شعر خوان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۴:
به نظر این گونه می آید
در مصرع اول:
ای لعل تو لاله ی گلستان بهار
در مصرع دوم بیت آخر:
رنگم چو به است و اشک، چون دان انار
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش . (مولوی)
ــــــــــ
نگاهی به یک هایکو
یابویِ بارکش
پا سست می کند
هنگامِ عبور
از کشتزارِ شَبدَر ـ (؟)
✓ سخن از تاثیرِ مکان است بر یک حرکت .
✓ سخن از حرکتی است که روزمرگی ها و وظایفِ یک یابو در آن درج شده است ؛ روزمرگی ها و وظایفی که دیگر در هم ادغام شده اند .
✓ به حَتم ، پا سست کردنِ یابو زیر بار ، گزنده و متفاوت از زمانی است که یابو یَله و رها از بارکشی پا سست کند.
✓ بار و بارکشی ، دست و پای یابو را بسته است و زهرِ این نوع بستگی و اسارت را عبارتِ «هنگامِ عبور» ، بیشتر به رخ می کِشد ؛ یابو فقط حق دارد از کنارِ بهشتِ آرزوهایش عبور کند . بهشتی که فقط اجازه یِ تماشایِ نصف و نیمه یِ آن را دارد و نه اجازه یِ داخل شدن به آن . تماشایِ نصف و نیمه ای که به یقین آکنده از حسرت خواهد بود .
✓ آیا کشتزار شبدر ، نشان از بخشِ نزیسته و زندگی نکرده یِ یابو است یا نشان از یادآوری ، حسرت و خاطراتِ یک زندگی از دست رفته ؟
✓ نکته ی امیدوار کننده یِ این روایتِ کوتاه این جاست که عادتِ بارکشی ، هنوز احساساتِ یابو را نکُشته و مجالِ ذوق و احساسات را از او نگرفته است .
✓ آیا پاسست کردن یابو از دیدنِ کشتزارِ شَبدَر ، باعث شده است یابو برای لحظاتی رنج و دردِ بارکشی را فراموش کند و یا این که آن را چندبرابرتر از آن چه هست حس کند ؟
✓ آیا این پاسست کردنِ یابو از دیدن کشتزارِ شَبدَر ، بعدها در قالب (خشم و نفرت) نسبت به زندگیِ بارکشی جلوه خواهد کرد؟
✓ آیا آگاهی از کشتزارِ شَبدَر در مقابلِ زندگیِ بارکشیِ یابو بیش تر رنج آفرین خواهد بود یا لذت آفرین ؟ چرا که گفته اند آگاهی فقط یک شاخه از درختِ زندگی است ! ... البته صحبت از یک آگاهی است که از یک موقعیتِ عادی برنیامده است . آگاهیِ یابو از کشتزارِ شَبدَر ، در موقعیتِ بارکشی و از یک پا سست کردن ساخته شده است ؛ در واقع ، یابو از راه کشتزارِ شَبدَر ، نسبت به موقعیت خود آگاه تر شده است .
▣ احمد آذرکمان ـ 19 خرداد 1398 ـ حسن آباد فشافویه
پیوند به وبگاه بیرونی
.. در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹:
کلک زبانبریدهی حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد..
مهدی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
دوستان عزیز و ادبای گرامی، حضرات معززی که میفرمایند «وفات» و «طی نمودیم»، خواهشمندم مرجع ارائه کنند. شک ندارم که مرجع همگی آن چیزی است که از محسن نامجو شنیدهاند. نامجو مرجع ادبی نیست. بدون مرجع بهتر است حرف نزنیم.
من در حال حاضر فقط به فروغی دسترسی دارم که نوشته فراق\صرف کردیم. اصلا هم مهم نیست به نظر من و شما وفات بهتر است یا فراق. اگر از سعدی بهتر شعر میگویید، دیوان غزلیات خود را بسرایید.
از طرف دیگر، شک ندارم که سعدی نگفته «طی نمودیم»، چرا که «نمودن» یعنی نشان دادن، ظاهر کردن، به نظر آمدن، نمایش دادن، و از این قبیل. از قدیم در معنای «کردن» به کار رفته، مثلا در شاهنامه موارد زیادی از این کاربرد هست. در غزلیات حافظ هم هست، اما سعدی هرگز، تکرار میکنم، هرگز، هیچ جای دیگر نمودن را در معنای کردن به کار نبرده. در همین گنجور، «نمود» را در آثار سعدی جستجو کنید. فقط یکبار یک جا گفته «بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی\ کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند» که حتی این جا هم میشود گفت «سعیمان را نشان دادیم». در باقی موارد همه جا به وضوح معنی نمایش دادن و اظهار و تظاهر در نظر شاعر بوده. من هم «نوبهاری» نامجو را دوست دارم و مدام زمزمه میکنم، اما نامجو و همه خوانندههای دیگر شعر را عوض میکنند مطابق سلیقه خود.
گردانندگان عزیز گنجور: خواهشمندم نوشتههای داخل پرانتز (وفات\ طی نمودیم) را یا حذف کنید، یا دقیقا قید کنید به استناد کدام تصحیح غزلیات، شعر نامجو را شعر سعدی فرض کردهاید. گنجور قرار است «گنجور» ادب فارسی باشد. ویرایشهای ذوقی و تصحیف سعدی در قرن بیست و یکم واقعاً جایگاهی ندارد.
سپاسگزارم
رومینا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۰:
فکر کنم در بیت اول به جای «بدان چه»، باید «بدانچه» باشد
ناصر در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
شروین جان
یکبار دیگر با دقت گوش کن ، می بینی که ” زدامن تو “ را کاملاً متصل به مصرع دوم خوانده اند .
نوید در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۸:
این شعر من رو نجات داد...
بردیا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
لطفا بیت آخر ،مصراع اول بعد از خواب یه ویرگول بذارید .
ای خواب ،گرد دیده ی سعدی دگر مگرد...
احمد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۶:
سلام دوستان
از بند گرانم خلاص کرد و ملک موروثم خاص یعنی چی ؟
دو مفهوم تو منابع مختلف دیدم :
1- ملک موروثی مرا مصادره کرد. 2- ملک موروثی مرا مخصوص خودم کرد
حالا نظر شما چیه ؟
T Hd در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت
در زلف چون کمندش ایدل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
عشقت رسد بفریاد ار خود به سان حافظ
قران ز بر بخوانی در چارده روایت ...
گویا دوستان نظرشون بر این است که منظور حضرت حافظ از قران ، کتاب " چنین گفت زرتشت " نیچه است . مگر میشه آفتاب رو انکار کرد مگر میشه ارادت حافظ به اهل بیت و توجهش به قران رو ندید و انکار کرد ؟!؟!!!!!!
یاسان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
جناب س.م
طبق درخواستتان لازم است بگویم یکی از معانی که همواره برای دستان برشمرده اند مخفف داستان است کافی است تنها به لغتنامه دهخدا نگاهی بیاندازید:
دستان . [ دَ ] (اِ) مخفف داستان . (از ناظم الاطباء). حکایت و افسانه . (برهان ) (از غیاث ). حکایت و اخبار. (جهانگیری ). تاریخ و افسانه و قصه و حکایت . (ناظم الاطباء). مثل و داستان . حکایت . قصه . (یادداشت مرحوم دهخدا)
اما در بیتی که مورد اختلاف بود به باور من حافظ میان حیله و نیرنگ از سویی و نغمه و پرده از سوی دیگر ایهام نظر دارد و داستان دورترین و کم تناسب ترین معنایی است که میتوان در این بیت برای دستان به گمان گرفت.
محمد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
در مورد این بیت سوالی دارم
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
در مصرع دوم آیا منظور اینست که هم نظر حرام کرده اند و هم خون خلق حلال.
یا آنکه نظر کردن را حرام اعلام کردند و در مقابل خون خلق حلال!
مرتضوی کیاسری در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:
سلام
حافظ معنی "آن" را در این غزل به صراحت گفته است :
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
بنابراین معنایی در مقابل "این" به معنای زیبارویی و پریرویی و خوش اندامی ؛ منظور حافظ است .
یاسان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
آقای همایون عزیز در مورد نسخه چاپی که در دست دارید بر پایه توضیحات شما باید بگویم که با وجود نقاشی های مرحوم محمد تجویدی در این نسخه چاپی علیرغم کهنه بودن قدمتی ندارد چرا که قدیمی ترین چاپهای دیوان حافظ با نقاشی های تجویدی مربوط به دهه 30 و 40 است و اغلب این نسخه های چاپی با کمترین توجه به اصالت و یا دقت در تصحیح منتشر شده اند و برای تحقیق و بررسی چند و چون غزل حافظ چندان مناسب و مورد اعتماد نیستند.
علی اصغر ابراهیمیان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:
سلام و تشکر از زحمات دوستان خوبم.
در بیت اول مصرع دوم سوختم "زین" آشنایان ، "زبن" تایپ شده. زیباتر می شود اگر اصلاح بفرمایید.
شاد و پاینده باشید.
یاسان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
دوستی که برداشت عجیب و بی ربط با شعر و اندیشه حافظ را مبنی بر "از جنس شیطان دانستن حافظ خویش را" مطرح کرده اند گویا درک درستی از فن بدیع و صنایع ادبی ندارند به ویژه صنعت تلمیح. شاعر اگر با انواع فنون و صنایع شعری منظور خود را به موازات شخصیتها و داستانها و مضامین دیگر مطرح میکند و چه بسا ایفاگر نقشی از نقشهای آن داستان شود تلاش دارد تا بلاغت و نوگویی و خلاقیت را در جان شعرش بدمد. به عنوان مثال وقتی سعدی میگوید:
بوی پیراهن گمگشتهٔ خود میشنوم
گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم
خویش را هماورد و همپایه یا به قول همین دوست مورد اشاره "از جنس" یعقوب پیامبر بداند بلکه این شیوه ای است قیاسی برای حسب و وصف حال.
محمد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۴۸:
بیت پنجم دو هجای کوتاه یا یک هجای بلند کم دارد
مثلا باید اینطور بوده باشد:
طی کن چو ریگ راه طلب رابه خامشی
حمید جوادزاده در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
از کرمت من به ناز مینگرم در بقا
کی بفریبد شها دولت فانی مرا
شاعر میفرماید : الهی در اثر لطف و کَرَمی که تو به من فرموده ای چنان مقام بلند وحال ارزشمندی یافته ام که به زندگی دنیوی (بقا) با بی اعتنایی و با دیده ی ناز نگاه میکنم (به ناز مینگرم در بقا) بعبارت دیگر : اگر دنیا به طالبانش ناز میکند و با سختی و اکراه به چنگشان می افتد اما من این رابطه خواهش و ناز را مغلوبه کرده ام و در اثر لطف و کرم تو بجایی رسیده ام که بجای اینکه من ناز دنیا را بکشم او ناز مرا میکشد و من به او بی اعتنایی میکنم. پس با این وجود ای پادشاه ملک وجود (شها) ، چگونه دولت فانی این دنیا میتواند مرا فریب بدهد؟ کی بفریبد شها دولت فانی مرا؟ یعنی به یقین هرگز پس از این فریب ظواهر دنیا را نمیخورم.
م- ط در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
« قدری نام و نشان هست » موجب نابخشنودی اوست
شعر خوان در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۴: