گنجور

حاشیه‌ها

رضا ساقی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:

ای که در کوی خرابات مقامی داری
جَم وقت خودی اَر دست به جامی داری
خرابات: جمع "خرابـه" است، خانـه های ویـران وغیرقابلِ استفاده برای مردمِ عادی، امابهترین وامن ترین مکان برای خلافکاران که بی هیچ هزینه ای، در آنجا هارفته و کارهای خلاف شرع ، مانـنـد : قـمـار ، شـرابخواری و زنـا و .... انجام می‌دادنـد.بنابراین شرابخواران وگناهکاران را اهل خـرابـات می‌گـفـتـند امروزه نیزاینچنین است،بسیاری ازجنایات وخلافکاری ها درخرابه ها وویرانه ها صورت می پذیرد.
گرچه قبل ازحافظ نیزاین واژه در اشعارشاعران به ویژه "خواجوی کرمانی" که حافظ درابتدایِ کاردر سرودنِ بیشترِغزلیّات، وام دارِ اوبوده، بکاررفته است ، امّاحافظ این رندِآزاده وازبندِ تعلّقات رسته یِ یگانه یِ روزگاران، این واژه رابه اصطلح ازنظرمعنایی غنی سازی کرده وبه آن ژرفایِ بیشتری بخشیده است.
حضرت حافظ،به مددِ نبوغ ِ معماری خداداده ی خویش، ابتدابنای کلنگی "خرابات" رادرهم کوبیده وبانقشه ای مهندسی،عمارتِ زیبایِ " مـیکـده‌ی معرفت" ، "محفل اُنس"و "مجلس عارف کامـل " رادرزمین خرابات بنانهاده است. بنایی محکم واستوار،که درطولِ قرنها،همچنان استوار باقی مانده وهیچ آسیبی ازطوفانهای کج اندیشان وکینه ی کینه توزان ندیده است. خرابات درنظرگاه حافظ محفل رندانِ وارسته ازتعلّقات دینی ودنیویست.
مقام: مرتبه ومَنصب
جَم: جمشید پادشاه افسانه ای، جم کنایه ازپادشاه مقتدر است.
"جام" ایهام دارد: 1- جام شراب 2- جام جم یا همان جام افسانه ای جمشید که درآن احوالات روزگار رامی دید3- کنایه ازدل عارف،بانظرداشت هرسه معنی بکارگرفته شده است.
معنی بیت: ای آنکه درکوی خرابات مسکن گزیده و(باخلاص شدن ازبند تعلّقات دینی ودنیوی) برای خود در عرصه ی رندی جایگاهی پیداکرده ای اگردرکوی خرابات هستی ودسترسی به جام(باهرسه معنی) داری خوشابه حالت که سلطان مقتدر وخوش اقبال مملکت وجود خویش هستی.
آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
درنظرگاه حافظ، رندِخرابات نشین که به مقامی رسیده باعاشقی که به وصال نایل شده هردو ازرستگارانند.
معنی بیت: ای دلداده ای که به وصال رسیده وروزوشب خویش را درکنارمعشوق وبا زلف ورخ یار سپری می کنی مجال مبارکی که پیداکرده ای مستدام باد که شام و سحرخیال انگیزی داری. ضمن آنکه شام (رساننده ی زلف سیاه) وسحر(کنایه ازرخسار سپید اوست.)
چوماهِ روی تودرشام زلف می دیدم
شبم به روی تو روشن چوروزمی گردید
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
سوختگان: دلسوختگان، غم عاشقان
معنی بیت: ای نسیم صبا عاشقانِ دلسوخته ازسوزوگدازعشق، برسرراه انتظارمی کشند اگرپیامی ازمعشوق داری بیا که وقتِ وقت است.
روی بنما ووجود خودم ازیادببر
خرمن سوختگان را همه گوبادببر
خال سرسبز تو خوش دانه ی عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
خال سرسبز: خال زیباووسوسه انگیز
"چمن" کنایه ازگلشن رخساراست. رخساربه گلشن تشبیه شده است. گلشنی که دامی درمیان دارد دانه ی این دام "خال"ِ وسوسه انگیزاست.
معنی بیت: خال توبس زیبا وشاداب است امّا خال تودرگلشن رخسار دامی وسوسه برانگیزاست.
ازدام زلف ودانه ی خال تودرجهان
یک مرغ دل نماند نگشته شکار حُسن
بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
مشام: بینی، حس بویایی.
معنی بیت: ازلب خندان پیاله نسیم حیات وزندگانی به مشامم می رسد ای شیخ اگرتونیزمشامی داری(که نداری) بشنو.
سرم خوشست وبه بانگ بلندمی گویم
که من نسیم حیات ازپیاله می جویم
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
می‌کنم شُکر که بر جور دوامی داری
ثبات: دوام و پایداری.
معنی بیت: ای محبوب، ازآنجاکه هنگام وفای به عهد وپیمان، ازتو هیچ ثباتی درعمل دیده نشدخدای راسپاس می گویم که حداقل بی وقفه نامهربانی می کنی وبر جور وجفا ثبات داری.
ازثبات خودم این نکته خوش آمدکه به جور
درسرکوی توازپای طلب نشستم
نام نیک اَر طلبد از تو غریبی چه شود؟
تویی امروز در این شهر که نامی داری
نام نیک اَر طلبد : اگر غریبی بخواهد از بهرمندی لطف و عنایت تونیکنام گردد.
معنی بیت: ای حبیب، اگرغریبی چون من، ازتو انتظارلطف ومرحمت داشته باشد چه اتّفاقی می افتد؟ مگرچه چیزی ازتو کم می شود؟ امروز دراین شهرتوصاحب نام هستی وغریبان ازتو انتظار عنایت ومساعدت دارند.
گرآمدم به کوی توچندان غریب نیست
چون من درآن دیارهزاران غریب هست
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود: چه بسیاردعاهای سحری که مونس جانت خواهد بود.
معنی بیت:
ای محبوب، توکه همانند حافظِ شب زنده دار ارادتمند وهوادار داری بی تردید چه بسیاردعاهای سحری که مونس جانت خواهد بود.
دل گفت وصالش به دعابازتوان یافت
عمریست که کارم همه برکاردعارفت

عبدالحامد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود:

این شعر زیبا داره از توحید کاربردی (وحدت وجود حق) صحبت میکنه
تو خود را به تمامه ازو بدان، تو خود را نبین تا او همه چیزش را به تو بدهد، تا او بلاها را از تو دور کند، بیماری ها، فقرها، ظالمان، نادانی ها و گناهان

امیرحسین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

این غزل شاید عارفانه ترین شعر حافظ باشد که در آن مفاهیمی نظیر استجلاء و وحدت وجود نهفته است.

آرمان پروانه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

نغنوی به چه معنی است؟ تلفظ آن چگونه است؟
با تشکر

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

که این عجوزه عروس هزارداماد است
این مصراع را به دو شکل می توان خواند
1- اینکه هزارداماد را به شکلی که هزارپا و هزارچهره و ... را می خوانیم تلفظ کنیم
که در این روش " هزارداماد" صفت می شود برای عجوزه
2- عروس هزار داماد می شود اضافه ملکی
و دیگر صفت و موصوف نیست
به نظر بنده روش اول زیبا تر است که در این روش هزار نشانه کثرت است می تواند کمتر از هزار یا بیشتر از هزار باشد
در فایل صوتی گنجور روش دوم خوانده شده ولی بنده روش اول را بیشتر می پسندم

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

جناب شاملو
اگر از کمند عشق بروم کجا گریزم
این بروم نشان دهنده ی این ست که سعدی جان و هر عاشق دیگه ای این کمند رو دوست دارن و به اختیار خودشون هست که در کمند هستند و حتی اگر کمند باز بشه هم میل رفتن نیست ...

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:

خداوند رحمت کند پروین اعتصامی را که اشعارش همگی نغز و پند آموز است و برای هر کس که بخواهد از خواب غفلت بیدار شود و به سعادت برسد گرانبهاست. اشعارش بی نظیر و عالی است و بنظر اینجانب در نوع خودش نابغه بوده است.
"گر پند تلخ میدهمت،ترشرو مباش-تلخی بیاد آر که خاصیت دواست "

تماشاگه راز در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:

معانی لغات غزل (237)
زدلبرآمدم:از دل برآمدم ، از عهده دل برآمدم ، جلوی تندرویهای دل را گرفتم.
کار نمی آید:کار به نتیجه نمی رسد. کار به انجام نرسیده و عملی نمی شود
.زخود برون شدم: از خانه خود بیرون شدم ، خانه را خالی کردم .
درین خیال به سر شد:عمر گرانمایه در این خیال سپری شد.
بَسَم:از بس مرا
به بخت من:من به خاطر بخت من ، به خاطر بخت نامساعد من.
معانی ابیات غزل: (237)
(1) جلوی زیاده خواهی های دل را گرفتم ولی کار به نتیجه نمی رسد . از خانه دل خود بیرون شدم اما یار در آن پا نمی نهد . (2) عمر عزیز در این خیال به سر آمد که زمان فتنه انگیزی زلف سیاه تو روزی به پایان خواهد رسید اما هنوز می بینم که این فتنه به پایان نمی رسد. (3) بسیار از دل خود گفتنی های دارم که با نسیم سحر در میان گذارم ، اما از بخت بد من امشب سحر نمی شود! (4) افسوس که عمر و مال در راه دوست فدا نکردیم دریغا که در راه عشق اینقدر فداکاری از دست ما ساخته نیست . (5) هیچ وقت تیر ناله های سحری من به خطا نمی رفت. نمی دانم چه شده که اکنون یکی از آنها هم به هدف اجابت نمی رسد. (6) از بس دل بیمناک حافظ از همه کس رمیده شده ، اکنون هم که در حلقه زلف تو پای بند است از آن بند بیرون نمی آید.
شرح ابیات غزل(237)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بحر غزل: مجتث مثمن مخبون اصلم
*
همانطور که در شرح غزل 236 پیش از این گفته شد و چه بسا که با ساختن و پرداختن ابیات این دوغزل ومضامین متناسب با قافیه، قصد شاعر براین بوده استکه از انتخاب ابیات سروده شده، یک غزل بیافریند . کاری که بعدها حافظ پژوهان در این ایام کرده اند اما واقعیت امر این است که ابیات این دوغزل در دونسخه در دستها باقی مانده و بعدها در نسخ مختلف ثبت شده است. وجود ابیات و مصراعهای مشترک در بعضی از ضبطها در گذشته هم به همین سبب است شاعر مضمون بیت:
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته در آید
را به هنگام سرودن مطلع این غزل در جلوی چشم مجسم داشته و بیت نخست غزل را سروده است یعنی خود را غیر به حساب اورده و از خانه دل بیرون رفته معذلک یاراو به درون نیامده است.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

Behzad Behzadi در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

درود
به قول سعدی صاحب سخن
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
دنبال تایید و رد نظر دوستان و برزگان در خصوص دین و آیین و طریق و سلک فکر و اندیشه نیستم.مکلف و موظفم که همه ایده ها و اندیشه ها و نظرات را محترم بشارم .در خصوص بیت
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت
بنظر نمی آید که در مورد یک معشوق فرازمینی (خدا) باشد.حافط یک فرد خداشناس است.خدا زا آنقدر بزرگ و بی نیاز و آگاه و عالم می داند که نیاز به آغوش یک ذره ناچیز زمینی نداشته باشد و نمی تواند داشته باشد.و اینکه حافط نگران خواب و آسایش خدا باشد و خدا را قیاس و نیاز مادی کردن با خداشناسی حافط منافات دارد.حتی منظور حافظ پیر و مرشد و خواجه و شیخ هم نمی باشد.ریزا که نوعی کوچک شمردن و بی احترامی به آنان است و ناآگاه دانستن آنها .بحافط نگران است.نگران کسی که برایش مهم است و دوستش دارد.نگران کسی که به لحاط عقل و سن به نظر حافط کبیر نیست. قابل فریب خوردن و در دام افتادن است.نگران کسیست که برایش عزیز و دلبند است. حافط در این بیت نگران یک معشوقه ،یک شاهد زمینی است.البته که این ایراد و عیب بر حافظ نیست.خافط هوش و ذوق و خلاقیت ودید و دامنه فکری و سیعی داشته است.دز عزل هایش هم این دید وسیع باعث شده که روی یک موضوع تمرکز نداشته باشد و با کثرت موضوعات مواجه باشیم.به امید انکه روزی کسی فراتر از حافط خلق شود و ارتباط زنجیرهای گسسته ابیات حافط را کشف نماید.
لطفا دوستان نظر بدهند
takhtjamshidking@gmail.com
@behzaadshabaani

سیدمرتضی طاووسی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷۵:

دست در سوراخ میداری ز مار اندیشه کن
پای بر گل مینهی از زخ خار اندیشه کن
راز خود با یار خود هر چند بتوانی مگوی
یار را یاری بود از یار یار اندیشه کن

یاسمن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

سلام در همین وزن و چند قصیده سند سازی شده 1371 دیوان فروغی که از سعدی نیست آقای محمدی یا سوری یا کیشانی هر کسی هستی مطلب را جدی بگیر و برای خودت لا اقل جایی ثبت کن

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دردنیای وارونه وشیطانی
عشق یا هرساده ای پیچیده و سخت میگردد
سادهترازعشقدرجهان الهی وپیچیدهترازآن دردنیایشیطانی نیست.وحافظ ومولانا و... ازدرد عشقگویند که شماهرگز بفهمید

مهدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۵:

از اساتید گرامی خواهش میکنم توضیح مختصری در مورد معانی واژه ها و ابیات بفرمایند تا شاگردان استفاده کنند.
پیشاپیش سپاسگزارم.

میثم سعدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

سیر گشت: مصدر مرکب مرخم؛ سیر گشتن، آزرده و ملول گشتن.
مردی: جوانمردی
معنی: بیزاری از یار از بهر ستم و نامهربانی‌اش، شرط جوانمردی نیست، اگر بی‌مهری یار را مردانه برنتابم، جوانمرد نیستم.

حضرت سعدی در چامه‌هاش این همه مهر و محبت نسبت به زن داره، حالا بیاد در جایی توهین کنه و دستاورد دوگانگی بشه! جالبه.
البته همه رو میشه نقد کرد.
حالا این خوبه، طرف میاد انگ بچه بازی و نزدیکی با حیوانات را بهش نسبت میده!

محمد بیات در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

تعین نقطهٔ وهمی است بر عین
چو صافی گشت غین تو شود عین
هیچ بیتی ندیدم که بهتر از این رابطه انسان و خدا رو توضیح بده و انسان رو اینقدر بالا ببره، فقط تعجب می‌کنم که چرا در شرح لاهیجی و همین طور شرح دکتر دینانی حق این بیت ادا نشده و هرو بزرگ معنای عین و غین را ع و غ مراد کرده اند در حالیکه اصل سخن اینجاست...

شیرین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

این غزل را باید مواقع ناامیدی و افسردگی مرتب خوند و گوش کرد.

حمید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

چرا آدم سیر نمیشه از این آهنگ با صدای چاوشی 10000 بار گوش دادم بازم خسته نمیشم. انگار مولانا یقه آدم رو میگیده میگه شماها کجای کارین به خودتون بیاید.

منوچهر فداکار در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:

سلام در بیت اول مصرع دوم که نوشته جوتچی گوروبسیز اوکوزه اوکوز گویا
در اصل معنی غلطی پیدا میکنه البته تا اونجایی که من یادم هست ودر یکی از کلیپ هایی که با صدای خود استاد از همین شعر بود شنیدم که گفته شد جوتچی گوروبسیز چوبوقا اوکوز گویوب بیزو گوشا که چوبوق به همان چوبهایی گفته میشه که گاو نر به آن بسته میشه جهت شخم زدن
پس این نوشته میتونه غلط و بی معنی باشه

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

به بی دین می گویم
شما که اصرار داری حافظ عارف نبوده و از مدعیان عارف و الهی بودن حافظ دلیل می خواهی
کدام دلیل محکم تر از دلیلی که در تمام غزلهای حافظ بدون استثنا موجود است و آن تخلص " حافظ " است
این تخلص به چه معنی است جز اینکه او حافظِ قرآن بوده و به این موضوع در چند مورد اشاره و به آن افتخار کرده است
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
یا
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
به هر حال ایشان به تعداد غزلهایش از تخلص حافظ استفاده نموده پس چگونه می توان ایشان را غیر عارف و غیر الهی دانست
این به آن می ماند که ما مجنون را که همیشه نام لیلی ورد زبان اوست بخواهیم عاشق عذرا بدانیم
شما خود را بی دین می دانید ایرادی نیست ولی حافظ قرآن را نمی توانید بی دین قلمداد نمائید

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱:

جناب تبکم
با سلام
شکل صحیح شعر همین است که گنجور نوشته
البته حافظ بنا به ضرورت رعایت وزن شعر کلمه " مَخرَجاً " را بالاجبار از آیه حذف کرده
و این شعر را حافظ از آیات 2 و 3 سوره طلاق درقرآن کریم اقتباس کرده
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (قرآن کریم سوره طلاق آیات 2و3)؛

۱
۲۶۴۳
۲۶۴۴
۲۶۴۵
۲۶۴۶
۲۶۴۷
۵۵۳۱