همه عالم خروش و جوش از آن است
که معشوقی چنین پیدا، نهان است
ز هر یک ذره خورشیدی مهیاست
ز هر یک قطرهای بحری روان است
اگر یک ذره را دل برشکافی
ببینی تا که اندر وی چه جان است
از آن اجسام پیوسته است درهم
که هر ذره به دیگر مهربان است
نه توحید است اینجا و نه تشبیه
نه کفر است و نه دین نه هر دوان است
اگر جمله بدانی هیچ دانی
که این جمله نشان از بی نشان است
دلی را کش از آنجا نیست قوتی
میان اهل دل دستار خوان است
دل عطار تا شد غرق این راه
همه پنهانیش عین عیان است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی نگرش عطار به معشوق و هستی میپردازد. او تأکید میکند که همهٔ دنیا از وجود معشوق ناشناختهای پر از شور و شوق است. از هر ذره میتوان وجودی چون خورشید دید و هر قطرهای به مثابه دریا عمل میکند. در این بین، مرزهای توحید و تشبیه و همچنین دین و کفر کمرنگ میشود. عطار با اشاره به عشق و معرفت دل، ما را به درک حقیقتی عمیقتر از وجود دعوت میکند و میگوید که در نهایت، این مسائل نشاندهندهٔ همان بینشان است.
تمام جهان به خاطر وجود یک معشوق خاص و پرجاذبه در حال تلاطم و هیجان است، که در عین اینکه دیده نمیشه ولی آثارش به راحتی قابل مشاهده است
هوش مصنوعی: از هر ذره ای که وجود دارد، نوری مانند خورشید وجود دارد و از هر قطره ای دریایی زنده شکل میگیرد.
اگر یک ذره را بشکافی، میبینی که درون آن چه انرژی و جانی نهفته است.
شاعر میفرماید اتم ها نباید کنار هم بهم پیوسته باشند و قطعا بخاطر انرژی دیگری بهم پیوسته و مهربان کنار هم قرار دارند
هوش مصنوعی: این مکان نه به یکتاپرستی (توحید) مربوط میشود و نه به تشبیه (اشتباهگویی)، نه به کفر ربط دارد و نه به دین؛ بلکه مسئلهای فراتر از این دوگانگیها وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر همه چیز را بدانی، باز هم هیچ نمیدانی، زیرا این همه نشاندهنده چیزی است که خود هیچ نشانی ندارد.
هوش مصنوعی: دل را از آنجا که هیچ قدرتی وجود ندارد، بکش. در میان اهل دل، آنچه باشد مانند خوان (میزانی از نعمت یا دانش) است که تنها در دست کسانی است که به حقیقت پی بردهاند.
هوش مصنوعی: دل عطار وقتی در این راه غرق شد، همه پنهانِ او مانند آفتاب واضح و روشن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چو ایزد را دهشها بی کران است
پذیرفتن مرو را همچنان است
بگردان روی دل از فکرت بد
که بد کردن نه کار بخردان است
بدی اندیشه کردن در حق خلق
بدی کار تو در وی نهان است
کسی که نیکی اندیشد به هر کس
[...]
اساس شرع او ختم جهان است
شریعتها بدو منسوخ از آن است
جهانی جان چو پروانه از آن است
که آن ترسا بچه شمع جهان است
به ترسایی درافتادم که پیوست
مرا زنارِ زلفش بر میان است
درآمد دوش آن ترسا بچه مست
[...]
چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟
مگر شمعی به دستِ ساروان است؟
سلیمان است گویی در عماری
که بر بادِ صبا تختش روان است
جمالِ ماهپیکر بر بلندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.