دوم شعر مولانا می رسیم یعنی به هیچ بودن فضای بیکران درون و گنج عظیم "خود متعالی"
منصور بنانی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی:
اصل وجود من و درخت انگور
من این افکار، هیجان ها، حس های بدنی، دیدنی ها، شنیدنی ها و... نیستم، زیرا این ها دائماً در حال تغییر ند و با مرگ، خاموش می شوند. ولی آگاهی بیکران که اصل هستی من و این درخت انگور(رز) است، ازلی و ابدی است. نکته جالب اینکه حتی اصل دنیای خارج نظیر بوستان ها و درختان انگور و همه دیدنی ها و شنیدنی ها و بوئیدنی های آن، در فضای بیکران آگاهی است که در عمق جان من حضور دارد! دیدن ، شنیدن، بوئیدن، لمس کردن و چشیدن همه در درون من و در فضای بیکران آگاهی ورای فکر رخ می دهند.
خوشا به حال کسی که غرق شدن در موضوعات آگاهی نظیر دیدنی ها، شنیدنی ها، افکار، هیجان ها و...مانع درک او از مرگ پیش از مرگ (یعنی از یک سو آگاهی نسبت نبودن من کاذب و از سوی دیگر درک آگاهی بیکران ورای فکر در عمق جان) نمی شود.
چنین کسی می فهمد که حتی اصل وجود دنیای بیرون هم، آگاهی بیکران ورای زمان و مکان است، که در عمق جان ما حضور دارد.
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
درود
در سال های اخیر مفسران و حافط شناس های زیادی در تلاشند هستند که به می و باده و معشوق حافط بعد روحانی و الهی و فرا زمینی بدهند.اما این دوبیت حافط خود بیانگر این حقیقت است که حافط از می و معشوق زمینی حرف میزند.
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
درود
بیچاره حافط.خبر نداشته که در آینده این همه مصصح و خورده بگیر و منتقد و رند و لاف زن افسانه سرا و قصه گو و عالم و دانشمند پیدا می شوند که اشعارش را حلاجی و واکاوی کنند والله شاعر نمی شد.
عزیزان جان حافط برای دلش شعر گفته نه برای من و شما.آنجه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
علی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام
جناب رضا به نظرم حافظ بیشتر از 3 بیت آخر از غزل سعدی استفاده کرده. غزل زیبای از سعدی هست که کاملا مشابه مصراع چهارم این غزل
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بسیار سپاس از سایت خوبتون
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
درود
واقع بین باشیم.هرکدام از شما عزیزان که ذوق و هنر و استعدادی دز شعر سرودن داشته باشید آنچه که ابتدا به ساکن شما زا حذب می کند معنی و مفهوم و پیام فلسفه شعر نیست،در حقیقت ریتم و ،آهنگ و وزن و زیبایی کلام و طراوت لطافت چینش کلمات است.بنده اگر از خواندن متنی لذت نبرم ادامه نمی دهم یعنی اینکه محتوا و مفاهیم و پیامش دیگر برایم مهم نیست.حالا نویسنده هر مسلک و آیین و شخیصیت و خوش نامی و بد نامی که داشته باشد فرقی نمی کند.
در مورد ایتکه مطلع این غزل از یزید است یا نه بی اطلاعم.فرقی نمی کند که از چه کسی باشد.مطلع به ظبع حاقظ خوش آمده و عزل را با آن شروع کرده است.یادمان نرود که حافط قبل از اینکه فیلسوف ، معلم ،مدرس ،عارف و عالم باشد شاعر بوده است شاعر....شعر برایش در الویت بوده تا باقی .....
مازیار در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۴۹:
با سلام شعر درست است و کلمه درویش درست است. و ابوسعید هم از بزرگان دراویش بود و حرفی را بی ربط نمی گوید و این اتفاق میافتد چون درویش جز به خدا پناهی نمیبرد و خدا هم ظلمی که او شده جبران میکند ولی هر مظلومی اینطور نیست خیلی ها به غیر پناه برده و اصلا خیلی ها هم خدارا نمیخوانند.
محمود در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مراثی » در زوال خلافت بنیعباس:
در این روزگار فرصت گرفتن دیوان سعدی یا هر شاعر دیگری کمتر پیش می آید و چه کار پسندیده ای کرده اند عزیزانی که سایت گنجور را بنا کرده اند و فرصت مطالعه را در هر مکان و زمان و رخصتی به ما هدیه داده اند .پس از اینکه شعر یا نثری در اینجا میخوانم برای لذت بیشتر اکثرا حواشی را هم می خوانم و غالب اوقات مفیدند وکمک به درک بیشتر میکنند .چه بهتر که حواشی همان حواشی متن باشند و سعدی با نظر من وشما نه کوچکتر میشود و نه بزرگتر
منوچهر ناصری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
أین شعررأ مرحوم خانم خاطره پروانه در دستگاه ماهور خواندهو در یک سی دی تحت عنوان " موسیقی کلاسیک ایران" به شماره2-972060 به دوست داران شعر و موسیقی ایران هدیه کرده اند. روحشان شاد.
منوچهر ناصری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
أین شعر رأمرحوم خانم خاطره پروانه هم در دستگاه ماهور خوانده اند. عنوان سی دی، "موسیقی کلاسیک ایران" به شماره 2-972060.
Masih در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۴ - حکایت در معنی عزت محبوب در نظر محب:
داستان درسه و منظور اینه که هر چه را که با اون دوست قبولم کنه من قبول دارم. چه بهشت چه جهنم
همایون در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۹:
این غزل نکات برجستهای دارد، که نشانگر عرفان ویژهای است که جلال دین با حضور شمس بدان رسیده است
جلال دین پیش از شمس با عرفان سنتی مشغول بوده است و خیلی مانند دیگر عرفا به آن مینازیده است اما پس از همنشینی با شمس پی برده است که آن همه کوشش ارزشی نداشته و دست آوردی ببار نیاورده است
عرفان حقیقی آن است که دو انسان با کوشش خود و بطور زنده و عینی به آن برسند یعنی بجای عشق به خدا عشق به انسان پیدا شود تا راه آسمانها یعنی رازها گشوده شود
در چنین فضائی است که انسان طرب و رخس حقیقی را تجربه میکند
انسان با تجربه انسان و پی بردن به توانائی او در گشودن رازها و یافتن معنیهای نو است که به مقصود خود در عالم میرسد و این کار نیز توسط خود انسان صورت میگیرد نه هیچ پدیده دیگر، عشق را باید در انسان جستجو کرد نه در آسمان
عباس برجردی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:
چو سلطان نظر کرد اورا بدید
ز دیدار او همچو گل بشکفید
بدوگفت ای سنبلت پیچ پیچ
ز یغما چه آورده ای گفت هیچ
مطلب دیگر وثاقان به معنای مردمان مورد وثوق
پوریا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
روضه ی امید تویی
راه ده ای یار مرا...
واقعا یدونه مولوی اگر تو غرب یا شرق عالم بود و داشتند
امروز هیچ خدایی جز اون نمی پرستیدن
دوست عزیزی در مورد معنی حاصل دریوزه پرسیدند
به نظر من( هر چند سوادشو ندارم) شاید این منظور بوده
که دریوزگی و گدایی همون اشاره ب آیه ی انتم الفقرا... داشته باشه
همایون در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
از غزل های شمس الضحیای پیش از ملاقت شمس بوی جبری و دعایی و دینی عرفانی میدهد
بایا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۸ - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی:
سلام و عرض ادب. پاراگراف آخر، در نام شیخ نقطه ها جابجا شده اند لطفا تصحیح بفرمایید. متشکرم
رضا ساقی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰: