گنجور

حاشیه‌ها

بشی رحیمی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۵:

سرکشی‌ها زین ادا آغوش رحمت می‌شود
لطفا "زبن" را به "زین" اصلاح فرمایید.

بشی رحیمی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۶:

کلمه‌ی "خوبش" در مصراع ششم، اشتباه تایپ شده، لطفا به "خویش" اصلاح فرمایید.
به جوع می‌مکند انگشت خویش، طفل رضیع

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰:

[جز سپر نکند.....تحمل تیر رویا روی را-----درست است

جعفر عسکری در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۷:

سلام
قطعا "همی" در آخر مصرع چهارم اشتباهه و "بهی" درسته.
بوی بهی یعنی التیام و منظور خوب شدنه که شاعر از محالات می دونه.
در ضمن با مراعات شفتالو،سیب و نار،قطعا بِه باید قافیه باشه که شاعر هر دو معنی رو در نظر داشته.

جعفر عسکری در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۵۸:

سلام
@احمد
صرفا "نماز" در این جا به معنی خم شدن است که در برابر قد و قامت معشوق،پَست شده
پس ربطی به اذان گفتن نداره و "موزون" قطعا درسته.به معماری دقیق و مهندسی کلمه ی "برخاست" توجه ویژه کنید.بسیار به جا و حرفه ای به کار رفته.

احمد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی طلب » بیان وادی طلب:

آیا وادی طلب سخت ترین وادی عرفان است و چه اتفاقاتی برای سالک حق می افتد من شنیده ام روان پریش میشود و مجنون و خلق و خوی شبیه دیوانه ها پیدا میکند

جعفر عسکری در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۴۷:

سلام
@پوریا13
می شود "هست" را درست دانست به شرطی که سوالی خوانده شود
در دام غم تو بسته ای هست چو من؟؟
در ضمن "بسته ای" با "دام" متناسب تر است

Roya در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:

به دوغ درافتادن درست است یعنی فریب خوردن
لحد چو حبس نماید، خلاص جان باشد یعنی قبر مانند زندانی به نظر می‌آید که جسم را در بر می‌گیرد و با مرگ تن، روح آزاد و خلاص می‌شود.

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

هم برای تکمیل معنا و محتوا و هم برای تنظیم قافیه باید مصرع آخر بدین گونه شود : جان در سر غمزه های جانانه کنیم

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

پاینده باشید جناب شهرام بنازاده و سپاس از شما

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

مصرع دوم از بیت نخست : یا بهر چه ساز و سوزشان مطلوبست ؟

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:

چون در زبان پارسی لغات بیگانه عرب می آوریم نیک این است که حروف اضافه و ربط پارسی را از آنها جدا بنویسیم . حروف پارسی تنها در وصل با واژگان پارسی زیبنده و بجاست . پس بعبث را باید : به عبث نوشت

محمد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

باسلام،این غزل بیانگر اندیشه ی عرفانی عرفا واز جمله مولاناست انسان تا زمانیکه به فنا فی الله نرسیده و به اتحاد با خدا دست پیدا نکرده نمی تواند کاری از پیش ببرد انسان وقتی به خدا رسید بی قرار یش به آرامش تبدیل تبدیل می‌شود و...........

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۸:

عشق تو که در دل آتشی می افروخت
دانم که به شمع سوختن او آموخت
بر روی تو شمع تا ز حق، عاشق شد
زد او نفسی سرد و ز غم فارق شد
با سوختن در عشق حق برخلاف شمع که سرد وخاموش گردد زمانی که رسید،ما به چنان حقیقتی خواهیم رسید که،یکباره مقصد حاصل نموده،متحد،شکوفا و ابدی خواهیم شد

صفا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

بنده حقیر بر این باورم که که در این بیت، سایت گنجور دچار خطا شده
و "بنماید" اینجا در این فحوی استفاده نشده
بلکه مولانا فرموده:
"نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر"
بدان معنی که "خوش آن قماربازی که همه را باخت؛ و هیچ چیز دیگر برایش باقی نماند، الا هوس یک قمار دیگر"!
این فحوی با منطق مصرع پیشین خود بیشتر مطابقت معنایی و منطقی دارد تا استفاده از فعل "نمایاندن" (بنماید) که در معنی "نشان دادن" است.

محمدحسین مسعودی گاوگانی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:

به نظر می رسد یک تناقض ظاهری در این دوبیتی وجود دارد. اگر کسی مونس روزگار است نمی تواند برای کسی که در آن روزگار است مونس نباشد و اگر آن فرد در آن روزگار نیست پرسیدن این سوال غلط است که چونی بی من ؟
چونی ؟ که کلمه پرسش از کمیت و کیفیت است در مورد کسی که مونس روزگار و همدم غمگسار است چه معنی می دهد ؟
کسی که مونس روزگار است نمی تواند خراب باشد که خرابی و مونسی روزگار در یک نفس نمی گنجند. پس مولانا پی چیست؟
من با رخ چون خزان ، خرابم بی تو
رخ من چون خزان است و هر لحظه به موی بادی بند است و در پی آن زمستانی است که سردی و حکایت یخ بندان دارد، خزانی که چنین ماهیت و وصفی دارد و هر رنگش به برگی زرد می ماند ، بی تو خراب است.
و نکته همین جاست ، انسان نباید خود را بی او کند تا رخ خزانش ، خرابتر نشود.
والا او مونس روزگار است خود را از هیچ کس دریغ نخواهد کرد که او همدم غمگسار و رخی چون بهار دارد که شادبی و طراوت از هر طرفش می بارد.

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:

هر شب چو..........بالین کن استان را----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:

دادن جان ......تو جوانمردی نیست-----گر مرا در دو جهاندست.....---درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

در فراخنای جهان....----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:

یا چو زن....عاشقی کار تو نیست---درست است

۱
۲۴۷۳
۲۴۷۴
۲۴۷۵
۲۴۷۶
۲۴۷۷
۵۷۳۰